مجتبی پیرانی

مجتبی پیرانی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



suck up٠٠:٠٣ - ١٣٩٧/٠٨/٢٤با مَکِش قورت دادن. مثل کاری که جاروبرقی با آشغال میکنه. I sucked up the soda through a straw. There was a lot of dirt on the floor, but the vacuum ... گزارش
23 | 1
vibe٢١:٤١ - ١٣٩٧/٠٨/١٢حس و حال. جَو ( اسم ) I’m afraid to go there – that place has bad vibes میترسم برم اونجا. حس وحال بدی داره اون مکان. فعلش هم we vibe so well with e ... گزارش
354 | 2
abstract idea١٤:٠٥ - ١٣٩٧/٠٨/١٢ایده ی معنی/مفهوم ایده ها / اسمهایی که" قابل دید/فیزیکی" نیستن ومعمولا حالت مفرد استفاده میشن . Betrayal, Charity, Courage, Cowardice, Cruelty, For ... گزارش
23 | 1
tryna٠٢:٤٣ - ١٣٩٧/٠٧/٢١مخفف trying to هست Im tryna tell you Im trying to tell you Tryna = trying toگزارش
218 | 2

فهرست جمله های ترجمه شده



for good١٤:١٥ - ١٣٩٧/٠٩/٠٢
• He has moved to New York for good.
او برای همیشه به نیویورک نقل مکان کرده.
34 | 1
suck up٢٣:٥٥ - ١٣٩٧/٠٨/٢٣
• She kept sucking up to the teachers, especially Mrs Clements.
او چاپلوسی َ معلما رو میکرد، مخصوصا خانمِ کلمنتس
23 | 1