مصطفي فريسات

مصطفي فريسات Mostafa Farisat

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



zooming١٤:١٦ - ١٣٩٩/٠١/٠٦معناى دویدن هم دارد مثلا Zooming through the school دویدن در مدرسه ( Move quickly )گزارش
0 | 0
putting up٠١:٥٤ - ١٣٩٩/٠١/٠٦معناى کنار آمدن هم دارد مثلا Putting up with the fear of being with the wrong person با ترس ناشی از بودن در کنار فرد نامناسب کنار می آید.گزارش
14 | 0
unwarranted٠١:٥٠ - ١٣٩٩/٠١/٠٦توجیه ناپذیر مثلا Unwarranted devotion سرسپردگی توجیه ناپذیرگزارش
7 | 1
figure out٠١:٤٦ - ١٣٩٩/٠١/٠٦معناى تصمیم گرفتن هم در بعضی جاها دارد مثلا Justin is the one who figures things out جاستین است که تصمیم هارا میگیرد.گزارش
16 | 1
cattle٠١:٣٧ - ١٣٩٩/٠١/٠٦معناى ازدحام جمعیت یا توده مردم البته به صورت تحقیر آمیز هم هست مثلا The halls are nearly empty, the cattle call has passed رارهرو تقریبا خالی اند و ... گزارش
12 | 2
used to٠١:٢٨ - ١٣٩٩/٠١/٠٦معناى عادت کردن هم میده مثلا She's used to Justin forgetting او به فراموشکارى هاى جاستین عادت داردگزارش
21 | 1