برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

مصطفي فريسات

مصطفي فريسات Mostafa Farisat

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 معناي گرفتن يقه هم ميده
مثلا
Someone grabs me
كسي يقه ام را گرفت
١٣٩٩/٠٣/٢٣
|

2 معناي بارها يا به دفعات ميده ١٣٩٩/٠٣/٢٣
|

3 رفتن ب جايي
مثلا
Head to English class
رفتن به كلاس انگليسي
١٣٩٩/٠٣/٢٣
|

4 جمع كردن
مثلا
I gather my books
كتاب هايم را جمع كردم
١٣٩٩/٠٣/٢٣
|

5 شانه بالا زدن
مثلا
I send a shrug 🤷‍♀️ in her direction
من برايش شانه بالا زدم ب معناي در جريان نيستم
١٣٩٩/٠٣/٢٣
|

6 وحشت زده هم معني ميده
مثلا
I'm not alarmed 😱
من وحشت زده نيستم
١٣٩٩/٠٣/٢٣
|

7 حس دلسوزى هم معني ميده
مثلا
Carrie Who has pity in her eyes
كرى كسي كه حس دلسوزى در چشمانش موج ميزنه
١٣٩٩/٠٣/٢٣
|

8 مدير هم معني ميده
مثلا
Principal's office
دفتر مدير
١٣٩٩/٠٣/٢٣
|

9 منجر شدن به ١٣٩٩/٠٣/٢٣
|

10 معناى همينطور بودن ميده
مثلا
That's always the case
هميشه همينطور بوده
١٣٩٩/٠٣/٢٣
|

11 فرار كردن ١٣٩٩/٠٣/٢٣
|

12 ارتقا پيدا كردن ١٣٩٩/٠٣/٢٣
|

13 چت كردن ١٣٩٩/٠٣/٢٣
|

14 سر زدن ١٣٩٩/٠٣/٢٣
|

15 ذوق زده هم معني ميده ١٣٩٩/٠٣/٢٣
|

16 دلگرم كننده ١٣٩٩/٠٣/٢٠
|

17 معناى غير قابل توجه هم ميده
مثلا
I am unsurprised by how unremarkable he is
من متوجه شدم كه او ابدا فرد قابل توجهي نيس
١٣٩٩/٠٣/٢٠
|

18 معناى متوجه شدن هم ميده
مثلا
I am unsurprised how unremarkable he is
من متوجه ميشم كه ابدا فرد قابل توجهي نيست.
١٣٩٩/٠٣/٢٠
|

19 معناى ماجرا هم ميدهد
مثلا
Word about he and her travels fast
ماجراى بين اون دو همه جا پخش شد.
١٣٩٩/٠٣/٢٠
|

20 هرچند ، با اينكه ، اگرچه ١٣٩٩/٠٣/٢٠
|

21 نوعي ساز ١٣٩٩/٠٣/٢٠
|

22 موسيقي هم معني ميدهد
مثلا
Third period is band class
زنگ سوم كلاس موسيقي است.
١٣٩٩/٠٣/٢٠
|

23 معناي ويرانه كردن هم ميدهد
مثلا
If you do, jealousy will rip you apart
اگه اين كار را بكني حسادت ويرانه ات ميكند.
١٣٩٩/٠٣/٢٠
|

24 معناي غرق در چيزى شدن هم ميدهد
مثلا
You can't indulge in jealousy
نميتواني خودت را غرق در حسادت كني
١٣٩٩/٠٣/٢٠
|

25 سرزنش كردن هم معني ميدهد
مثلا
I chastise myself
من خودم رو سرزنش ميكنم
١٣٩٩/٠٣/٢٠
|

26 مسخرست ١٣٩٩/٠٣/٢٠
|

27 حسادت ١٣٩٩/٠٣/٢٠
|

28 معناى پديدار شدن هم دارد
مثلا
I feel an emotion kicking at me
حس ميكنم كه حسي در درونم پديدار شده
١٣٩٩/٠٣/٢٠
|

29 وانمود كردن ١٣٩٩/٠٣/٢٠
|

30 معناى نيش زبان يا متلك هم ميده ١٣٩٩/٠١/٢٩
|

31 عذاب وجدان ١٣٩٩/٠١/٢٩
|

32 نام كاربرى ١٣٩٩/٠١/٢٩
|

33 حس علاقه ١٣٩٩/٠١/٢٩
|

34 معناي از بين رفتن هم دارد
مثلا
It could throw their friendship off balance
ميتوانست كه رابطه دوستانشون از تعادل خارج بشه
١٣٩٩/٠١/٢٩
|

35 ادعا كردن ١٣٩٩/٠١/٢٩
|

36 معناى رضايت ميده ١٣٩٩/٠١/٢٩
|

37 معناي توجيه كردن هم دارد
مثلا
That explains why you haven't asked me yet
پس به خاطر همينه كه تا الان ازم نپرسيدي
١٣٩٩/٠١/٢٩
|

38 رو به افول يا تموم شدن
Phone dying
تموم شدن شارژ موبايل
١٣٩٩/٠١/٢٩
|

39 پيام
١٣٩٩/٠١/٢٩
|

40 ادامه دادن ١٣٩٩/٠١/٢٩
|

41 معناى ديدن هم دارد
مثلا
Once you experience enormity it lingers everywhere you look
وقتي اون حس عظمت رو تجربه كني هرجا كه نگاه كني ان را م ...
١٣٩٩/٠١/٢٩
|

42 معناى مهار كردن و كنترل كردن هم دارد
مثلا
I try to tamp them down but they are not that easy to contain
تلاش براى سركوب كردنشان دارم ولي م ...
١٣٩٩/٠١/٢٩
|

43 معناى سركوب كردن هم ميدهد
مثلا
I try to tamp them down
در تلاش براى سركوب كردن آنها هستم.
١٣٩٩/٠١/٢٩
|

44 بعضي وقتا معناى تداعي شدن هم ميدهد
مثلا
Flashes of Rhiannon rise in my mind's eye
تصويرى از ريانن جلوى چشم ذهنم تداعي شد
١٣٩٩/٠١/٢٩
|

45 معناى خوشحال شدن هم ميده
مثلا
She seems relieved to change the subject
از تغيير موضوع خوشحال به نظر مي آيد
١٣٩٩/٠١/٢٨
|

46 بسته ١٣٩٩/٠١/٢٨
|

47 معناى رجوع كردن هم ميده
١٣٩٩/٠١/٢٥
|

48 معناى نگاهي ميده
مثلا
Quick glance
نگاهي گذرا
١٣٩٩/٠١/٢٥
|

49 عقب نشيني ١٣٩٩/٠١/٢٥
|

50 معناى ليست هم ميده
مثلا
Call me more names than I could ever catalog
اونقد ب من فوش ميدادن و منو با الفاظ ديگه صدا ميكردن كه نميتونم اونا ...
١٣٩٩/٠١/٢٥
|