مصطفا

مصطفا

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



know better١٤:٤٨ - ١٣٩٩/٠٨/٢٥I know better now but in the past I dont know الان عقلم میرسه اما قبل نمیدونستمگزارش
14 | 0
halleluiah١٣:٣٢ - ١٣٩٩/٠٨/١٦هاله اویاه:از چهار حجا تشکیل شده هلل به معنی حمد وستایش؛ او به معنای تو ؛ یاه مخفف یهوه اسم خاص خدا در عبریست ( حمد وستایس از ان خداست ) گزارش
7 | 0
bushwalk١٣:٠١ - ١٣٩٧/١١/١٩طبیعت گردی پیاده روی در طبیعت Bushwalk through the National Park مثلا طبیعت گردی در پارک ملی سیسنگان در گرگان که خیلیم زیباستگزارش
14 | 0
demonstrate١٦:٥٩ - ١٣٩٧/١١/١١بازار یابی کردن برای فروش یک محصول نشان دادن و عرضه کردن یک محصولگزارش
41 | 3
bit around the bush١٣:١٧ - ١٣٩٧/١١/١١طفره رفتنگزارش
7 | 0
epsom١٧:٢٤ - ١٣٩٧/١١/١٠particular kind of saltگزارش
9 | 1
primarily١٧:١٦ - ١٣٩٧/١١/١٠اول از همه Category of mostly گزارش
41 | 1
sensory١٤:١١ - ١٣٩٧/١١/١٠حواس پنجگانه بینایی ، بویایی ، چشایی، شنیداری و لامسهگزارش
32 | 1
vastness١٣:٠٤ - ١٣٩٧/١١/١٠عظمت When you are on small boat you feel with all of your heart vastness of Ocean وقتی روی کشتی کوچک هستید با تمام وجود عظمت اقیانوس را احساس میکند گزارش
7 | 0
accomplishment١٢:٣٢ - ١٣٩٧/١١/١٠دستاورد "Every accomplishment starts with the decision to try" John F Kennedy هر دستاوردی با یک تصمیم برای تلاش شروع میشودگزارش
62 | 1
lofty perch١٧:٣٢ - ١٣٩٧/١١/٠٥بالای نمودار We can enjoy our lofty perch at the top of the food chain ما میتونیم از جایگاه مون در بالای زنجیره غذایی لذت ببریمگزارش
7 | 0
take out١٧:٠٤ - ١٣٩٧/١١/٠١چیزی را به خود اختصاص دادن مثلا : ادیسون حق ثبت الکتریسیته را به خود اختصاص داد Edison took out a patent for electricit گزارش
14 | 2
departure١٨:٣٩ - ١٣٩٧/١٠/٢٧پرواز You have to bear in mind that there is only one departure a day شما باید در نظر داشته باشید که تنها یک پرواز در روز وجود داره The 16th of Octob ... گزارش
18 | 2
beyond١٨:١٢ - ١٣٩٧/١٠/٢٧بیشتر از I think for the kind of distance a cab would be beyond my budget من فکر می کنم برای این مسافت تا کسی بیشتر از بودجه من میتونه باشهگزارش
32 | 1
دیله٢٢:٥٠ - ١٣٩٧/١٠/٢٦زوزه سگ پوزش را به هوا میگرفت دیله ای سر می داد و باز آرام می گرفت کلیدر صفحه ۳۳۳ دوستان خواهشا ، صدای سگ پارس نیست. واق واق اسم داره گزارش
9 | 1
what is more١٢:٥٦ - ١٣٩٧/١٠/٢٥کانکتورهای مناسبی هستند برای برای رایتینگ و اسپیکینگ Moreover furthermore what is moreگزارش
76 | 1
cost effective١٧:٠٨ - ١٣٩٧/١٠/٢٢Economicalگزارش
28 | 1
stunning١١:٢٢ - ١٣٩٧/١٠/١٧معرکهگزارش
23 | 1
quote١٣:٢٦ - ١٣٩٧/١٠/١٦براورد قیمت دادن / مظنه دادن Will you be able to give me a full itemised ? quote میتونید یه مظنه قیمت از تمام جزئیات یه من بدید؟ گزارش
99 | 1
بایتی١٩:٥٣ - ١٣٩٧/١٠/١٤بایتی یا دستکاله در گویش خراسانی یعنی داس کتاب کلیدر ص۹۵ دستکاله اش را به دست گرفت و به درو نشست کتاب کلیدر ص۹۷گزارش
23 | 1
arising from١٦:١٧ - ١٣٩٧/١٠/١٤ناشی ازگزارش
18 | 1
کالای اساسی٠٩:٥٩ - ١٣٩٧/١٠/١٣Stapleگزارش
2 | 0
heresy١٩:٠٧ - ١٣٩٧/١٠/١١عقیده ای خلاف نظر دیگری داشتن To make a choice to do something that was different from what everyone else was doing دیکشنری long manگزارش
16 | 1
cater١٢:٣٧ - ١٣٩٧/١٠/١٠همه دوستان درست گفتن اما تو این مثالی که اوردم به معنی تر و خشک کردن بچه های کوچیکه We have several groups at the childcare centre and we[ cater ] ... گزارش
30 | 1
telecommute١٣:٥٤ - ١٣٩٧/١٠/٠٧[Work from home] Employers can also allow more staff to telecommuteگزارش
53 | 1
congestion١٢:٥٥ - ١٣٩٧/١٠/٠٧شلوغی/انباشتگیگزارش
55 | 0
palaeolithic١٢:٣٩ - ١٣٩٧/١٠/٠٥دوران پارینه سنگی یا پالئولیتیک ( Paleolithic ) قدیمی ترین دوران ماقبل تاریخ انسان و فرهنگ مادی انسانی و دورانی است که در آن انسان برای نخستین بار از ... گزارش
14 | 0
constitute١١:٥٤ - ١٣٩٧/١٠/٠٣به حساب امدن / بخشی از چیزی بودن If your assay constitutes part of your coursework effort requiredگزارش
39 | 1
redemption٢٣:٣٤ - ١٣٩٧/١٠/٠٢ادای دینگزارش
7 | 1
gatherer١١:٠١ - ١٣٩٧/١٠/٠٢Hunter/gathererگزارش
16 | 0
landed١٣:٤١ - ١٣٩٧/٠٩/٣٠افتادن/ زمین خوردنگزارش
18 | 1
kinda١٥:٥٦ - ١٣٩٧/٠٩/٢٦تو صحبت محاوره از kinda که مخفف kind of استفاده میشهگزارش
246 | 2
lay down٢٢:٠٦ - ١٣٩٧/٠٩/٢٠چیزی رو با احتیاط زمین گذاشتنگزارش
23 | 0
latch on١٣:١٨ - ١٣٩٧/٠٩/٢٠لم کار رو دست گرفتنگزارش
7 | 1
legless١٤:٠٠ - ١٣٩٧/٠٩/١٧مست و پاتیلگزارش
7 | 0
hang out١١:٥٥ - ١٣٩٧/٠٩/١٧I want to hang out with you that's literally just mean I'd like to see someone یه درخواست واسه ملاقات با یه دوست که شما میخواید اونو میبینید همچنین ... گزارش
60 | 2
authenticity١١:٣٢ - ١٣٩٧/٠٩/١٧واقعی بودن در مورد شخصیت کسی که خودشه و ظاهر سازی نمیکنه گزارش
74 | 1
nutritious١٩:٤٦ - ١٣٩٧/٠٩/١١ارزش غذاییگزارش
16 | 2
break up٢٠:٢٨ - ١٣٩٧/٠٩/٠٨به هم زدن یه رابطه عاطفی_ جلوگیری از درگیری To end a romantic relationship They break up just last month she's dating someonenew now The policeman ... گزارش
67 | 0
go ahead١١:٥٤ - ١٣٩٧/٠٩/٠٨بفرما بروگزارش
60 | 1
prove it١١:٠٨ - ١٣٩٧/٠٩/٠٨ثابت کن I can hold my breath for two minutes Wow, two minutes, prove itگزارش
7 | 0
jaw dropping١٠:٤٢ - ١٣٩٧/٠٩/٠٨شگفت انگیزگزارش
5 | 1
raise١٣:٠١ - ١٣٩٧/٠٩/٠٥دو فعل Raise و Rise به معنی افزایش یافتن در چیزی هست اما کاربردشون متفاوته Raise بعد از فاعل میاد و Rise بعد از مفعول The government has raised the p ... گزارش
87 | 2
circumstances٢٣:٠٨ - ١٣٩٧/٠٩/٠٤شرایط مالیگزارش
14 | 1
tutorial١٧:١٩ - ١٣٩٧/٠٩/٠١کلاس خصوصیگزارش
12 | 1
that's why٠٩:٥٢ - ١٣٩٧/٠٨/٣٠"به این دلیل" بیشتر تو اسپیکینگ استفاده میشهگزارش
80 | 1
bullish١٦:٤٦ - ١٣٩٧/٠٨/٢٧در حال ترقی و رشدگزارش
9 | 0
no fear١٦:٢٧ - ١٣٩٧/٠٨/٢٦Absolutely not When you do not want to do something تو محاوره زیاد استفاده میشه گزارش
9 | 0
dressed up to the nine١٤:٢٣ - ١٣٩٧/٠٨/٢٦to be wearing fashionable or formal clothes for a special occasion From cambridge dictionaryگزارش
0 | 0
pavlova١٢:٣٠ - ١٣٩٧/٠٨/٢٥آنا پاولوا بالرین اهل روسیه بود. او یکی از پیشگامان باله و رقص پرداز روسی با تأسیس کمپانی باله خود در سال ۱۹۱۱ میلادی، اولین بالرین روسی بود که در کش ... گزارش
5 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



anonymously١٦:٢٢ - ١٣٩٧/٠٧/٢٥
• Acting on information given to them anonymously, the police arrested him.
بر اساس اطلاعاتی که به صورت ناشناس به آنها داده شد پلیس او را دستگیر کرد
9 | 1