اکبر روشنی

اکبر روشنی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



لمطار٠٩:٢٩ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨Lamatar در زبان ملکی گالی بشکرد زور چپانکردنگزارش
5 | 0
کروک٠٩:٢٦ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨Korok مرغ خوابیده بر روی تخم در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 1
برکه٠٨:٥١ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨Borkah در زبان ملکی گالی بشکرد روپوشی زنانه که بخش زیادی از صورت و کونه ها را می پوشاند.گزارش
5 | 0
خشابه٠٨:٤٨ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨Khashaba نقابی زنانه که تمام صورت را از پیشانی تا سینه می پوشادرگزارش
0 | 0
سمبوته٠٨:٤٧ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨Sambuta روپوش و نقاب با دستمال در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
0 | 0
داش٠٨:٤٦ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨آبراه با شیب تند در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
0 | 1
جهل٠١:٣١ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨Johl عمیق در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
5 | 0
چنگال٠١:٢٩ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨نوعی شیرینی با ترکیبی از نان و خرما و روغن و . . . . در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 1
چاپک٠١:٢٨ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨سیلی در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
چل٠١:١٧ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨Chel چرک در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
انسگه٠١:٢٧ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨Ansage دوام نمیاری در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
چاپ٠١:٢٦ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨کف زدن در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
شاف٠١:٢٦ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨نیرو، سرعت در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
چل٠١:١٨ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨Chol مصدر مکیدن در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
شاک٠١:٢٤ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨شاخ و برگ خشک درختان که برای حصار استفاده میشه.گزارش
5 | 0
کروک٠١:٢٣ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨Karok ته شاخه درخت خرما که قطر بیشتری نسبت به بقیه قسمت های شاخه داردگزارش
2 | 0
کروک٠١:٢٢ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨Karuk مدادتراش در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
چل٠١:١٧ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨Chel عدد ۴۰ در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
چریتوک٠١:٢٠ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨Chereytok چیدمانی از سنگ های روی هم گذاشته شده به عنوان راهنما و نشانه. بیشتر در مناطق کوهستانی و مسیرهای کم ترددگزارش
2 | 0
زک٠١:١٩ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨Zak میوه کال و نارس در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
چل٠١:١٨ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨Chol فرو رفتن، فروکردن در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
چل٠١:١٧ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨Chal مصدر تخریب کردن در زبان ملکی گالی بشکرد چلان=تخریب کنگزارش
2 | 0
چل٠١:١٦ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨Chal گل و لای در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
ماراغ٠١:١٥ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨مترصد، درکمین در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
بش٠٠:٥٨ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨حاشیه ، کناره در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
5 | 1
چیدغ٠١:١٣ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨Chidagh در زبان ملکی گالی بشکرد چیدمانی از سنگ های روی هم گذاشته شده به عنوان راهنما و نشانه. بیشتر در مناطق کوهستانی و مسیرهای کم ترددگزارش
2 | 0
بش٠٠:٥٩ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨Bash سهم در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
7 | 1
کوتغ٠١:١٠ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨هندوانه در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
اکروک٠١:٠٩ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨هندوانه 🍉در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
میتغ٠١:٠٨ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨Mitagh منزل، اقامتگاه در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
بش٠١:٠٠ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨Bosh نوعی باران فصلی در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
5 | 1
سرک٠١:٠٧ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨Sorok خوبی نوک تیز که برای نگهداشتن تخیر بر روی لهر استفاده میشه.گزارش
2 | 1
کلک٠٠:٥٤ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨Kalak چانه در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 1
پلکوت٠١:٠٦ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨Palkot حفره های میان شاخه های مهر بافته شده در کپر در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
تین٠١:٠٣ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨Tin تابه پخت نان در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 1
تاوه سیاه٠١:٠٤ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨کنایه از آدم چندش آور در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
تاوه٠١:٠٣ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨ماهی تابه در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
تسک٠١:٠٠ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨Tasok تکه ای از نان در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 1
بش٠٠:٥٩ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨Bosh کناره ، حاشیه در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
5 | 1
گر٠٠:٥٨ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨Gor تکه ای از نان در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
7 | 0
مایگ٠٠:٥٦ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨ملخ در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
دروشنت٠٠:٥٤ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨Draoshent لرزیدن در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
کچک٠٠:٥٢ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨Kachak در آغوش گرفتن بچه در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
چمک٠٠:٤٨ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨Chamak رقص در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
7 | 1
بهته٠٠:٥١ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨Bahta بخته ، مرد عقیم در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
پاپرک٠٠:٥٠ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨Paparak نفله شدن، نابود شدن در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
سرکهکی٠٠:٤٨ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨Sarkahki نوعی رقص و پایکوبی در زبان ملکی گالی بشکرد که مردان به شدت شانه های خود را میارزانندگزارش
2 | 0
وهت٠٠:٤١ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨بافتن تخیر ( حصیر پیشی ) در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
2 | 0
مند٠٠:٤٥ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨Mond ستون های چوبی کپر در زبان ملکی گالی بشکردگزارش
5 | 1
بشمنت٠٠:٤٤ - ١٤٠٠/٠٦/٢٨Beshment ما یه اصطلاحی داریم در زبان ملکی گالی بشکرد به نام بِشمِنت که معادل فارسی شو نمیدونم چی میشه. حالتی که مثلا یک مایع داری میخوری حالتی پیش م ... گزارش
2 | 0