ع محمدی

ع محمدی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



pick sb up٠٩:٠٨ - ١٤٠٠/٠٣/١١دنبال کسی رفتن با ماشینگزارش
5 | 0
like best٠٨:٢٠ - ١٤٠٠/٠٢/٢١بیشتر دوست داشتنگزارش
5 | 0
i don't have a clue١٧:١٢ - ١٤٠٠/٠٢/١٧نمیدونم!گزارش
0 | 0
a bit١١:٣٢ - ١٤٠٠/٠٢/٠٤معنی"مدت زمانی کوتاه" در امریکن میده! بریتیشش میشه :for a bitگزارش
0 | 0
religious service٠٩:٢٢ - ١٤٠٠/٠١/١٩همون مراسم مذهبی میشهگزارش
2 | 0
when it comes to١٦:٤٦ - ١٤٠٠/٠١/٠٣وقتی صحبت از. . .گزارش
12 | 0
face reality٢٢:١٩ - ١٣٩٩/١٢/٢٤قبول واقعیتگزارش
0 | 1
get us muddled up١١:٣٦ - ١٣٩٩/١٢/٢٢مارو با هم اشتباه گرفتن ( یعنی خیلی شبیه هم هستیم )گزارش
0 | 0
beyond belief١٥:٤٤ - ١٣٩٩/١٢/٢٠ورای تصورگزارش
7 | 0
magnetic personality٢١:٣١ - ١٣٩٩/١٢/١٨شخصیت گیرا _شخصیت مجذوب کنندهگزارش
0 | 0
family ties١٦:٣٧ - ١٣٩٩/١٢/١٨پیوند خانوادگیگزارش
12 | 1
wedlock is a padlock١٢:١٩ - ١٣٩٩/١٢/١٨اصطلاحا یعنی ازدواج اسارت است! گزارش
16 | 1
all together١١:١٦ - ١٣٩٩/١٢/١٨جفت این دوستان اشتباه نوشتن به گمونم! altogether یعنی در مجموع، روی هم رفته ! all together معنی همه با هم میدهگزارش
14 | 0
work hard١٥:٥٨ - ١٣٩٩/١٢/١٧زیاد تلاش کردن ( مثلا زیاد درس خوندن )گزارش
2 | 0
lesson١٥:٤٨ - ١٣٩٩/١٢/١٧کلاس درسگزارش
5 | 1
delicatessen١٥:٣٦ - ١٣٩٩/١٢/٠٥یه چیز تو مایه های پروتئینی خودمونگزارش
9 | 0
within١٧:٤١ - ١٣٩٩/١١/٠٦ظرفِ. . .گزارش
9 | 0
offer٠٧:١٨ - ١٣٩٩/١٠/٣٠تعارف کردنگزارش
23 | 1