دیکشنری
امتیاز در دیکشنری
٢,٦٤١
رتبه در دیکشنری
١,٦٧٨
لایک
١٠
دیسلایک
١
جدیدترین پیشنهادها
٦ ماه پیش
٠
با این اوصاف . . . .
٦ ماه پیش
٠
بخاطر چیزی مورد قضاوت قرار گرفتن بر اساس چیزی قضاوت شدن
٦ ماه پیش
١
معنی حدوداً و تقریباً هم میده I'm like 32 من حدودا/تقریبا ۳۲ سالمه
٧ ماه پیش
٠
اگه زحمتی نیست . . .
٧ ماه پیش
١
اون کاری که فکر میکنی اشتباه ولی از انجام دادنش لذت میری میشه guilty pleasure
جدیدترین ترجمهها
١ سال پیش
a genuine offer of help with no strings attached
١
یک پیشنهاد خالصانه برای کمک بی هیچ قید وشرطی
جدیدترین پرسشها
پرسشی موجود نیست.
جدیدترین پاسخها
١
رأی
٢٤٧
بازدید
٢
رأی
اگر عامیانشو بخوای میشه : ترکوندم I've aced the test : امتحان رو خوب دادم با موفقیت چیزی را سپری کردن یه همچین چیزی میشه
١ سال پیش
١
رأی
٢٤٧
بازدید
٠
رأی
اگر عامیانشو بخوای میشه : ترکوندم I've aced the test : امتحان رو خوب دادم با موفقیت چیزی را سپری کردن یه همچین چیزی میشه
١ سال پیش