پروین

پروین

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



on ramping٢٠:٤٩ - ١٤٠٠/٠٣/٠٧فرآیند ورود مجدد به نیروی کار پس از وقفه شغلیگزارش
5 | 0
learn from١٣:٣٦ - ١٤٠٠/٠٣/٠٧درس گرفتن، عبرت گرفتنگزارش
5 | 0
life affirming٢٣:٣١ - ١٤٠٠/٠٣/٠٦حیات بخشگزارش
5 | 1
expected٠١:٠٢ - ١٤٠٠/٠٣/٠٦قرار بود. . .گزارش
7 | 0
helpful٠٢:٠٨ - ١٤٠٠/٠٣/٠٤کارگشاگزارش
14 | 0
clarity٢٠:٢٦ - ١٤٠٠/٠٣/٠٣وضوح فکریگزارش
7 | 0
put on the back burner٢١:٣٥ - ١٤٠٠/٠٣/٠٢به تعویق انداختنگزارش
7 | 0
collateral١٦:٠١ - ١٤٠٠/٠٢/٢٤وثیقه بازاریابی شامل مواد چاپی است که یک شرکت برای تبلیغ برند، محصولات و خدمات خود ایجاد و توزیع می کند. بروشورها ، خبرنامه ها، برگه های اطلاعاتی و. ... گزارش
14 | 0
by necessity١٤:١٦ - ١٤٠٠/٠٢/٢٤ضرورتاً، بایدگزارش
7 | 1
check in with٢٣:٥٥ - ١٤٠٠/٠٢/٢٣احوالپرسی، خوش و بش کردنگزارش
9 | 0
you will want٠٣:٤٦ - ١٤٠٠/٠٢/٢٢شما باید. . .گزارش
12 | 0
low level١٩:٣٢ - ١٤٠٠/٠٢/١٨سطح پایین، دون پایهگزارش
9 | 0
sink١٩:٠٩ - ١٤٠٠/٠٢/١٨ورشکست شدنگزارش
7 | 1
first time٠١:٢٧ - ١٤٠٠/٠٢/١٧تازه کارگزارش
12 | 0
putting٠٠:٣٩ - ١٤٠٠/٠٢/١٧گماشتن، انتصابگزارش
7 | 0
wireframed٠١:١٣ - ١٤٠٠/٠٢/١٦اسکلت بندی شدهگزارش
7 | 0
start over٠٢:١٩ - ١٤٠٠/٠٢/١٥از سرگیریگزارش
9 | 0
anchor٠٢:٤١ - ١٤٠٠/٠٢/١٣تحت کنترل درآوردنگزارش
9 | 1
sacrifice١٨:٤٧ - ١٤٠٠/٠٢/١١ضرر کردنگزارش
7 | 0
take away٠٠:٣٤ - ١٤٠٠/٠٢/١١اصلگزارش
7 | 1
awkward٢٠:٠٨ - ١٤٠٠/٠٢/١٠ناشیانهگزارش
16 | 0
flounder١٩:٥٥ - ١٤٠٠/٠٢/١٠وقت خود را به بطالت گذرندن، نداشتن مسیر مشخص در زندگی، بلاتکلیف بودنگزارش
7 | 0
keep it light٠٣:١٣ - ١٤٠٠/٠٢/١٠زورگو نبودن، بیش از حدحساساتی نبودن، آسان گرفتن، به بیخیالی گرفتنگزارش
7 | 0
nice٠٠:٢٧ - ١٤٠٠/٠٢/٠٦خوش برخوردگزارش
9 | 1
lastly٠٣:٠١ - ١٤٠٠/٠٢/٠٥در نهایت گزارش
9 | 0
exceptional١٦:٥٦ - ١٤٠٠/٠٢/٠٣بی نظیرگزارش
9 | 0
excellent٢١:٠٦ - ١٤٠٠/٠١/٢١تمام عیارگزارش
9 | 0
peer٠٠:١٢ - ١٣٩٩/١١/٢٢نقش مقابل ( در داستان )گزارش
5 | 0
jump up and down٢٠:٤٦ - ١٣٩٩/١١/١٦1 - بالا و پایین پریدن 2 - عصبانی شدنگزارش
9 | 0
matter of factly١٩:١٦ - ١٣٩٩/١١/١٦سرد، بی روحگزارش
14 | 0
it is as good as it's gonna get١٦:٣٣ - ١٣٩٩/١١/١٦دیگه بهتر از این نمیشهگزارش
9 | 0
wear١٣:٥١ - ١٣٩٩/١١/١٥به کار بردن، استفاده کردن ؟Do they wear a certain expressionگزارش
16 | 0
horizontal٠١:١٠ - ١٣٩٩/١١/١٥خط افقیگزارش
14 | 0
force feed٢٢:٣٠ - ١٣٩٩/١١/١٠( کسی ) را مجبور به یادگیری چیزی یا قبول نظر یا عقیده کردنگزارش
12 | 0
alternate٠١:١١ - ١٣٩٩/١١/٠٦بدیلگزارش
14 | 0
unfold٢٢:٥٧ - ١٣٩٩/١١/٠٥نمود پیدا کردنگزارش
18 | 0
grow١٨:٤٤ - ١٣٩٩/٠٩/١٥پیشرفت کردنگزارش
28 | 1
kickstarting٢٢:٥٣ - ١٣٩٩/٠٩/١٤شروع سریع کاریگزارش
16 | 0
top١٩:٥٤ - ١٣٩٩/٠٩/١٤گاهی اوقات به معنی رایجگزارش
23 | 0
deliver٠٠:٥٠ - ١٣٩٩/٠٩/١٠بعضی اوقات به معنای سود رساندن هست گزارش
18 | 1
in advance١٩:٥٥ - ١٣٩٩/٠٩/٠٩زودهنگامگزارش
18 | 1
on purpose١٦:٢٣ - ١٣٩٩/٠٩/٠٩آگاهانهگزارش
18 | 0
forgotten٠١:١٤ - ١٣٩٩/٠٩/٠٩گمنامگزارش
14 | 0
downvote١٢:٤٧ - ١٣٩٩/٠٩/٠٨رای منفیگزارش
18 | 0
upvote١٢:٤٦ - ١٣٩٩/٠٩/٠٨رای مثبت یا موافقگزارش
21 | 0
honestly٠٠:١٩ - ١٣٩٩/٠٩/٠٢در واقعگزارش
25 | 1
there is no way١٩:٣٨ - ١٣٩٩/٠٨/٢٣امکان نداره گزارش
23 | 0
script٢٠:١٠ - ١٣٩٩/٠٨/١٧متن بازاریابی تلفنیگزارش
21 | 0
low ticket٢٣:١٥ - ١٣٩٩/٠٨/١٥نسبتا ارزانگزارش
18 | 0
put together٢٠:٢١ - ١٣٩٩/٠٨/١٥برگزاری گزارش
16 | 0