Miss.Raya

Miss.Raya

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



horrible١٦:٢٦ - ١٣٩٨/٠٥/٠٨حال بهم زن چندش آورگزارش
18 | 1
abilities١٤:٣٥ - ١٣٩٨/٠٥/٠٢توانایے ، استعداد، فعالیت هایے ڪہ ما میتونیم انجام بدیم روے R_R بنفش رنگ بالاے نظرم ڪلیڪ ڪنین . لایڪ فراموش نشہ مر30گزارش
78 | 2
modest١٤:٣٠ - ١٣٩٨/٠٥/٠٢فروتن و باشخصیت روی R_R بنفش رنگ کلیک کنین ( بالای نظرم ) لایک فراموش نشه با تشکرگزارش
101 | 14
arrogant١٣:٤١ - ١٣٩٨/٠٥/٠٢مغرور ، خود شیفته و خودپسند روی R_R بنفش رنگ نظرم کلیک کنین مر30گزارش
55 | 4
friendly١٧:٢٨ - ١٣٩٨/٠٤/١٤صمیمی و دوستانهگزارش
30 | 2
kind٢٣:٤٥ - ١٣٩٨/٠٣/٢٢Friendly and thoughtful about what other peopel want or need مهربانگزارش
62 | 2
camera person٢٣:٣٢ - ١٣٩٨/٠٣/٢٢Aperson who operates a camera to make films or tv programs فیلمبردار برنامه تلویزیونیگزارش
41 | 3
reporter٢٣:٢٤ - ١٣٩٨/٠٣/٢٢someone who gets news or writes about happenings for a newspaper radio or television کشیدنگزارش
34 | 9
drag٢٣:١٧ - ١٣٩٨/٠٣/٢٢pull somebody or something along with difficulty Pull someone کشیدنگزارش
122 | 2
attend٢٢:٢٨ - ١٣٩٨/٠٣/١٧attend means go to or present at a place رفتن به جایی مانند جلسه ، خانه ، کلاس ، مهمانیگزارش
71 | 3
congratulations٢٢:١٧ - ١٣٩٨/٠٣/١٧congratulations are used to tell someone you are happy about something he or she has done تبریک می گویمگزارش
57 | 2
provide٢٢:١٣ - ١٣٩٨/٠٣/١٧provide means give or supply something to somebody یعنی فراهم کردن مهیا کردنگزارش
71 | 3
customers٢٢:١٢ - ١٣٩٨/٠٣/١٧مشتریان یک فروشگاه یا مشتریان هر چیز دیگریگزارش
67 | 3
homemade٢٢:٠٥ - ١٣٩٨/٠٣/١٧homemade foods are made at home and not bought in a store یک چیز خانگی گه اینی که روژیا جان گفتگزارش
55 | 3
bash٢١:٥٩ - ١٣٩٨/٠٣/١٧means party یعنی جشنگزارش
156 | 3
entertainment٢١:٤٥ - ١٣٩٨/٠٣/١٧entertainment is things that amuse or interest people گزارش
117 | 3
streamer٢١:٣٨ - ١٣٩٨/٠٣/١٧روبان و یا نوار های رنگی که برای تزیین استفاده می شوندگزارش
34 | 2
streamer٢١:٣٧ - ١٣٩٨/٠٣/١٧A streamer is a long piece of color paper that you use for decoratingگزارش
122 | 2

فهرست جمله های ترجمه شده



novelist١٤:٥٢ - ١٣٩٨/٠٥/٠٥
• She is not only a novelist but also a poet.
او ( زن ) فقط رمان نویس نیست بلکه شاعر هم هست
30 | 3
alone١٣:٣٧ - ١٣٩٨/٠٥/٠٢
• It was nice to be alone on the beach.
این خیلی خوبه که توی ساحل تنها باشی☻
150 | 10
postcard١٨:١٤ - ١٣٩٨/٠٤/١٨
• Have you sent your mother a postcard yet?
آیا هنوز برای مادرت کارت پستال ارسال می کنی ؟
30 | 1
friendly١٧:٢٨ - ١٣٩٨/٠٤/١٤
• I know him, but I'm not actually friendly with him.
او را می شناسم اما با او صمیمی نیستم
103 | 4
congratulations٢٢:١٥ - ١٣٩٨/٠٣/١٧
• Congratulations, you have a healthy baby boy.
تبریک می گم شما یه پسر بچه سالم دارید
21 | 2
entertainment٢١:٤٤ - ١٣٩٨/٠٣/١٧
• The entertainment provided was first class.
برنامه سرگرمی برای کلاس اول بود
25 | 2
streamer٢١:٣٦ - ١٣٩٨/٠٣/١٧
• We tied balloons and streamers to the ceiling ready for the party.
ما برای جشن بادکنک ها و نوار های رنگی را از سقف آویزان کردیم
80 | 2