پیشنهاد‌های آرش کیانی (٨,٨٧٠)

بازدید
٨,٨٣٦
تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منبع. عکس کتاب فرهنگ واژه های اوستا لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید زبان های ترکی�در ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منبع. عکس کتاب فرهنگ واژه های اوستا لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید زبان های ترکی�در ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد

منبع. عکس کتاب فرهنگ واژه های اوستا لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید زبان های ترکی�در ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

منبع. عکس کتاب فرهنگ واژه های اوستا واژه ی جیش از ریشه ی واژه ی جی و ش فارسی هست. لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا قرار می می دهم چون واژه درش دوستا ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منبع. عکس کتاب فرهنگ واژه های اوستا لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید زبان های ترکی�در ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منبع. عکس کتاب فرهنگ واژه های اوستا لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا قرار می می دهم چون واژه درش دوستان می تواند بررسی کنید و ببینید زبان های ترکی�در ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منبع. عکس کتاب فرهنگ واژه های اوستا واژه ی جاماسب از ریشه ی واژه ی جاماسپ فارسی هست. لینک کتاب فرهنگ واژه های اوستا قرار می می دهم چون واژه درش دوس ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منبع. عکس دیوان عنصری بلخی – تصحیح محمد دبیرسیاقی چنین واژه ی در کتاب استاد ایران نیست دهخدا فوت کرد بعدش معین کتابش لغت نامه دهخدا دنبال کامل کردنش ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

منبع. عکس کتاب دیوان لغات الترک چنین واژگانی که گفت شده کتاب دیوان لغات الترک هستند نیستند صفحه ۳۰۷ و ۳۳۹کتاب دیوان لغات الترک

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه ی هزوارش. [ هَُ زْ رِ ] ( اِ ) زوارش. از مصدر اوزوارتن به معنی بیان کردن ، تفسیر نمودن و شرح دادن است. و به همین معنی در نامه های پهلوی ، چون دی ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

واژه ی یساول. [ ی َ وُ ] ( ترکی ، اِ ) یساور. سواری که ملازم امرا و رجال بزرگ باشد. ( ناظم الاطباء ) . مأمور تشریفات درباری به طور عام : بنده آن نگا ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه ی قلیچ. [ ق ِ ] ( ترکی ، اِ ) شمشیر. ( آنندراج ) . منبع. لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی یافرهنگ عمید

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه کاپوت. ( فرانسوی ، اِ ) رجوع به کاپُت شود. منبع. لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی یافرهنگ عمید

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی ینگی دنیا. [ ی ِ دُن ْ ] ( اِخ ) امریکا. ( از ناظم الاطباء ) . ( از: ینگی ترکی به معنی نو دنیا ) نامی است که ترکها به امریکا می دهند و معنی آن ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی یغلق. [ ی َ ل ِ ] ( ترکی ، اِ ) یغلغ. تیر پیکان دار: به دست بندگانت در کمان شد ابر نیسانی منبع. لغت نامه دهخدا

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی قشو. [ ق َ ش َ / شُو ] ( ترکی ، اِ ) از ترکی قاشمق به معنی خاریدن. آلتی است از آهن با دندانه ها که اسب را بدان خارند. شانه ستورخانه . محسة. فر ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی چپو. [ چ َ پ َ / پُو ] ( ترکی ، اِ ) تاخت و تاراج و یغما. ( ناظم الاطباء ) . مأخوذ از چپاول ترکی بمعنی غارت. ( از فرهنگ نظام ) . چپاول. تالان ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه دیلاق. [ دَ ] ( ترکی ، ص ) قدبلند. دیلاغ. رجوع به دیلاغ شود. منبع. لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی یافرهنگ عمید

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی ورنی. [ وِ ] ( فرانسوی ، اِ ) ماده صمغی شکلی که از برخی گیاهان ( خصوصاً گونه های مختلف سماق و بادام هندی ) به دست می آورند و پس از تصفیه از آن ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی تتماج. [ ت ُ ] ( ترکی ، اِ ) قسمی از آش است در ترکی. ( غیاث اللغات ) . خوراک معروف ترکان. ( کاشغری ج 1 ص 378، از حاشیه برهان چ معین ) . آشی اس ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد

واژه بقچه. [ ب َ /ب ُ چ َ ] ( ترکی ، اِ ) باقچه. بقچه بمعنی صره یا بسته ای است ، بخصوص بسته ای درهم ها را در آن پیچند. رجوع به النقود ص 168 و بقچه و ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه ی شلتاق. [ ش ِ / ش َ ] ( ترکی ، اِ ) منازعه با کسی در باب دلایل دروغ. ( ناظم الاطباء ) . جنگ و خرخشه. ( غیاث ) : در جفا ابروی شوخ تو به عالم طاق ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه طغرا. [ طُ ] ( ع اِ ) طُغْری ̍. القابی باشد که بر سر فرمان پادشاهان مینویسند، و در قدیم خطی بوده است منحنی که بر سر احکام ملوک میکشیده اند. ( بر ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

تخماق. [ ت ُ ] ( ترکی ، اِ ) میخ کوب و آن چوبی باشد که بدان میخهای خیمه کوبند. این لفظ ترکی است. ( غیاث اللغات از مصطلحات و لغات ترکی ) . صحیح بهر دو ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد

واژه سیاق. ( ع مص ) راندن. ( آنندراج ) ( ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ص 3 ) ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ) ( غیاث اللغات ) ( المصادر زوزنی ) . || ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

چاووش. ( ترکی ، ص ، اِ ) چاوش. نقیب لشکر. ( برهان ) . آنکه صفوف در حرب راست کند و از تعدی لشکریان ممانعت نماید. کسی که شماره افراد لشکر و هویت یکایک ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی کاول. [ وُ ] ( اِ ) سفره چی و بکاول. ( ناظم الاطباء ) . مخفف بکاول که ترکان توشمال گویند و سفره چی را نیز گفته اند. ( برهان ) . در ترکی جغتایی ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی کاول. [ وُ ] ( اِ ) سفره چی و بکاول. ( ناظم الاطباء ) . مخفف بکاول که ترکان توشمال گویند و سفره چی را نیز گفته اند. ( برهان ) . در ترکی جغتایی ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٣

کاربر محترم Sag Pir شما بروید در بخش واژه ی عن یا قلچماق یک نفر هست در آبادیس هزاران حساب کابری داره کارش جعل منبع و به زمین و زمان توهین کردن هست د ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی گلنگدن. [ گ َ ل َ گ ِ / گ َ دَ ] ( ترکی ، اِ مرکب ) در ترکی بمعنی آینده و رونده است و اصطلاحاً در تفنگ بقسمتی از آن اطلاق میشود که متصل محفظه ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی قبچاق. [ ق ِ ] ( اِخ ) نام دشتی و صحرائی است از ترکستان و طایفه ای از ترکان همان نواحی را قبچاقی گویند. ( برهان ) . نام دشتی است میان توران و ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی کرنش. [ ک ُ ن ِ ] ( اِ ) کورنش ( در ترکی ) . گورنیش ( در ترکی جغتایی ) . سر فرودآوردن. تعظیم. ( فرهنگ فارسی معین ) . سرفرودآوردن علامت خضوع را ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی سورسات. ( ترکی ، اِ ) سیورسات. غله. || خواربار. || کفاف معیشت. وجه معاش. نفقه. || ملزومات سپاهیان که پیش از ورود آنان تهیه کنند. ( فرهنگ فارسی ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی ایلغار. ( ترکی - مغولی ، اِ ) بسرعت بر فوج دشمن دویدن. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ) . حرکت سریع سپاهیان بسوی دشمن. هجوم. یورش. ( فرهنگ فارسی مع ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه داروغه. [ غ َ / غ ِ ] ( ترکی - مغولی ، اِ ) رئیس شبگردان. سرپاسبانان. داروغه که در زبان مغولی به معنی �رئیس � است یک اصطلاح عمومی اداری است. از ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

واژه ی قرقی. [ ] ( اِ ) نوعی از کلاه که در سوالف زمان مخصوص پادشاهان بوده ، و در این زمان از ملبوسات عوام است. ( بهار عجم ) ( آنندراج ) . قرقی. [ ق ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

واژه قاتق. [ ت ِ ] ( ترکی اِ ) ماست. دوغ. در تداول عامیانه نانخورش. اُدم. اِدام. || صبغ. سباغ. ( ناظم الاطباء ) . - امثال : گفتم قاتق نانم شود قاتل ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد

واژه قلاش. [ ق َ ] ( ع ص ) پستک ترنجیده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) . الصغیر المنقبض. ( اقرب الموارد از ابن عباد ) . قلاش. [ ق َل ْ لا ] ( ص ) زیرک ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

برای سوم بار این واژه ترکی هست قلچماق. [ ق ُ چ ُ ] ( ترکی ، ص مرکب ) مرد شهوت پرست و اوباش. ( آنندراج از سفرنامه شاه ایران ) . این کلمه مرکب از قل ب ...

پیشنهاد
٠

درباره قوم سکاها سکاها گروهی از مردمان ایرانی شرقی کوچ نشین بودند که در استپ اوراسیا و حوضه تاریم از سده ۹ پیش از میلاد تا سده ۵ پس از میلاد زندگی می ...

پیشنهاد
٠

چنین اسمی به جمهوری خود مختار ساکا وجود ندارد جمهوری ساخا با ترجمه متن انگلیسی به فارسی ساخا ، [ a ] رسماً جمهوری ساخا ( یاکوتیا ) ، [ b ] یکی ا ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

همین فردی تمام ادعاهاش نادرست هست با یک حساب دیگرش به اسم مهدی به من الکی توهین کرده این فرد یک آدم به شدت ضد ایرانی هست ازش هم سند مدرک دارم هزار حس ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

بنابراین، ادعای اینکه "از زبان پهلوی کتابی نیست" نادرست است و آثار مکتوبی به زبان پهلوی وجود دارد. این یک عبارت نادرست است. �زبان پهلوی، �زبان رسمی ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

حیف نمی دانم در آبادیس عکس قرار بدهم از می خواهیم که این شکل رفع کند در کتاب دیوان لغات الترک صفحه ۳۰۷ و ۳۳۹ چنین واژگانی نیستند همین استاد عزیز بزرگ ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

زبان های ترکی�در چند مرحله بر�زبان فارسی�تأثیر گذاشته است. نخستین تأثیر زبان ترکی بر پارسی، در زمان حضور سربازان تُرک در ارتش�سامانیان�روی داد. پس از ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد

تعصب ( قرآن ) لینک پایین قرار می دهم تعصب به معنی �وابستگی غیر منطقی به چیزی � است تا آنجا که انسان حق را فدای آن کند. تعصّب از مادّه �عَصَبَ� در ا ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
١

این می فرستم دیگه ارزش نداری جواب آدم مثل تو بدهم. معنی ضرب المثل جواب ابلهان خاموشی است معنی ضرب المثل جواب ابلهان خاموشی است ؛ این حکایت بیشتر اص ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٢

ایران شهر ( مفهوم ) لینک پایین قرار می دهم ایران شهر ( به پهلوی کتیبه ای: 𐭠𐭩𐭫𐭠𐭭𐭱𐭲𐭥𐭩، لاتین نویسی: Ērānšahr ) برآمده از واژهٔ پارسیگ ایران ( ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد
٠

فهرست وام واژه های فارسی در ترکی استانبولی لینک پایین قرار می بیش از ۱۳۷۴ وام واژه زبان فارسی در زبان ترکی استانبولی وجود دارد که شمار و تعداد این و ...

تاریخ
٧ ماه پیش
پیشنهاد

زبان فارسی لینک پایین قرار می دهم فارسی یا پارسی یکی از زبان های ایرانی غربی از زیرگروه ایرانی شاخهٔ هندوایرانیِ خانوادهٔ زبان های هندواروپایی است ک ...