پریا زین العابدین

پریا زین العابدین born on 11/4/2004

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



game away١١:٤٥ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨) در قمار ) باختنگزارش
0 | 0
be game for١١:٤٣ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨پای چیزی بودن پا کار بودن دل چیزی را داشتن جرئت کاری را داشتن گزارش
2 | 0
the game is up١١:٢٨ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨همه چیز بر ملا شده بازی تما شده است همه چیز دیگر تمام شده گزارش
0 | 0
big game١١:٣٢ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨شکار بزرگگزارش
0 | 1
what's the game١١:٣١ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨چه کلکی تو کاره؟ چه کاسه ای زیر نیم کاسه است؟ ( محاوره ) جریان چیه؟ گزارش
0 | 0
that's a game two people can play١١:٣٠ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨اگر قرار به کلک زدن باشد همه بلدند گزارش
0 | 0
game is up١١:٢٨ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨همه چیز بر ملا شده بازی تما شده است همه چیز دیگر تمام شده گزارش
0 | 0
make game of sb١١:٢٦ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨کسی را مسخره کردن/دست انداختنگزارش
0 | 0
none of your little games١١:٢٠ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨کلک موقوف! کلک بی کلک! سعی نکن به من کلک بزنیگزارش
2 | 0
see through sb's game١١:٠٩ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨دست کسی را خواندنگزارش
0 | 0
game all١١:٠٦ - ١٤٠٠/٠٤/٢٨مساوی، ( هر دو طرف ) مساویگزارش
0 | 0
get screwed٢٣:٤٩ - ١٤٠٠/٠٤/٠٩ورشکست شدنگزارش
2 | 0
work like a charm٢١:٥٧ - ١٤٠٠/٠٣/٢٥مثل آب رو آتش اثر کردن و کارگر افتادنگزارش
2 | 0
upper chamber١٣:٥٥ - ١٤٠٠/٠٣/٢٤مجلس سنا، مجلس اعیانگزارش
0 | 0
lower chamber١٣:٥٤ - ١٤٠٠/٠٣/٢٤مجلس شورا، مجلس عوام، مجلس نمایندگانگزارش
0 | 0
a century note٠٠:٠٤ - ١٤٠٠/٠٣/٢٤اسکناس صدیگزارش
0 | 0
cantaloupe١٣:٥١ - ١٤٠٠/٠٣/١٩کاربر dark light واقعا عالی بود دستتون درد نکنه یکبار برای همیشه فهمیدمش👌👌👌👌👌🌺🌺🌺🌺گزارش
2 | 0
wizardry٢٢:٣٩ - ١٤٠٠/٠٣/١٥علوم و فنونگزارش
0 | 0
cable railway٢٣:٣٩ - ١٤٠٠/٠٣/٠٧تله کابینگزارش
2 | 0
correspondent١٣:٥٣ - ١٤٠٠/٠٢/١٨این چرت و پرت ها چیه مینویسید من از مدیر سایت خواهش میکنم نظارتی روی پاسخ های پیشنهادی داشته باشندگزارش
51 | 1
cosmogony١٨:٤٨ - ١٤٠٠/٠٢/١٧کیهان شناسی غلطه معنی درست کیهان زایی هستشگزارش
0 | 0
easel١٤:٤٨ - ١٤٠٠/٠١/٢٣دوستان خواهش میکنم تکراری ننویسید کاش مدیر محترم نظارتی روی اینکار داشتندتکراری ها را از بین معانی پیشنهادی حذف می کردندگزارش
23 | 1
earsplitting٠٩:٢٠ - ١٤٠٠/٠١/٢٣کرکننده، مهیب ( صدا )گزارش
2 | 0
bill١٢:٣٢ - ١٤٠٠/٠١/٠١دوستان خواهش میکنم تکراری ننویسید خیلی آزار دهندستگزارش
51 | 1
adaptation of٢٢:٠٨ - ١٣٩٩/١٢/٢٠مطابقِ، بر طبقِ، براساسِگزارش
0 | 0
shore line١٩:٠٧ - ١٣٩٩/١٢/١٦The line that forms the edge between land and waterگزارش
2 | 0
plate tectonics١٦:٣٧ - ١٣٩٩/١٢/١٦زمین ساخت صفحه ای ، تکتونیک صفحه ای به بررسی و مطالعهٔ حرکات وسیع مقیاس در سنگ کُرهٔ ( به انگلیسی: لیتوسفر ) کُرهٔ زمین می پردازد. این نظریه بر اساس ... گزارش
2 | 0
coral reef١٢:١٧ - ١٣٩٩/١٢/١٦فقط معنیش میشه صخره مرجانی نه ساحل مرجانیگزارش
16 | 0
battered٠٨:٣٣ - ١٣٩٩/١٢/١٦مست و پاتیلگزارش
5 | 0
be riveted to the ground٠٩:٢٧ - ١٣٩٩/١٢/٠٧یک جا خشک زدن، یک جا ثابت شدن ( از شدت ترس و هیجان )گزارش
0 | 0
riveted to the spot٠٩:٣٨ - ١٣٩٩/١٢/٠٧با حال یک جا خشک زده، ثابت شده، چسبیده به یک جا ( از شدت ترس و هیجان )گزارش
0 | 0
be riveted to the spot٠٩:٢٧ - ١٣٩٩/١٢/٠٧یک جا خشک زدن، یک جا ثابت شدن ( از شدت ترس و هیجان )گزارش
0 | 0
be in on the ground floor١٠:٤٧ - ١٣٩٩/١٢/٠٦از اول پای کار بودن، پایه بودن ، از اول تو کاری شرکت داشتنگزارش
0 | 0
be in on the ground floor١٠:٤٦ - ١٣٩٩/١٢/٠٦از اول پای ( کار ) بودنگزارش
0 | 0
in on the ground floor١٠:٤٥ - ١٣٩٩/١٢/٠٦ابتدای و شروع هر کاری مثلا در سرمایه گذاری و معامله و کلا در هر چیزیگزارش
0 | 0
grounds for٠٩:٢١ - ١٣٩٩/١٢/٠٦چیزی ریشه ی چیزی دیگر بودن ، چیزی دلیل خوبی برای انجام کاری یا گفتن چیزی یا اعتقاد به چیزی بودن مثال: Mental cruelty can be grounds for divorce آزار ... گزارش
7 | 0
feet on the ground١٦:١١ - ١٣٩٩/١٢/٠٥جای پای خود را محکم کردنگزارش
0 | 0
one's feet on the ground١٦:١٠ - ١٣٩٩/١٢/٠٥جای پای خود را محکم کردنگزارش
0 | 0
thick on the ground١٥:٠٥ - ١٣٩٩/١٢/٠٥فت و فراوان، خیلی زیاد، مثل پشکل ریختهگزارش
5 | 0
on the ground١٤:٣٨ - ١٣٩٩/١٢/٠٥کف خیابان ( = بین مردم، بین مردم عادی {مردم و عادی و در گیر و تحت تاثیر چیزی که مدنظر است} )گزارش
9 | 0
ground troops٢٠:٣١ - ١٣٩٩/١٢/٠٤سربازان پیاده نظام، نیروی زمینیگزارش
2 | 0
ground coffee١٦:٥٩ - ١٣٩٩/١٢/٠٤دانه های قهوه آسیاب شده ، به طور کل قهوه آسیاب شدهگزارش
0 | 0