برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

مونا

مونا مونا هستم فارق التحصیل در رشتهمهندسی عمران و فناوری اطلاعات و علاقه مند به زبانهای خارجه، به ویژه زبان انگلیسی.
همچنین مدتیست به آموزش زبانهای فرانسه ، ژاپنی ، ترکیه ای و عربی هم رو اوردم ( به صورت جمله ای و کاربردی که به نظرم بسیار مفید ، آسون و البته لذت بخشه )

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 an increase of a feeling or opinion among a large group of people.

example:
There now seems to be a a groundswell
of anti-rich sentimen ...
١٣٩٩/٠٦/٢١
|

2 vulgar slang To say foolish things; to talk of nonsense. ...
اصطلاح( رکیک و زشت) به معنی ک.. شعر گفتن
١٣٩٩/٠٦/٢١
|

3 nut person = insane person (Slang); head of a person (Slang);
مغز فندقی، احمق ، دیوانه
١٣٩٩/٠٦/٢١
|

4 شرط‌ ، وضعيت‌

example:
I have a certain condition
من یه شرایط خاص ( بیماری خاص، درد، مشکل خاص ) دارم.

بستگی داره در چه موقعیتی ...
١٣٩٩/٠٦/٢٠
|

5 اکثرا به معنای روزنامه‌ یا همون ژورنال میشناسیمش ولی به معنای دفتر خاطرات (diary ) هم به کار میره (در مکالمات عامیانه) ١٣٩٩/٠٦/٢٠
|

6 زمونه ی سختیه ! ١٣٩٩/٠٦/٢٠
|

7 اوضاع واقعا وخیمه ! ١٣٩٩/٠٦/٢٠
|

8 It is a metaphor describing a period of time where your garbage is not picked up weekly like it is supposed to be due to the striking garbage men.
١٣٩٩/٠٦/١٨
|

9 I don't buy it either = to not be convinced = disagree

( using by native English speakers in America )
١٣٩٩/٠٦/١٧
|

10 بعضی جاها مفهوم بهبود دادن یا بهبود بخشیدن هم میده مانند مثال زیر:

I can't stand this situation, I want everything to work out
نمی تونم این ...
١٣٩٩/٠٦/١٧
|

11 if you don't shape up, I got to take it out of your pay check .
اگر رفتارت رو اصلاح نکنی ، مجبور میشم از حقوقت کم کنم.
١٣٩٩/٠٦/١٧
|

12 ship out: اخراجی(دستوری) ، برو گمشو

Shape up, or ship out
به مفهوم: رفتارت رو اصلاح کن یا اخراجی !
١٣٩٩/٠٦/١٧
|

13 معنی نون آجر شدن هم میده:

he's going out of business , for God Sake !
محض رضای خدا ،طرف نونش داره آجر میشه !
١٣٩٩/٠٦/١٧
|

14 Slang To spring upon in sudden attack; assault or ambush: Muggers jumped him in the park.
١٣٩٩/٠٦/١٧
|

15 اصطلاحی که به معنی حمله گروهی به یک نفر (معمولا بدون دلیل و برای خوش گذرونی) و کتک زدن اون شخص به هر وسیله ای است .

مثلا دیالوگ جوکر به صاحب ک ...
١٣٩٩/٠٦/١٧
|

16 to place confidence in sb or sth
به کسی یا چیزی اعتماد کردن
١٣٩٩/٠٦/١٠
|

17 شخص مورد اعتماد
١٣٩٩/٠٦/١٠
|

18 کسی که از اطمینان دیگرسوءاستفاده می کند
swindler
١٣٩٩/٠٦/١٠
|

19 a woman who people think is frightening because she has many sexual partners
(used humorously )
١٣٩٩/٠٦/١٠
|

20 زبان سرخ سر سبز دهد بر باد ١٣٩٩/٠٦/١٠
|

21 to say the same thing over and over again

نوارش گیر کرده
١٣٩٩/٠٦/١٠
|

22 شاخ غول شکستن ( کار خیلی سختی رو انجام دادن ) ١٣٩٩/٠٦/١٠
|

23 نوکر کسی بودن ، غلام حلقه به گوش کسی بودن

Do you think I'm at your back and call?!
تو فکر کردی من نوکرتم؟!

I'm not at your back and ...
١٣٩٩/٠٦/١٠
|

24 به معنی پیشنهاد ازدواج دادن هم به کار میره در جملات:

ex: Tom has proposed to Jessica
تام به جسیکا پیشنهاد ازدواج داده است.
١٣٩٩/٠٦/١٠
|

25 اصطلاح مخ کسی رو خوردن یا جویدن
سر کسی را درد آوردن ( در اثر زیاد حرف زدن )
مخ کسی رو تیلیت کردن ;P

When you chew someone's ear off, y ...
١٣٩٩/٠٦/١٠
|

26 to drive away or get rid of by a smile or smiling

زمان کاربرد: مسلط شدن بر چیزی با لبخند زدن

ex:
smile away your troubles, they wi ...
١٣٩٩/٠٦/١٠
|

27 مثل یه خرس خشمگین ;
به تندخوییِ یه خرس ;

( نمونه رفتارهایی به تندیِ یه خرس که راهی واسه آروم کردن نداره )
به کسایی میگن که رفتار ناهنجار ...
١٣٩٩/٠٦/١٠
|

28 کاری را به خوبی انجام دادن، انتظارات را برآورده کردن، در کاری موفق شدن ، توانایی خود را نشان دادن ، مطابق انتظارات ظاهر شدن ١٣٩٩/٠٦/١٠
|

29 جمله ای که زیاد تو فیلمها میشنویم:

let's make a deal .
بیا یه قراری با هم بذاریم ( با هم توافق کنیم )

موقع کَل کَل هم زیاد استفاده ...
١٣٩٩/٠٦/١٠
|

30 وقتی استفاده میشه که از صحبتهای طرف هیچی نفهمیدی و واست نا مفهومه :

ex:
Unfortunately, our Physics lessons seemed all Greek to me today :/< ...
١٣٩٩/٠٦/١٠
|

31 اصطلاح : ته توی چیزی رو درآوردن

We need to get to the bottom of it and find out what they are hiding from us
ما باید ته توی ماجرا رو در بیا ...
١٣٩٩/٠٦/١٠
|

32 سطح درآمدتون چقدره؟
" minimum income/earning floor " : یعنی همون حقوق پایه ای که تو هر کشور تعیین میشه ( حقوق پایه کارگری مصوب دولت)

در ...
١٣٩٩/٠٦/٠٨
|

33 to cut the mustard
or
to pull it off
or
to make it
١٣٩٩/٠٢/١٠
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 cut the mustard
• Do you really think he can cut the mustard?
• تو واقعا فکر میکنی اون میتونه موفق شه؟
١٣٩٩/٠٦/١٠
|

2 cut the mustard
• The boss fired him because he couldn't cut the mustard.
• رئیس اونو اخراج کرد چون اون نتونست انتظارات رو برآورده کنه.
١٣٩٩/٠٦/١٠
|

3 cut the mustard
• Athletes who can't cut the mustard don't make the team.
• ورزشکارانی که نمی توانند انتظارات رو برآورده کنند تیم تشکیل نمیدهند
١٣٩٩/٠٦/١٠
|