علی رعنایی

علی رعنایی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



ride along١٢:٥٩ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣همراه شدن باکسی همراهی کردنگزارش
0 | 0
also١٨:٢٨ - ١٤٠٠/٠٦/١٨مجدداگزارش
0 | 0
slippage١٨:٥٢ - ١٤٠٠/٠٦/١٦لغزش یا انحراف قیمت اختلاف بین قیمت مورد انتظار قبل از اجرای سفارش با قیمت واقعی که سفارش در آن اجرا شده است.گزارش
2 | 0
re keying١٩:٥٤ - ١٤٠٠/٠٦/٠٩دوباره کاریگزارش
0 | 0
introduce١٨:٥٨ - ١٤٠٠/٠٦/٠٩رایج شدنگزارش
0 | 0
quite possibly١٠:٣١ - ١٤٠٠/٠٦/٠٨به احتمال زیادگزارش
0 | 0
backend١٩:٤٣ - ١٤٠٠/٠٦/٠٧پشتیبانگزارش
0 | 0
cover١٠:٣٣ - ١٤٠٠/٠٦/٠٤جبران کردن The profit covered the loss ( سود، ضرر را جبران کرد )گزارش
2 | 0
warehouse١٠:٥٦ - ١٤٠٠/٠٦/٠٣انباشته کردنگزارش
0 | 0
warehoused١٠:٥٥ - ١٤٠٠/٠٦/٠٣انباشته شدهگزارش
0 | 0
shadiness١٠:٥٧ - ١٤٠٠/٠٦/٠٢حقه بازیگزارش
0 | 0
execution١٠:٣٦ - ١٤٠٠/٠٦/٠١انجام به روش. . .گزارش
0 | 0
the house has gone bust١٨:١٩ - ١٤٠٠/٠٥/٢٨خانه خراب شدن بیچاره شدن بدبخت شدنگزارش
0 | 0
sole١٨:١١ - ١٤٠٠/٠٥/٢١به تنهایی فقطگزارش
5 | 0
AS١٢:٥٨ - ١٤٠٠/٠٥/٢١در حدِگزارش
0 | 0
going forward١١:٠١ - ١٤٠٠/٠٥/٢٠از این به بعدگزارش
0 | 0
sear١٠:٥٦ - ١٤٠٠/٠٥/٢٠sear into mind در ذهن نقش بستن و جا افتادنگزارش
2 | 0
interdealer٠٩:٢٧ - ١٤٠٠/٠٥/٢٠بین تجار بین کاسب هاگزارش
0 | 0
execution venue١٨:٢٠ - ١٤٠٠/٠٥/١٠حوزه اجراییگزارش
0 | 0
piggyback١٧:٤٩ - ١٤٠٠/٠٥/١٠انجام کاری با استفاده از چیزی یا کسیگزارش
0 | 1
negotiate١٢:٤٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٢دست زدن به اقدامی اقدام کردنگزارش
0 | 0
this is how١٢:٥٣ - ١٤٠٠/٠٤/٣٠به این ترتیب به این صورتگزارش
7 | 0
asset manager١١:١٢ - ١٤٠٠/٠٤/٣٠سبد گردانگزارش
0 | 0
oppose١١:٠١ - ١٤٠٠/٠٤/٣٠مقابل یکدیگر قرار گرفتنگزارش
0 | 0
dealer١٨:٣٧ - ١٤٠٠/٠٤/٢٩کاسب تاجرگزارش
0 | 0
bunch١٩:٤٢ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨چندینگزارش
2 | 0
all at once١٩:٢٨ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨بطور همزمانگزارش
0 | 1
run١٣:١٦ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨فراهم کردن ایجاد کردنگزارش
5 | 0
represent١٩:٤٤ - ١٤٠٠/٠٤/٢٦معرف چیزی بودنگزارش
7 | 0
derivative١٣:٠٥ - ١٤٠٠/٠٤/٢٣به معنی قرارداد برگرفته یا مشتقه مالی است و یک نوع ابزار مالی می باشد که معامله گر را قادر می سازد تا بر روی نوسانات قیمت دارایی ها، سفته بازی ( بورس ... گزارش
9 | 0
scoreboard١٩:٤٥ - ١٤٠٠/٠٤/٢٢تابلوی اطلاع رسانی تابلوی اعلان چیزیگزارش
0 | 0
security deposit٢٠:٢٠ - ١٤٠٠/٠٤/٢١وجه الضمانگزارش
2 | 0
spot١٩:٣٩ - ١٤٠٠/٠٤/١٧نقدی مثلا spot trades یعنی معاملات نقدیگزارش
5 | 1
relative١٢:٤٢ - ١٤٠٠/٠٤/١٧نسبت به یکدیگرگزارش
0 | 0
speculating١١:٣١ - ١٤٠٠/٠٤/١٧سفته بازیگزارش
0 | 0
encourage١٣:٠٣ - ١٤٠٠/٠٤/١٦خواهان چیزی بودنگزارش
5 | 0
physically١٠:٣٢ - ١٤٠٠/٠٤/١٥عملاًگزارش
5 | 0
paper tiger١٨:٤٤ - ١٤٠٠/٠٤/٠٨مترسکگزارش
2 | 0
licensed١١:٥٤ - ١٤٠٠/٠٤/٠٨صدور مجوزگزارش
0 | 0
country by country١٠:٣٣ - ١٤٠٠/٠٤/٠٨خود هر کشورگزارش
0 | 0
segregate١٠:٢٥ - ١٤٠٠/٠٤/٠٧جداگانهگزارش
0 | 1
officer١٨:٤١ - ١٤٠٠/٠٤/٠٦رئیسگزارش
2 | 0
shady١٨:٣٢ - ١٤٠٠/٠٣/٢٩حقه بازگزارش
9 | 0
scheme١٢:٤٩ - ١٤٠٠/٠١/٢٢راه و روشگزارش
0 | 0
exotic١٩:٥٥ - ١٣٩٩/١٢/١٩نامتعارف غیرمتداول خاصگزارش
12 | 0
log in١٢:١٥ - ١٣٩٩/١٢/٠٤وارد شدن به صفحه کاربریگزارش
5 | 0
paperwork١١:٥٣ - ١٣٩٩/١٢/٠٤فرم یا متنی که باید جاهای خالی آن تکمیل شود.گزارش
7 | 1
custom١٣:٤٨ - ١٣٩٩/١٢/٠٣مورد نظر ( مشتری )گزارش
14 | 1
kick the tires١١:٥٠ - ١٣٩٩/١٢/٠٣امتحان کردن بررسی کردنگزارش
0 | 1
legal١٠:٣٦ - ١٣٩٩/١٢/٠٢از طریق قانونگزارش
5 | 1