برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

محمد نورانی

محمد نورانی دانشجوی دکتری معماری دانشگاه تهران،
کِرمی در پیله،
در حال مترجم، نویسنده، طراح و برنامه‌نویس شدن

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 حاشیه‌نشینی، حومه‌سازی ١٣٩٩/٠٤/١٤
|

2 موضوع ملموس و واقعی ١٣٩٩/٠٤/١٤
|

3 رقومی‌سازی، دیجیتال‌سازی ١٣٩٩/٠٣/٠٣
|

4 پاخور، پاخوری، میزان بازدید افراد پیاده، تعداد بازدیدکنندگان ١٣٩٩/٠٣/٠٣
|

5 زمینه‌چینی، فراهم کردن زمینه ١٣٩٩/٠٣/٠٢
|

6 به نظر می‌رسد که، ممکن است که، یحتمل ١٣٩٩/٠٣/٠١
|

7 گروه‌های کانونی ١٣٩٩/٠٢/٣١
|

8 ساده‌انگاری بیش از حد، ساده‌سازی افراطی ١٣٩٩/٠٢/٣٠
|

9 رایانش فراگیر، محاسبات سرتاسری ١٣٩٩/٠٢/٢٨
|

10 برنامه‌ی ترکیبی، برنامه‌ی مرکب، ادغام شده، چندتایی ١٣٩٩/٠٢/٢٦
|

11 سهل، راحت‌الحلقوم، خوش‌دست، کارآمد، کاربرپسند، با استفاده‌ی آسان ١٣٩٩/٠٢/٢٣
|

12 از مرکز به بیرون، از مرکز به اطراف، از مرکز به حواشی (حاشیه)، مرکززدا ١٣٩٩/٠٢/٢٣
|

13 توانمندسازی شده، توانمند شده ١٣٩٩/٠٢/٢٣
|

14 توانمندسازی، توانمند ساختن ١٣٩٩/٠٢/٢٣
|

15 coincidentally ١٣٩٩/٠٢/٢٢
|

16 خانه‌ی محله، خانه‌ی اجتماع محلی ١٣٩٩/٠٢/٢١
|

17 کشیدنی، کشاندنی، قابل کِش آمدن، لِفت‌دادنی، قابل ترسیم ١٣٩٩/٠٢/٢٠
|

18 نقش‌آفرین، نقش‌پذیر، فعال (سیاسی یا اجتماعی)، کنشگر ١٣٩٩/٠٢/١٩
|

19 نقطه نظر ١٣٩٩/٠٢/١٩
|

20 زمینه‌چینی، فراهم کردن مقدمات، مقدمه‌چینی، آماده‌سازی ١٣٩٩/٠٢/١٩
|

21 انطباق‌دهی، ریخت‌پذیر کردن، سازگار کردن، قوار دادن، خوش‌قواره و متناسب کردن ١٣٩٩/٠٢/١٩
|

22 برگزیدن، نشانه‌گذاری کردن، علامت گذاشتن، نشان‌دار کردن
١٣٩٩/٠٢/١٨
|

23 دلزده کردن، آزردن، پس زدن، دور راندن، توی ذوق کسی زدن ١٣٩٩/٠٢/١٧
|

24 کاوش کردن، در دل چیزی فرو رفتن، غرق چیزی شدن، کند و کاو کردن ١٣٩٩/٠٢/١٧
|

25 حال و هوا، حس و حال، هاله ١٣٩٩/٠٢/١٧
|

26 مطالعه، مطالعه‌ی آزمایشی، تجربه‌ی مطالعاتی ١٣٩٩/٠٢/١٧
|

27 طرحواره، اسکیس، طرح اتودی، طرح اولیه ١٣٩٩/٠٢/١٧
|

28 حال و هوای مکانی، دور و اطراف یک مکان، جای تقریبی ١٣٩٩/٠٢/١٦
|

29 بسته، ناپذیرا، رد کننده، گوش بدهکار نبودن ١٣٩٩/٠٢/١٥
|

30 شکلک، نگارک، نشانک، آیکون ١٣٩٩/٠٢/١٥
|

31 در پی چیزی بودن، به دنبال چیزی بودن، فراخواندن، مطالبه کردن ١٣٩٩/٠٢/١٥
|

32 ضربه محرک، پیشران، شروع طوفانی، هُل برای راه افتادن، به راه انداختن ١٣٩٩/٠٢/١٣
|

33 کارِ دستی، با دست، عملی ١٣٩٩/٠٢/١٣
|

34 قوارپذیر، به تن نشین، ‌خوش‌قواره و متناسب، دوخت‌ پذیر، ریخت‌پذیر ١٣٩٩/٠٢/٠٧
|

35 حساس‌نمایی، حس‌گر بودن، حساس بودن، ثبت و مشاهده ١٣٩٩/٠٢/٠٣
|

36 محیط عامل، محیط اجرایی، (در رایانه و اینترنت، به محیطی اشاره دارد که در آن سیستم‌های عامل و برنامه‌ها و نرم‌افزارها با یکدیگر مرتبط می‌شوند) ١٣٩٩/٠٢/٠٣
|

37 گروه‌اَفزار، نرم‌افزار گروهی، نرم‌افزار مشارکت‌گرا، نرم‌افزار مشارکتی ١٣٩٩/٠٢/٠٣
|

38 با فضیلت، خبره،چیره‌دست، هنرمند و کاردان ١٣٩٩/٠٢/٠٣
|

39 اَبَر پیوند، پیوَندَک، فراپیوند، هایپرلینک ١٣٩٩/٠٢/٠٣
|

40 منطقه‌ای، جغرافیایی، ناحیه‌ای ١٣٩٩/٠١/١٢
|

41 قدرت نفوذ داشتن، به حساب آمدن، در تصمیمی دخیل بودن، حرفی برای گفتن داشتن ١٣٩٩/٠١/١١
|

42 تصویر‌سازی، محصول بصری، تصور، تجسم ١٣٩٩/٠١/١١
|

43 نمودار درختی فرایند، شجره‌ی فرایند ١٣٩٩/٠١/١٠
|

44 مرکز اداری ١٣٩٩/٠١/١٠
|