محمد حاتمی نژاد

محمد حاتمی نژاد ارشد روانشناسی
پیشنهاد معانی لغات صرفا براساس متون تخصصی روانشناسی و نوروسایکولوژی درج میشود

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



oral area١٠:٣٤ - ١٤٠٠/٠٩/٠٩منطقه دهانیگزارش
0 | 0
premorbid٢٢:٤٢ - ١٤٠٠/٠٩/٠٥زمینه ساز اختلال های که از قبل تشخیص بیماری روانی وجود داشته باشه با برچسب پیش مرضی یا premorbid در مصاحبه درج میشودگزارش
2 | 0
همه گیرشناسی١٧:٢٥ - ١٤٠٠/٠٩/٠٥epidemiologyگزارش
0 | 0
alerting signal١٠:١٧ - ١٤٠٠/٠٩/٠٥گوش به زنگگزارش
0 | 0
alerting١٠:١٧ - ١٤٠٠/٠٩/٠٥اماده باشگزارش
0 | 0
decision science١٧:٥٨ - ١٤٠٠/٠٩/٠١علم تصمیم گیریگزارش
0 | 0
body image distortion٠٩:٤٧ - ١٤٠٠/٠٨/٢٩تصویر ذهنی از بدن که دچار تحریف شدهگزارش
0 | 0
hyperarousal١٧:٣٥ - ١٤٠٠/٠٨/٢٥افزایش برانگیختی ( به نوعی گوش به زنگی )گزارش
0 | 0
مغتنم١٥:٥٤ - ١٤٠٠/٠٨/٢٥باارزشگزارش
0 | 0
coping١٣:٤٢ - ١٤٠٠/٠٨/٢٥مداراگزارش
0 | 0
survivors guilt١١:٣٣ - ١٤٠٠/٠٨/٢٥احساس گناه ناشی از بازماندگی از مرگ ( هنگامی که در یک حادثه بیشتر افراد کشته میشوند و یک نفر باقی میماند دچار این احساس میشود )گزارش
0 | 0
dural folds١١:٥٦ - ١٤٠٠/٠٨/٢٣چین های سخت شامه یا چین های دره ایگزارش
0 | 0
dural١١:٥٥ - ١٤٠٠/٠٨/٢٣سخت شامهگزارش
0 | 0
علیرضا حسین خانی١٣:٥٢ - ١٤٠٠/٠٨/١٨خواننده و نوازنده اهل لرستان خرم ابادگزارش
0 | 0
sulcus١١:٥٨ - ١٤٠٠/٠٨/٠٩شیار تو رفتگی سطح مغزگزارش
0 | 0
gyrus١١:٥٧ - ١٤٠٠/٠٨/٠٩شکنجگزارش
7 | 0
made up٠٢:٠٢ - ١٤٠٠/٠٨/٠٩تشکیل شدهگزارش
5 | 0
premises٠١:٥٩ - ١٤٠٠/٠٨/٠٩مقدماتگزارش
0 | 0
analogies٠١:٥٨ - ١٤٠٠/٠٨/٠٩تمثیلگزارش
0 | 0
syllogism٠١:٥٧ - ١٤٠٠/٠٨/٠٩قیاس صوریگزارش
0 | 0
logical reasoning٠١:٥٣ - ١٤٠٠/٠٨/٠٩استدلال منطقیگزارش
0 | 0
drawing conclusions٠١:٥٠ - ١٤٠٠/٠٨/٠٩نتیجه گیریگزارش
2 | 0
generating٠١:٣٧ - ١٤٠٠/٠٨/٠٩مولد تولید کننندهگزارش
0 | 0
locate٠١:٣٣ - ١٤٠٠/٠٨/٠٩تعیین کردن قرار دادنگزارش
0 | 0
particular spatial arrangment٠١:٢٣ - ١٤٠٠/٠٨/٠٩ارایش فضایی خاصگزارش
0 | 0
seemed٠١:٣٠ - ١٤٠٠/٠٨/٠٩ظاهرا به نظر رسیدنگزارش
2 | 0
campus٠١:٢٧ - ١٤٠٠/٠٨/٠٩محله مسکونیگزارش
0 | 1
arrangment٠١:٢٣ - ١٤٠٠/٠٨/٠٩ارایش چیدمان ترتیبگزارش
0 | 0
cognitive map٠١:٢١ - ١٤٠٠/٠٨/٠٩نقشه شناختیگزارش
0 | 0
actual picture٠١:١٩ - ١٤٠٠/٠٨/٠٩تصویر واقعیگزارش
0 | 0
rotate٠١:١٧ - ١٤٠٠/٠٨/٠٩چرخاندن چرخشگزارش
0 | 0
analog code٠١:١٤ - ١٤٠٠/٠٨/٠٩کد انالوگگزارش
0 | 0
mental imagery٠١:٠٨ - ١٤٠٠/٠٨/٠٩تجسم ذهنیگزارش
0 | 0
sparrow٠١:٠٠ - ١٤٠٠/٠٨/٠٨گنجشکگزارش
0 | 0
apparent٠٠:٤٩ - ١٤٠٠/٠٨/٠٨معلوم ظاهر واضحگزارش
5 | 0
subvocal٠٠:٤٦ - ١٤٠٠/٠٨/٠٨بی صدا لب دهن تکون دادنگزارش
0 | 0
babbling٠٠:٤٠ - ١٤٠٠/٠٨/٠٨پر حرفی پرگوییگزارش
0 | 0
regular٠٠:٣٧ - ١٤٠٠/٠٨/٠٨با قاعده با قانون منظمگزارش
0 | 0
language acquistion٠٠:٣٣ - ١٤٠٠/٠٨/٠٨یادگیری زبانگزارش
0 | 0
language acquistion device٠٠:٣٢ - ١٤٠٠/٠٨/٠٨ابزار یادگیری زبانگزارش
0 | 0
noun٠٠:٢٣ - ١٤٠٠/٠٨/٠٨اسمگزارش
2 | 1
concrete noun٠٠:٢٢ - ١٤٠٠/٠٨/٠٨اسم ملموسگزارش
0 | 0
motherese٠٠:٢٠ - ١٤٠٠/٠٨/٠٨زبان مادرانهگزارش
0 | 0
appropriately٢٣:٥٠ - ١٤٠٠/٠٨/٠٧درست و بجاگزارش
0 | 0
overgeneralize٢٣:٤٨ - ١٤٠٠/٠٨/٠٧تعمیمگزارش
0 | 0
initially٢٣:١٠ - ١٤٠٠/٠٨/٠٧At firstگزارش
0 | 0
interestingly٢٣:٠٩ - ١٤٠٠/٠٨/٠٧جلب توجه کنندهگزارش
0 | 0
utterance٢٣:٠٨ - ١٤٠٠/٠٨/٠٧گفتهگزارش
2 | 0
auxiliary٢٣:٠٧ - ١٤٠٠/٠٨/٠٧auxiliary Verb فعل کمکیگزارش
2 | 0
قوالی١٦:٣٤ - ١٤٠٠/٠٨/٠٤سبکی موسیقی عرفانی که بیشتر در مناطق پاکستانی و هندی وجود داردگزارش
0 | 0

فهرست جمله های ترجمه شده



merely٠٠:٠١ - ١٤٠٠/٠١/٢٦
• The meeting was merely an exercise in damage limitation.
این جلسه صرفا تمرینی برای محدود کردن اسیب بود
16 | 1
jointly٢٣:٤٣ - ١٤٠٠/٠١/٢٥
• We are supervising the work jointly.
ما بصورت مشترک بر کار نظارت میکنیم
12 | 1
pertain٠١:٢٨ - ١٤٠٠/٠١/٢٠
• My question pertains to the speaker's first point.
سوال من به اصل اول سخنران ارتباط دارد
25 | 1
respect١٨:٠٧ - ١٤٠٠/٠١/٠٧
• It is a good plan in many respects.
این از بسیاری جهات, طرح خوبی است
30 | 1
thumb١٨:٠٥ - ١٤٠٠/٠١/٠٧
• Her copy of the novel was well thumbed.
نسخه او از رمان بسیار خوب بود
23 | 1
hitting١٧:٣٨ - ١٤٠٠/٠١/٠٧
• One car narrowly missed hitting the other one.
یک ماشین به سختی از برخورد با ماشین دیگر بازماند.
23 | 1
heuristics١٧:٣١ - ١٤٠٠/٠١/٠٧
• In contrast, expert systems rely heavily on heuristics, or rules of thumb, which are much less formal.
در مقابل ، سیستم های خبره عمدتاً به اکتشافات معدنی یا قوانین سراسری که بسیار کمتر رسمی هستند ، تکیه می کنند
21 | 1