برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

پرهام اسدی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 ظاهر چیزی رو خوب جلوه دادن با وجود اینکه در اصل و در باطن مشکل داره ١٤٠٠/٠٢/١٤
|

2 طبق معمول (برای اتفاق‌های بد بیشتر استفاده میشه) ١٤٠٠/٠١/٢٤
|

3 از بخت خوب

به صورت اتفاقی (که نتیجه مثبت داره)
١٤٠٠/٠١/٢٤
|

4 سنجش زمان ١٤٠٠/٠١/٢٣
|

5 ناگهانی و با علاقه مندی کاری رو شروع کردن و خود رو در اون غرق کردن
مثال:
Two months before his exams, he suddenly plunged into his studies.
١٤٠٠/٠١/٢٢
|

6 وقت و انرژی نذاشتن برای کاری. بها ندادن به کاری ١٤٠٠/٠١/٢١
|

7 ایستگاه تقویت امواج رادیویی
ایستگاهی که امواج رادیویی رو میگیره و دوباره پخش میکنه تا بتونه فاصله بیشتری رو پوشش بده
١٤٠٠/٠١/٢١
|

8 رونویسی شده ١٤٠٠/٠١/٢١
|

9 تنظیم دقیق ١٤٠٠/٠١/٢١
|

10 همه مدل از چیزی
هر حالتی از چیزی
١٤٠٠/٠١/٢١
|

11 مجموعه‌ای از چیزهای مشابه هم ١٤٠٠/٠١/٢١
|

12 دوران طلایی ١٤٠٠/٠١/٢٠
|

13 دوران جوانی و ناپختگی و بی تجربگی ١٤٠٠/٠١/٢٠
|

14 اومامی یه کلمه ژاپنیه به معنی لذیذ
و برای توصیف یه مزه مطلوب که با چهار مزه اصلی دیگه فرق داره (شوری، شیرینی، ترشی تلخی) به کار میره
غذاهای چرب ...
١٤٠٠/٠١/٢٠
|

15 تمام کارها و چیزهایی که ممکنه تو یه شرایط، بخوای یا داشته باشی یا انجام بدی
مثال:

He has a toolkit with every kind of tool in all sizes – ...
١٤٠٠/٠١/١٨
|

16 سینما - حقیقت یا سینما وریته (به فرانسوی: Cin�ma v�rit�) یک سبک در فیلمسازی مستند است. نوعی سینمای غیرداستانی که در آن بر حضور دوربین و تعامل بین فیل ... ١٤٠٠/٠١/١٤
|

17 بعد اینکه چیزی رو از کسی پنهان کرده بودی بالاخره حرفتو صادقانه بزنی و باهاش راحت صحبت کنی ١٤٠٠/٠١/١٤
|

18 تخم مرغ پخته ای که تو سرکه میندازن
یجور ترشی
١٤٠٠/٠١/١٤
|

19 قبلا بیشتر به معنی احمق
الان بیشتر معادل jerk یا عوضی و مزاحم
کسی که دیگران رو آزار میده
١٤٠٠/٠١/١٤
|

20 به معنی آفرین دختر خوب
که ابتدا that's a good girl بوده بعد به that's a girl و نهایتا به attagirl تبدیل شده
١٤٠٠/٠١/١٤
|

21 همون تا دندان مسلح خودمون ١٤٠٠/٠١/١٤
|

22 از ماهیت چیزی
از جنس چیزی
١٤٠٠/٠١/١٣
|

23 احساسات یا افکاری که اونهارو در ناخوداگاه و بهشون آگاه نیستیم اما روی ما تاثیر زیادی میذارن ١٤٠٠/٠١/١٣
|

24 سر موضوعی گیر کردن ١٤٠٠/٠١/١٣
|

25 مخفف totally ١٤٠٠/٠١/١٣
|

26 کم شدن و نهایتا تموم شدن ١٤٠٠/٠١/١٣
|

27 حالتی که تمام تمرکزت روی کاریه که داری انجام میدی
مخصوصا در مورد ورزش یا یه مهارت
١٤٠٠/٠١/١٢
|

28 چارتر به معنی دربست کردن است یا بهتر بگوییم: دربست کرایه کردن. در حقیقت وقتی یک آژانس یا یک شخص حقیقی تعدادی از صندلی‌های هواپیما یا تمام صندلی‌های ی ... ١٤٠٠/٠١/١١
|

29 زانوی ناپایدار
An unstable kneethat can give-way without warning
١٤٠٠/٠١/١١
|

30 چرخه مرگ و تولد به باور هندوها ١٤٠٠/٠١/١١
|

31 یعنی ریسک خیلی بالایی وجود داره ١٤٠٠/٠١/٠٧
|

32 مچ کسی رو حین ارتکاب جرم گرفتن ١٤٠٠/٠١/٠٦
|

33 در افسانه‌ها آمده
با توجه به افسانه‌ها
١٤٠٠/٠١/٠٥
|

34 جدیت و وقار گفتار که باعث احترام و اعتماد دیگران به گوینده می‌شه ١٤٠٠/٠١/٠٣
|

35 فروش وسایلی که دیگه مورد نیاز نیستن، جلوی خونه ١٤٠٠/٠١/٠٣
|