برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

رهام

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 اصطراحی که توسط سیاهپوست ها استفاده می شود به حرکتیکه درآن یک گروه بهصورت ناشناس و برای تلافی کردن به یک محل حمله کرده و شروع بت تیراندازی میکنند ١٣٩٧/٠٢/١٨
|

2 در قبال ١٣٩٧/٠٢/٠٨
|

3 مورد آزمایش قرار دادن ١٣٩٧/٠١/١٦
|

4 بدون فکر، اطمینان حاصل کردن ١٣٩٧/٠١/١٦
|

5 جذب کردن(مایع) ١٣٩٧/٠١/١٥
|

6 پیش رفتن به سوی
١٣٩٧/٠١/١٥
|

7 سابق ١٣٩٧/٠١/١٥
|

8 جا افتادن(در مقامی و... ) ١٣٩٧/٠١/١٥
|

9 اصطلاح خودمانی سوسک کردن ١٣٩٧/٠١/١٠
|

10 اشک تمساح ریختن ١٣٩٦/١٢/١٥
|

11 پرشور ١٣٩٦/١٢/٠٥
|

12 سنگین گوش یا کم شنوا ١٣٩٦/١٢/٠٢
|

13 احساسی قوی و کوتاه ١٣٩٦/١١/٢٨
|

14 شعار
١٣٩٦/١١/٢٨
|

15 مربای باقلوا
١٣٩٦/١١/٢٠
|

16 استارت ماشین ١٣٩٦/١١/١٣
|

17 رفیق صمیمی ١٣٩٦/١١/١٣
|

18 ندرتا ١٣٩٦/١١/١٣
|

19 هر نوع بازی با توپ ١٣٩٦/١١/١٣
|

20 بدست آوردن ١٣٩٦/١١/١٣
|