حسین رحمانی

حسین رحمانی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



in practical terms٠١:٠٢ - ١٤٠٠/٠٩/١٠در میدان عملگزارش
0 | 0
prominent٠٩:٤٢ - ١٤٠٠/٠٩/٠٩پررنگگزارش
0 | 0
personality profile٠٨:٢٩ - ١٤٠٠/٠٩/٠٧مشخصات شخصیتیگزارش
0 | 0
waterfront regeneration٠٩:٥٢ - ١٤٠٠/٠٩/٠٣بازسازی بنادرگزارش
0 | 0
decide٠٦:٣١ - ١٤٠٠/٠٩/٠٣به نتیجهٔ مشخصی رسیدنگزارش
0 | 0
energy transition٢٠:٥١ - ١٤٠٠/٠٨/٣٠گذار انرژیگزارش
0 | 0
seamless١٥:١٥ - ١٤٠٠/٠٨/٢٦بدون اختلالگزارش
0 | 0
community based١٥:٢٩ - ١٤٠٠/٠٨/٢٤محله محورگزارش
0 | 0
concentrate٢٠:٥٠ - ١٤٠٠/٠٨/٢٣منسجم شدن، انسجام یافتنگزارش
0 | 0
disruptive١٩:٤١ - ١٤٠٠/٠٨/٢٣اختلال آور، مختل کنندهگزارش
0 | 0
carbon neutrality١٨:٢٢ - ١٤٠٠/٠٨/٢٠کربن خنثیگزارش
0 | 0
disease٠٢:٤٢ - ١٤٠٠/٠٨/٢٠آفت ( اگر در مورد گیاه باشد )گزارش
0 | 0
food waste٠٢:١٩ - ١٤٠٠/٠٨/٢٠ضایعات غذایی، پسماند غذا، دورریز غذاگزارش
0 | 0
heart disease٠٣:٥١ - ١٤٠٠/٠٨/١٩مرض قلبگزارش
0 | 0
shareholder value٢٣:٥٥ - ١٤٠٠/٠٨/١٧ثروت سهام دارانگزارش
0 | 0
endless٢٣:٣٣ - ١٤٠٠/٠٨/١٧دائمی، همیشگیگزارش
0 | 0
the stakes are high٢١:٣٣ - ١٤٠٠/٠٨/١٧پای مرگ و زندگی در میان استگزارش
0 | 0
widen١٦:٥٦ - ١٤٠٠/٠٨/١٧عمیق کردنگزارش
0 | 0
misinformation٠٣:٢٩ - ١٤٠٠/٠٨/١٧اطلاعات نادرست، اطلاعات نادقیق، اطلاعات غلطگزارش
0 | 0
against the backdrop of٠٣:٢٧ - ١٤٠٠/٠٨/١٧در زمینهٔ، در بسترِگزارش
0 | 0
completely٢١:٠٩ - ١٤٠٠/٠٨/١٢به تمامیگزارش
2 | 0
interchange١٥:٠٥ - ١٤٠٠/٠٨/١٢بده بستانگزارش
0 | 0
presumptuous٠٣:٤٨ - ١٤٠٠/٠٨/١٢پُرافادهگزارش
0 | 0
at this rate٠١:٣٩ - ١٤٠٠/٠٧/١٨با این حسابگزارش
0 | 0
come together١٠:١٦ - ١٤٠٠/٠٧/١٧متحد شدن، دست به یکی کردنگزارش
0 | 0
joke٠٠:٢٠ - ١٤٠٠/٠٧/٠٥مزه ریختنگزارش
2 | 0
twelve tables١٦:٣٥ - ١٤٠٠/٠٧/٠٤دوازده لوحه ( مجموعه قوانینی باستانی که محور تشکیل جمهوری روم باستان بود )گزارش
0 | 0
bathtub١٤:٤٧ - ١٤٠٠/٠٧/٠٣حوض شست وشو، حوض حمامگزارش
0 | 1
counterpart١٥:٥٣ - ١٤٠٠/٠٦/١٥جفتگزارش
2 | 0
dissolution٢١:٤٩ - ١٤٠٠/٠٦/١٣گشایش، حل وفصلگزارش
0 | 1
birth pangs١٥:٣٥ - ١٤٠٠/٠٦/٠٤درد زایمانگزارش
0 | 0
arguably١٥:٠٦ - ١٤٠٠/٠٥/٢٦می توان گفت که می توان استدلال آورد کهگزارش
2 | 0
smoothly١٤:١٧ - ١٤٠٠/٠٥/٢٥به درستی، درست ( در نقش قید )گزارش
2 | 0
exaggeration١٤:١١ - ١٤٠٠/٠٥/٢٥تشدیدگزارش
2 | 0
character٢١:٠٤ - ١٤٠٠/٠٥/٢٣چهره ( شخص مشهور و شناخته شده )گزارش
2 | 1
persuasive٢١:٠٣ - ١٤٠٠/٠٥/٢٣موجّهگزارش
0 | 0
in the meantime٢٠:٤٤ - ١٤٠٠/٠٥/٢١در این گیرودارگزارش
5 | 0
traumatic١٢:٢٢ - ١٤٠٠/٠٥/٢١روان گًزاگزارش
2 | 0
symptom٢٠:٥٥ - ١٤٠٠/٠٥/٢٠دردنشانگزارش
2 | 0
split brains١٨:٠٢ - ١٤٠٠/٠٥/١٩مغز دوپارهگزارش
0 | 0
obsessive١٠:٤٥ - ١٤٠٠/٠٥/١٩افراطیگزارش
0 | 0
urologist٢٣:٤٤ - ١٤٠٠/٠٥/١٨متخصص مجاری ادراریگزارش
2 | 0
identify with١٦:٥٦ - ١٤٠٠/٠٥/١٢احساس نزدیکی یا وابستگی کردنگزارش
7 | 0
control group١٣:٢٦ - ١٤٠٠/٠٥/١١گروه شاهدگزارش
2 | 0
surface١٩:٣٧ - ١٤٠٠/٠٥/٠٧منتشر شدنگزارش
0 | 0
take over١٤:٢٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠٧حاکم شدنگزارش
5 | 0
archaeology١٧:١٣ - ١٤٠٠/٠٥/٠٣بایگانی کاویگزارش
0 | 0
prototypical٢٣:٣٧ - ١٤٠٠/٠٤/٣٠پیش نمونیگزارش
0 | 0
personality profile٢٣:١٧ - ١٤٠٠/٠٤/٣٠صفات شخصیتیگزارش
0 | 0
in group١٤:٢٥ - ١٤٠٠/٠٤/٣٠گروه داخلی، گروه درونیگزارش
0 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



attention١٧:٠٢ - ١٣٩٨/٠١/١٨
• The movie held our attention for three hours.
آن فیلم سه ساعت مشغول مان کرد.
67 | 8
cut up٢٢:١٢ - ١٣٩٧/١٠/١٠
• His latest novel was cut up by the reviewers.
منتقدان آخرین رمانش را تکه و پاره کردند.
5 | 1
there٠١:٠٠ - ١٣٩٧/٠٩/٠٦
• Be there by morning.
صبح زود آن جا باش.
163 | 10