برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

محمد رومزی

محمد رومزی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

51 بدبختی
ناخوشی
ناراحتی
فلاکت
.
.
١٣٩٩/٠٥/٢٦
|

52 حواس جمع
نکته بین
ریز بین
١٣٩٩/٠٥/٢٦
|

53 نشانه ی
علامتِ
بیانگرِ
١٣٩٩/٠٥/٢٦
|

54 ناگهان رونق گرفتن ( گل کردن )
ناگهان پدیدار شدن
١٣٩٩/٠٥/٢٥
|

55 جذابیت دارد ( برای )
Appeals to many people
برای بسیاری از مردم جذابیت دارد.
١٣٩٩/٠٥/٢٥
|

56 در طولِ ١٣٩٩/٠٥/٢٤
|

57 به شکل قابل ملاحظه ای ١٣٩٩/٠٥/٢٤
|

58 با بی رحمی ١٣٩٩/٠٥/٢٤
|

59 بی رحمانه ١٣٩٩/٠٥/٢٤
|

60 نگران کننده ١٣٩٩/٠٥/٢٢
|

61 بدقولی ١٣٩٩/٠٥/٢١
|

62 دنبال کسی تمیز کردنِ ( خونه و ... )
مثلا دنبال بچه های خونه تمیز کردن
I've been cleaning up after the kids for whole day.
١٣٩٩/٠٥/٢٠
|

63 ارزیابی مجدد ١٣٩٩/٠٥/٢٠
|

64 حرف گوش کن
١٣٩٩/٠٥/١٩
|

65 در حال حاضر ١٣٩٩/٠٥/١٦
|

66 دراز مدت
In the long run : در دراز مدت
١٣٩٩/٠٥/١٦
|

67 فراموشکار بودن ١٣٩٩/٠٥/١٤
|

68 تخمک گذاری ١٣٩٩/٠٥/١٣
|

69 بدون غرض ورزی ١٣٩٩/٠٥/١٣
|

70 هیچ چیز بی دلیل نیست ... ١٣٩٩/٠٥/١٢
|

71 پیگیری ، پیگیر بودن
ممارست ( در انجام کاری )
١٣٩٩/٠٥/١٢
|

72 شکلات تخته ای
به زنی که پوست تیره ی جذابی داره هم میگن
I saw a fine chocolate bar walking down the street
١٣٩٩/٠٥/٠٨
|

73 قسم دادن ( به مقدسات) ١٣٩٩/٠٥/٠٨
|

74 n : نفاق ، اختلاف ، مخالفت ( عقیدتی و مذهبی ) ١٣٩٩/٠٥/٠٤
|

75 متمایل به
گرایش داشتن به
علاقه مند به
١٣٩٩/٠٥/٠٣
|

76 رگ خواب کسی رو داشتن
قلق کسی رو دونستن
She has a way with john.she can get him to do anything.
١٣٩٩/٠٥/٠٢
|

77 تا آنجا که
به طوری که
١٣٩٩/٠٤/٣٠
|

78 دست نخورده
واضح ، شفاف
١٣٩٩/٠٤/٢٩
|

79 به درستی
به شکلی توجیه پذیر
١٣٩٩/٠٤/٢٨
|

80 توجیه پذیر بودن
قابل دفاع بودن
١٣٩٩/٠٤/٢٨
|

81 ظالمانه
زورگویانه
١٣٩٩/٠٤/٢٧
|

82 غیر قابل توجیه ١٣٩٩/٠٤/٢٧
|

83 علاقه به وجود آوردن در کسی.
علاقه مند کردنِ کسی.
معنی جمله ی بالا میشه : او واقعا در مشتری هاش علاقه بوجود میاره ( یعنی باعث میشه خرید کنن ( با ...
١٣٩٩/٠٤/٢٦
|

84 خلافکار ١٣٩٩/٠٤/٢٦
|

85 پرطرفدار یا محبوب بودن بینِ...
مثلا prof.stan is not popular with students
پروفسور استن در بین دانشجوها محبوبیتی نداره.
١٣٩٩/٠٤/٢٦
|

86 علاقه مند شدن
علاقه پیدا کردن
١٣٩٩/٠٤/٢٦
|

87 دستمال کاغذی ١٣٩٩/٠٤/٢٦
|

88 بیشترِ
١٣٩٩/٠٤/٢٣
|

89 نصفه نیمه ١٣٩٩/٠٤/٢٣
|

90 محافظت شده
Rockwood conservation area
منطقه ی محافظت شده ی راکوود
١٣٩٩/٠٤/٢٣
|

91 سر بلند ١٣٩٩/٠٤/٢١
|

92 خبرگان ١٣٩٩/٠٤/٢١
|

93 { به طور موقت }: جای کسی را پر کردن ، جایگزین کسی شدن ١٣٩٩/٠٤/١٩
|

94 ژنتیکی ١٣٩٩/٠٤/١٩
|

95 مقاوم در برابر آفت ١٣٩٩/٠٤/١٩
|

96 Accomplice ١٣٩٩/٠٤/١٩
|

97 کثیف
مملو از آشغال
پر از زباله
١٣٩٩/٠٤/١٨
|

98 به شدت
بی اندازه
١٣٩٩/٠٤/١٨
|

99 فارسی زبان ١٣٩٩/٠٤/١٧
|

100 افراط کردن
زیاده روی کردن
١٣٩٩/٠٤/١٧
|