پیشنهادهای صالح (٩٧٨)
عقب نشینی کردن، کوتاه آمدن
حالت هیجانی، عصبی، آشفتگی یا گیجی. مثال : You've got him all in a tizzy and I know you're only using him to get back at me تو اون رو گیج کردی و من ...
مایه شرم، تأسف
رنگین کمان
به طور مخفیانه و تدریجی به ( یک سازمان، مکان و غیره ) دسترسی پیدا کنید به ویژه به منظور کسب اطلاعات سری.
باران های موسمی یا فصلی که در مناطق استوایی میبارند.
شکل گرفتن، تشکیل شدن
خسته کردن حریف در یک مسابقه
حمله یا انتقاد متقابل
1 ) سقوط ناگهانی، ناشیانه یا سر به سر 2 ) فنر دستی، سالتو در هوا، یا دیگر شاهکارهای آکروباتیک
سقوط کردن، از دست دادن تعادل
تلو تلو خوردن، تعادل نداشتن
نگهبان ها، سربازانی که برای نگهبانی یا کنترل دسترسی به یک مکان گماشته شده اند.
باند یا گروه های تبهکار خیابانی
تعادل، توازن مثال : the city totally out of whack. شهر کاملا خارج از توازنه.
مقاومت کردن مثال : evading arrest - > مقاومت در برابر دستگیری.
درب و داغون کردن، خراب کردن
احمق ها، بی خاصیت ها
اعتماد نداشتن، اعتماد نکردن
فعل : 1 ) چیزی انعطاف پذیر و نسبتاً مسطح ) روی خود خم شود به طوری که قسمتی از آن قسمت دیگر را بپوشاند. 2 ) چیزی را ( با یک ماده نرم یا انعطاف پذیر ...
خوشحال کردن، خشنود کردن
زیاد بودن، به تعداد/مقدار زیاد موجود بودن
زنگ خوردن، صدا دادن
زمین داران، کشاورزان
دخالت کردن
خواب، خوابیدن
اشاره کردن، فهماندن
1 ) باز کردن ( نخ های پیچ خورده، بافتنی بافته شده ) 2 ) بررسی کردن، حل کردن، توضیح دادن
اختلاس کردن، دزدی کردن
منحرف کردن توجهات از ( کسی ) به سمت خود.
1 ) جرات انجام کاری را داشتن. 2 ) سرپیچی از انجام کاری 3 ) به چالش کشیدن ( کسی ) برای انجام کاری 4 ) یک چالش، به ویژه برای اثبات شجاعت
مجموعه ای از علمای مسلمان که دارای دانش تخصصی در حوزه حقوق مقدس و الهیات اسلامی هستند.
اختلاف مثال => Family quarrels : اختلاف خانوادگی
مراقبت کردن
در زبان عربی به معنی "طلاق" میباشد.
1 ) مناسب بودن ( برای ) 2 ) صلاح دانستن مثال => As it befits you : هر طور که شما صلاح میدونید.
اسم ( Noun ) - > متورم شدن، بزرگ شدن غیر طبیعی بخشی از بدن، معمولاً در نتیجه تجمع مایعات. صفت ( adjective ) - > افزایش شدت، تعداد، مقدار یا حجم.
1 ) فرماندار یک استان 2 ) دومین رتبه افسر هندی در نیروهای نظامی هند - بریتانیایی
در هندوئیسم به معنی : 1 ) خدا 2 ) راهب ( گورو ) 3 ) مرشد 4 ) معلم یا هدایت گر
تاج و تخت، سلطنت، قدرت
جشنی در هندوستان که در آن پیروزی خیر بر شر را جشن میگیرند. به بیانی دقیقتر : این جشن به مناسبت پیروزی راما، آواتار ویشنو، بر پادشاهِ شیطانِ 10 سرِ ر ...
سوریا =>در هندوئیسم به معنی : 1 ) خورشید 2 ) خدای خورشید
استان ها، ایالت ها
اعلامیه ها
پیش آمدن تأخیر یا مشکلی در انجام کاری مثال : I got a little sidetracked on my way to see you داشتم میومدم ببینمت که تاخیری پیش اومد.
ولگردها
کنار آمدن مثال : . We're stuck with each other باید با همدیگه کنار بیایم.
بیان تشویق، حمایت یا تأیید نسبت به پسر، مرد یا حیوان نر، که به عنوان حروف مستقل قبل یا بعد از جمله استفاده می شود. **البته بعضی مواقع برای دختر، زن ...
لباس بلند و گشاد سنتی
غوطه ور شدن