محمد نورانی

محمد نورانی دانشجوی دکتری معماری دانشگاه تهران،
کِرمی در پیله،
در حال مترجم، نویسنده، طراح و برنامه نویس شدن

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



suburbanization١٥:٤٩ - ١٣٩٩/٠٤/١٤حاشیه نشینی، حومه سازیگزارش
2 | 0
concrete theme١٥:٣٦ - ١٣٩٩/٠٤/١٤موضوع ملموس و واقعیگزارش
0 | 0
digitisation١١:٤٧ - ١٣٩٩/٠٣/٠٣رقومی سازی، دیجیتال سازیگزارش
5 | 1
foot traffic١١:٢٢ - ١٣٩٩/٠٣/٠٣پاخور، پاخوری، میزان بازدید افراد پیاده، تعداد بازدیدکنندگانگزارش
12 | 1
set the scene١٤:٤٩ - ١٣٩٩/٠٣/٠٢زمینه چینی، فراهم کردن زمینهگزارش
23 | 1
it is likely that٢٠:٥٢ - ١٣٩٩/٠٣/٠١به نظر می رسد که، ممکن است که، یحتملگزارش
9 | 1
focus groups٢٢:٠٩ - ١٣٩٩/٠٢/٣١گروه های کانونیگزارش
7 | 0
oversimplification١٨:٤٦ - ١٣٩٩/٠٢/٣٠ساده انگاری بیش از حد، ساده سازی افراطیگزارش
16 | 1
ubiquitous computing٠١:٢٠ - ١٣٩٩/٠٢/٢٨رایانش فراگیر، محاسبات سرتاسریگزارش
9 | 1
mash up٠٧:٥٥ - ١٣٩٩/٠٢/٢٦برنامه ی ترکیبی، برنامه ی مرکب، ادغام شده، چندتاییگزارش
14 | 1
easy to use٢٠:٣٥ - ١٣٩٩/٠٢/٢٣سهل، راحت الحلقوم، خوش دست، کارآمد، کاربرپسند، با استفاده ی آسانگزارش
9 | 0
from center to sides١٣:٠٢ - ١٣٩٩/٠٢/٢٣از مرکز به بیرون، از مرکز به اطراف، از مرکز به حواشی ( حاشیه ) ، مرکززداگزارش
7 | 1
empowered١٢:٤٨ - ١٣٩٩/٠٢/٢٣توانمندسازی شده، توانمند شدهگزارش
12 | 0
empower١٢:٤٧ - ١٣٩٩/٠٢/٢٣توانمندسازی، توانمند ساختنگزارش
34 | 0
از قضا١٣:٥٦ - ١٣٩٩/٠٢/٢٢coincidentallyگزارش
41 | 1
community house١٣:١٧ - ١٣٩٩/٠٢/٢١خانه ی محله، خانه ی اجتماع محلیگزارش
16 | 0
draggable١٠:٢٣ - ١٣٩٩/٠٢/٢٠کشیدنی، کشاندنی، قابل کِش آمدن، لِفت دادنی، قابل ترسیمگزارش
12 | 0
actor١٦:٠٤ - ١٣٩٩/٠٢/١٩نقش آفرین، نقش پذیر، فعال ( سیاسی یا اجتماعی ) ، کنشگرگزارش
28 | 1
set the ground١٣:٢٠ - ١٣٩٩/٠٢/١٩زمینه چینی، فراهم کردن مقدمات، مقدمه چینی، آماده سازیگزارش
14 | 0
tailoring١١:٤٨ - ١٣٩٩/٠٢/١٩انطباق دهی، ریخت پذیر کردن، سازگار کردن، قوار دادن، خوش قواره و متناسب کردنگزارش
23 | 0
bookmark١٣:٤٥ - ١٣٩٩/٠٢/١٨برگزیدن، نشانه گذاری کردن، علامت گذاشتن، نشان دار کردن گزارش
32 | 0
drive away٢٣:١٩ - ١٣٩٩/٠٢/١٧دلزده کردن، آزردن، پس زدن، دور راندن، توی ذوق کسی زدنگزارش
41 | 1
delve٢٣:٠٨ - ١٣٩٩/٠٢/١٧کاوش کردن، در دل چیزی فرو رفتن، غرق چیزی شدن، کند و کاو کردنگزارش
28 | 0
atmosphere٢٢:٥٥ - ١٣٩٩/٠٢/١٧حال و هوا، حس و حال، هالهگزارش
30 | 1
experiment٢٠:٠٨ - ١٣٩٩/٠٢/١٧مطالعه، مطالعه ی آزمایشی، تجربه ی مطالعاتیگزارش
39 | 0
sketch١٤:٤١ - ١٣٩٩/٠٢/١٧طرحواره، اسکیس، طرح اتودی، طرح اولیهگزارش
32 | 0
whereabouts١١:٤٢ - ١٣٩٩/٠٢/١٦حال و هوای مکانی، دور و اطراف یک مکان، جای تقریبیگزارش
32 | 0
unreceptive٢٢:٠٧ - ١٣٩٩/٠٢/١٥بسته، ناپذیرا، رد کننده، گوش بدهکار نبودنگزارش
34 | 0
icon١٣:٤٥ - ١٣٩٩/٠٢/١٥شکلک، نگارک، نشانک، آیکونگزارش
46 | 1
call for٠٩:٠٩ - ١٣٩٩/٠٢/١٥در پی چیزی بودن، به دنبال چیزی بودن، فراخواندن، مطالبه کردنگزارش
48 | 1
kick start١٧:٣٨ - ١٣٩٩/٠٢/١٣ضربه محرک، پیشران، شروع طوفانی، هُل برای راه افتادن، به راه انداختنگزارش
44 | 0
hands on٠٧:٤٢ - ١٣٩٩/٠٢/١٣کارِ دستی، با دست، عملیگزارش
53 | 0
tailorable١٣:٠١ - ١٣٩٩/٠٢/٠٧قوارپذیر، به تن نشین، خوش قواره و متناسب، دوخت پذیر، ریخت پذیرگزارش
25 | 0
sensoring١٧:٢٥ - ١٣٩٩/٠٢/٠٣حساس نمایی، حس گر بودن، حساس بودن، ثبت و مشاهدهگزارش
32 | 0
operating environment١٧:٠٦ - ١٣٩٩/٠٢/٠٣محیط عامل، محیط اجرایی، ( در رایانه و اینترنت، به محیطی اشاره دارد که در آن سیستم های عامل و برنامه ها و نرم افزارها با یکدیگر مرتبط می شوند )گزارش
28 | 0
groupware١٥:٥٢ - ١٣٩٩/٠٢/٠٣گروه اَفزار، نرم افزار گروهی، نرم افزار مشارکت گرا، نرم افزار مشارکتیگزارش
23 | 0
virtuosi١٥:٤٠ - ١٣٩٩/٠٢/٠٣با فضیلت، خبره، چیره دست، هنرمند و کاردانگزارش
28 | 0
hyperlink٠٠:١٩ - ١٣٩٩/٠٢/٠٣اَبَر پیوند، پیوَندَک، فراپیوند، هایپرلینکگزارش
46 | 0
areal١٤:٣٦ - ١٣٩٩/٠١/١٢منطقه ای، جغرافیایی، ناحیه ایگزارش
21 | 1
have a say in٢٢:٠٠ - ١٣٩٩/٠١/١١قدرت نفوذ داشتن، به حساب آمدن، در تصمیمی دخیل بودن، حرفی برای گفتن داشتنگزارش
34 | 0
visualisation١٤:١٤ - ١٣٩٩/٠١/١١تصویر سازی، محصول بصری، تصور، تجسمگزارش
34 | 0
process tree٠٢:٥٩ - ١٣٩٩/٠١/١٠نمودار درختی فرایند، شجره ی فرایندگزارش
28 | 0
administrative centre٠١:٣٨ - ١٣٩٩/٠١/١٠مرکز اداریگزارش
21 | 0