پرهام اسدی

پرهام اسدی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



putting lipstick on a pig١٤:١٣ - ١٤٠٠/٠٢/١٤ظاهر چیزی رو خوب جلوه دادن با وجود اینکه در اصل و در باطن مشکل دارهگزارش
2 | 0
as per usual١٩:٢٦ - ١٤٠٠/٠١/٢٤طبق معمول ( برای اتفاق های بد بیشتر استفاده میشه )گزارش
0 | 0
fortuitously١٩:٠٨ - ١٤٠٠/٠١/٢٤از بخت خوب به صورت اتفاقی ( که نتیجه مثبت داره )گزارش
2 | 0
chronometry١٩:٣٧ - ١٤٠٠/٠١/٢٣سنجش زمانگزارش
0 | 0
plunge into٠٩:٠٦ - ١٤٠٠/٠١/٢٢ناگهانی و با علاقه مندی کاری رو شروع کردن و خود رو در اون غرق کردن مثال: Two months before his exams, he suddenly plunged into his studies.گزارش
7 | 0
skimp٢٣:٣٧ - ١٤٠٠/٠١/٢١وقت و انرژی نذاشتن برای کاری. بها ندادن به کاریگزارش
2 | 1
relay station٢٣:٣٠ - ١٤٠٠/٠١/٢١ایستگاه تقویت امواج رادیویی ایستگاهی که امواج رادیویی رو میگیره و دوباره پخش میکنه تا بتونه فاصله بیشتری رو پوشش بدهگزارش
2 | 0
transcribed٢٣:٢٦ - ١٤٠٠/٠١/٢١رونویسی شدهگزارش
5 | 0
fine tuning١٩:٥٢ - ١٤٠٠/٠١/٢١تنظیم دقیقگزارش
2 | 0
all manner of١٩:٥٠ - ١٤٠٠/٠١/٢١همه مدل از چیزی هر حالتی از چیزیگزارش
2 | 0
a constellation of something١٩:٣٣ - ١٤٠٠/٠١/٢١مجموعه ای از چیزهای مشابه همگزارش
0 | 0
crowning glory١٥:٥٥ - ١٤٠٠/٠١/٢٠دوران طلاییگزارش
2 | 1
salad days١٥:٥٤ - ١٤٠٠/٠١/٢٠دوران جوانی و ناپختگی و بی تجربگیگزارش
9 | 0
umami١٢:٣٩ - ١٤٠٠/٠١/٢٠اومامی یه کلمه ژاپنیه به معنی لذیذ و برای توصیف یه مزه مطلوب که با چهار مزه اصلی دیگه فرق داره ( شوری، شیرینی، ترشی تلخی ) به کار میره غذاهای چرب مثل ... گزارش
21 | 0
the whole nine yards٢٢:٤٦ - ١٤٠٠/٠١/١٨تمام کارها و چیزهایی که ممکنه تو یه شرایط، بخوای یا داشته باشی یا انجام بدی مثال: He has a toolkit with every kind of tool in all sizes – jacks, wr ... گزارش
0 | 0
cinema verite١٤:٤٨ - ١٤٠٠/٠١/١٤سینما - حقیقت یا سینما وریته ( به فرانسوی: Cin�ma v�rit� ) یک سبک در فیلمسازی مستند است. نوعی سینمای غیرداستانی که در آن بر حضور دوربین و تعامل بین ف ... گزارش
0 | 0
level with somebody١٤:٢٨ - ١٤٠٠/٠١/١٤بعد اینکه چیزی رو از کسی پنهان کرده بودی بالاخره حرفتو صادقانه بزنی و باهاش راحت صحبت کنیگزارش
9 | 0
pickled eggs١٤:٢٦ - ١٤٠٠/٠١/١٤تخم مرغ پخته ای که تو سرکه میندازن یجور ترشیگزارش
0 | 0
jackass١٤:٢٢ - ١٤٠٠/٠١/١٤قبلا بیشتر به معنی احمق الان بیشتر معادل jerk یا عوضی و مزاحم کسی که دیگران رو آزار میدهگزارش
18 | 0
attagirl١٤:١٧ - ١٤٠٠/٠١/١٤به معنی آفرین دختر خوب که ابتدا that's a good girl بوده بعد به that's a girl و نهایتا به attagirl تبدیل شدهگزارش
2 | 0
armed to the teeth٠٠:٣١ - ١٤٠٠/٠١/١٤همون تا دندان مسلح خودمونگزارش
5 | 0
of the nature of٢٠:٣٢ - ١٤٠٠/٠١/١٣از ماهیت چیزی از جنس چیزیگزارش
0 | 0
undercurrent٢٠:١٦ - ١٤٠٠/٠١/١٣احساسات یا افکاری که اونهارو در ناخوداگاه و بهشون آگاه نیستیم اما روی ما تاثیر زیادی میذارنگزارش
9 | 0
get hung up١٦:٣٧ - ١٤٠٠/٠١/١٣سر موضوعی گیر کردنگزارش
5 | 0
totes١٦:٣١ - ١٤٠٠/٠١/١٣مخفف totallyگزارش
2 | 0
drain away١٢:١٠ - ١٤٠٠/٠١/١٣کم شدن و نهایتا تموم شدنگزارش
5 | 0
in the zone١٦:٥٣ - ١٤٠٠/٠١/١٢حالتی که تمام تمرکزت روی کاریه که داری انجام میدی مخصوصا در مورد ورزش یا یه مهارتگزارش
18 | 0
charter flight١٦:٢٤ - ١٤٠٠/٠١/١١چارتر به معنی دربست کردن است یا بهتر بگوییم: دربست کرایه کردن. در حقیقت وقتی یک آژانس یا یک شخص حقیقی تعدادی از صندلی های هواپیما یا تمام صندلی های ی ... گزارش
7 | 0
a trick knee١٦:٠٣ - ١٤٠٠/٠١/١١زانوی ناپایدار An unstable kneethat can give - way without warningگزارش
2 | 0
samsara٠٣:٠٧ - ١٤٠٠/٠١/١١چرخه مرگ و تولد به باور هندوهاگزارش
5 | 0
the stakes are high١٤:٤١ - ١٤٠٠/٠١/٠٧یعنی ریسک خیلی بالایی وجود دارهگزارش
9 | 0
catch somebody redhanded٠٠:٠١ - ١٤٠٠/٠١/٠٦مچ کسی رو حین ارتکاب جرم گرفتنگزارش
2 | 0
legend has it٠٠:٣٢ - ١٤٠٠/٠١/٠٥در افسانه ها آمده با توجه به افسانه هاگزارش
9 | 0
gravitas١٠:٢٤ - ١٤٠٠/٠١/٠٣جدیت و وقار گفتار که باعث احترام و اعتماد دیگران به گوینده می شهگزارش
9 | 0
house sale٠١:٣٩ - ١٤٠٠/٠١/٠٣فروش وسایلی که دیگه مورد نیاز نیستن، جلوی خونهگزارش
5 | 0