محمد رومزی

محمد رومزی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



noncustodial٠٢:٠٨ - ١٤٠٠/٠٦/٣٠غیر امانی غیر حضانتیگزارش
2 | 0
delusional٢٣:٠١ - ١٤٠٠/٠٦/٢٧خیالاتیگزارش
5 | 0
interoperability٠٢:٠٥ - ١٤٠٠/٠٦/٢٥مشارکت پذیریگزارش
5 | 0
let on١٢:٣٨ - ١٤٠٠/٠٦/٢٤رو کردن she knows more than she lets on : بیشتر از چیزی که رو می کنه میدونه.گزارش
5 | 0
armada١٢:٠٩ - ١٤٠٠/٠٦/٢٤ناوگروهگزارش
5 | 0
diffuser١٥:٣٩ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣افشانندهگزارش
5 | 0
reciprocate١٦:٠٧ - ١٤٠٠/٠٦/٢٢تسویه حساب کردن جبران مافات کردنگزارش
5 | 0
if it please٠٠:٥٧ - ١٤٠٠/٠٦/٢١اگر لطف کنید. . . ( برای درخواست مودبانه )گزارش
7 | 0
holiness٠٠:٠٣ - ١٤٠٠/٠٦/٢١قداستگزارش
7 | 0
more of the same٠٢:٥٠ - ١٤٠٠/٠٦/١٤You are just more of the same تو هم درست مثل بقیه هستیگزارش
12 | 0
in perpetuity٠٣:٠٦ - ١٤٠٠/٠٦/١٣برای همیشه تا ابدگزارش
14 | 0
unconsummated٠٢:٥٨ - ١٤٠٠/٠٦/١٣به پایان نرسیده نا تمام بی فرجام بی سرانجامگزارش
14 | 0
on the rise١٢:١٤ - ١٤٠٠/٠٦/١١در حال رشدگزارش
14 | 0
in my stead١٣:٢٢ - ١٤٠٠/٠٥/٢٨به جای منگزارش
16 | 0
in nature١٤:٢١ - ١٤٠٠/٠٥/٢٦به خودیِ خودگزارش
18 | 0
what do you want with him١٢:٥٨ - ١٤٠٠/٠٥/٢٠چیکارش داری؟ باهاش چیکار داری؟گزارش
23 | 0
chances are١٣:٢٦ - ١٤٠٠/٠٥/١٧این احتمال هست که. . .گزارش
23 | 0
outfox٠١:١٩ - ١٤٠٠/٠٥/١٣شکست دادن ( با حیله گری )گزارش
14 | 0
top of the line١٢:٣٦ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥درجه یک گزارش
28 | 0
render a service١٢:٣٥ - ١٤٠٠/٠٥/٠٥ارائه خدمت ( خدمات ) .گزارش
23 | 0
airdrop١٤:٥٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٢در بازار ارز دیجیتال : نوعی بازاریابی است که شرکت های ارائه دهنده ارز دیجیتال انجام می دهند. به این ترتیب که درصدی از کوین ها را به صورت رایگان در می ... گزارش
30 | 0
it's on the tip of my tongue١٣:١٢ - ١٤٠٠/٠٥/٠١نوک زبونمه. .گزارش
28 | 0
sex maniac١٤:٣٠ - ١٤٠٠/٠٤/٣١دیوانه ی سکس کسی که ذهنش مدام مشغول سکس هست. گزارش
28 | 0
martialism١٤:٣٢ - ١٤٠٠/٠٤/٢٧نظامی گری جنگ طلبیگزارش
21 | 0
underappreciated١٢:٢٨ - ١٤٠٠/٠٤/٢٧کمتر مورد تقدیر ( قرار گرفته ) _ adjگزارش
25 | 0
nothing beats home١٣:٢٠ - ١٤٠٠/٠٤/٢٣هیچ جا خونه ی ( خودِ آدم ) نمیشهگزارش
23 | 0
villainousness١٦:٢٤ - ١٤٠٠/٠٤/١٤شرارت، بدیگزارش
37 | 0
cite١٣:٤٠ - ١٤٠٠/٠٤/٠٦نقل قول کردن ( با ذکر منبع )گزارش
12 | 0
claymore١٢:٤٧ - ١٣٩٩/١٢/٠٤شمشیر دو لبهگزارش
12 | 0
blacksmith١٢:١٠ - ١٣٩٩/١٠/٢٨آهنگرگزارش
16 | 0
fresh zone١٤:٢٦ - ١٣٩٩/١٠/٢٦در بازارهای مالی ( منطقه بازگشت ) : جایی که قیمت ها روند صعودی یا نزولی خود را متوقف می کنند و به احتمال زیاد تغییر روند می دهند.گزارش
12 | 0
scalper١٢:٤٤ - ١٣٩٩/١٠/٢٥در بازارهای مالی ( نوسان گیر )گزارش
57 | 0
at the sight of٠١:٣٧ - ١٣٩٩/١٠/١٥با دیدنِگزارش
23 | 0
close in on٠٢:٣٨ - ١٣٩٩/١٠/١٣نزدیک شدن به. . .گزارش
21 | 0
clear example٢١:١٠ - ١٣٩٩/١٠/٠٧مصداق بارزگزارش
12 | 0
togetherness٠٨:٣٦ - ١٣٩٩/١٠/٠٧با هم بودنگزارش
21 | 0
investable٠٠:٤٣ - ١٣٩٩/١٠/٠٧مناسب برای سرمایه گذاری گزارش
9 | 0
aussies٢١:٠٩ - ١٣٩٩/١٠/٠٦استرالیایی ها Aussie : استرالیاییگزارش
16 | 1
roll of honour٠٤:١٥ - ١٣٩٩/١٠/٠٥لیست قهرمانان ( مثلا اسامی تیم هایی که در ادوار مختلف در یک جام قهرمان شده اند ) *اسم افراد ( قهرمان ) هم میتونه باشه *گزارش
21 | 1
from the point of view٢١:٥٢ - ١٣٩٩/٠٩/٢٦از نظرِگزارش
18 | 1
self destructive instinct٠٠:٠٦ - ١٣٩٩/٠٩/٢٦خود آزاری خود خوریگزارش
16 | 1
to make use of١٩:١٠ - ١٣٩٩/٠٩/٢٠استفاده کردن ازگزارش
14 | 0
until proven otherwise٠٠:٣٨ - ١٣٩٩/٠٩/٢٠تا زمانی که خلافش ثابت بشهگزارش
23 | 0
extraordinarily٢١:٠٨ - ١٣٩٩/٠٩/١٩به طور خارق العاده ای گزارش
39 | 0
پر نقش و نگار٢٠:٢٦ - ١٣٩٩/٠٩/١٨Elaborateگزارش
16 | 1
flamboyant٢٠:٢٢ - ١٣٩٩/٠٩/١٨پر نقش و نگارگزارش
21 | 1
abnormalcy٢١:٤٤ - ١٣٩٩/٠٩/٠٣ناهنجاریگزارش
9 | 0
indeterminacy٠٠:٥٨ - ١٣٩٩/٠٩/٠٣ابهامگزارش
14 | 0
futuristic١٢:٢٦ - ١٣٩٩/٠٨/٢٥آینده نگرگزارش
21 | 1
vixen٠٠:٥١ - ١٣٩٩/٠٨/١٩زنِ بداخلاق زنِ نق نقو ماده روباهگزارش
18 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده



acquainted١٣:٥٨ - ١٣٩٩/٠٦/٢٨
• It'strue we were acquainted, but no more than that.
درسته که با هم آشنا بودیم، اما فقط در حد آشنایی بود نه بیشتر.
5 | 0
altercate١٣:٣٠ - ١٣٩٩/٠٦/٠٩
• Don't altercate over such trivia.
سرِ همچین چیز بی اهمیتی جر و بحث نکنید.
2 | 0
ditch٢٣:٠٠ - ١٣٩٩/٠٥/٢٤
• Let's ditch school today.
بیا امروز مدرسه رو بپیچونیم.
14 | 2
stand for١٢:٣٥ - ١٣٩٩/٠٤/١٦
• How can we continue to stand for such injustice?
چگونه می توانیم به تحمل کردنِ چنین بی عدالتی ای ادامه دهیم؟
7 | 1
overheard١٤:٠٩ - ١٣٩٩/٠٤/١٣
• I overheard them mentioning my name and pricked up my ears.
اتفاقی شنیدم که دارن اسم منو میارن و منم گوشامو تیز کردم.
5 | 0
insecure١٣:٣٤ - ١٣٩٩/٠٣/٢٦
• She's actually rather insecure, and her rudeness is just a defence mechanism.
او در واقع یک آدمِ نسبتا متزلزل است و بی ادبیش فقط یک مکانیزم دفاعیه
2 | 0
constructive١٥:٣٩ - ١٣٩٩/٠٣/١٣
• If you don't have anything constructive to say, I'd rather you kept quiet.
اگر حرف سازنده ای برای گفتن نداری، بهتره که ساکت بمونی
16 | 1
abide by١٨:٥٧ - ١٣٩٩/٠١/١٥
• He's a hypocrite, as he is incapable of abiding by his own principles.
او یک ریاکار است، چون نمی تواند از اصول خودش پیروی کند.
2 | 0
wear٠٢:٢٩ - ١٣٩٩/٠١/١٥
• This child is wearing my patience.
این بچه داره صبر منو لبریز میکنه.
9 | 0
tender٠٤:١٥ - ١٣٩٩/٠١/١٣
• a tender piece of meat
یک تیکه گوشت ترد.
21 | 1
have nothing to do with١٤:٢٧ - ١٣٩٩/٠١/١٢
• We have nothing to do with each other.
کاری به کار همدیگه نداریم.
9 | 0
respected١٣:٤٦ - ١٣٩٩/٠١/١١
• The old should be well respected.
سالمندان باید به خوبی مورد احترام قرار گیرند.
7 | 0
expel١٤:٠٠ - ١٣٩٩/٠١/٠٦
• Fighting can get you expelled from the game.
دعوا کردن میتونه باعث اخراج شما از بازی بشه.
7 | 0
risk١٣:٥٩ - ١٣٩٨/١٢/٢٧
• He risked embarrassing himself by asking such a question, but he had to have an answer.
او ریسک خجالت زده شدن رو با پرسیدن چنین سوالی پذیرفت، ولی خب مجبور بود که جوابو داشته باشه
7 | 0
catastrophically١٢:٥١ - ١٣٩٨/١٢/١١
• But Panama was all jungle, torrential rain, malaria and yellow fever, and the French failed catastrophically.
اما پاناما همش جنگل بود ، باران های سیل آسا ، مالاریا و تب زرد. و فرانسوی ها به طرز فاجعه باری شکست خوردند.
5 | 0
overwhelmingly١٣:١٣ - ١٣٩٨/١٢/٠٤
• The local economy is overwhelmingly dependent on oil and gas extraction.
اقتصاد محلی کاملا ( تمام و کمال ) به استخراج نفت و گاز وابسته است.
21 | 0
overwhelmingly١٣:١٠ - ١٣٩٨/١٢/٠٤
• The people of this country overwhelmingly support their president.
مردم این کشور اکثرا از ریئس جمهورشان حمایت می کنند.
5 | 1
overwhelmingly١٣:٠٨ - ١٣٩٨/١٢/٠٤
• Congress voted overwhelmingly in favor of the bill.
کنگره با اکثریت آرا رای به حمایت از لایحه داد.
7 | 0
wherewithal٢٢:٢٩ - ١٣٩٨/١١/١٩
• He didn't have the wherewithal to repay the loan.
او استطاعت بازپرداخت وام را نداشت
9 | 1
in this regard١٤:٢٦ - ١٣٩٨/١١/١٧
• In this regard nothing has changed.
از این بابت ، هیچ چیزی تغییر نکرده است
12 | 1
dedication١٣:٣٥ - ١٣٩٨/١١/٠٢
• The country's greatest resource is the dedication of its workers.
بزرگترین دارایی کشور از خودگذشتی کارگرانش است.
14 | 0
waste of money١٤:٥١ - ١٣٩٨/١٠/٠٧
• I think that is a total waste of money.
من فکر میکنم که ( آن کار ) فقط هدر دادن پول است
21 | 0