تاریخ
١٨ ساعت پیش
متن
Function: mobile phones and fixed telephone area code attribution to inquiries.
دیدگاه
٠

مربوط به برنامه نویسی - تابع: عملکردی که در آن کدهای منطقه ای ( پیش شماره مناطق ) به شماره های تلفن همراه و ثابت اختصاص داده می شوند تا به درخواست ها ...

تاریخ
١٩ ساعت پیش
متن
The sceptre is an attribute of kingly power.
دیدگاه
٠

عصای سلطنتی، نمادی از قدرت شاهانه است. ( عصای سلطنتی از ویژگی های قدرت پادشاهی است. )

تاریخ
٢١ ساعت پیش
متن
I can personally attest that the cold and flu season is here.
دیدگاه
٠

من خودم به شخصه می توانم گواه بدم ( تصدیق کنم ) که فصل سرماخوردگی و آنفولانزا از راه رسیده است. ( شروع شده است. ) ـ

تاریخ
٢١ ساعت پیش
متن
Although the critics hated the film, its box office proceeds attested the film's immense popularity with audiences.
دیدگاه
٠

گرچه منتقدان از فیلم بدشان آمد، اما درآمدهای باکس آفیس ( گیشۀ فروش بلیت ) نشان دهندۀ محبوبیت بسیار زیاد فیلم در میان مخاطبان ( تماشاگران ) بود.

تاریخ
٢٣ ساعت پیش
متن
I accredited you with more sense than your silly behaviour suggests.
دیدگاه
٠

من به تو به خاطر عقل و درکت بیشتر از آنچه که رفتارهای احمقانه ات نشان می دهد، اعتماد داشتم.

تاریخ
٢٣ ساعت پیش
متن
We accredit the invention of the electric light to Adison.
دیدگاه
٠

ما اختراع چراغ برق را به ادیسون نسبت می دهیم. ( بهتر بود مجهول نوشته بشه: The invention of the electric light is accredited to Edison ) . در ضمن، Edi ...

تاریخ
٢٣ ساعت پیش
متن
She was accredited with having said it.
دیدگاه
٠

او به عنوان کسی شناخته می شود که این جمله را گفته ( بیان کرده ) است.

تاریخ
٢٣ ساعت پیش
متن
He is accredited with having first introduced this word into the language.
دیدگاه
٠

او به عنوان کسی شناخته می شود که این واژه را برای اولین بار وارد زبان کرده است.

تاریخ
٢٣ ساعت پیش
متن
The committee did not accredit our school.
دیدگاه
٠

کمیسیون ( کمیته ) مدرسۀ ما را به رسمیت نشناخت.

تاریخ
١ روز پیش
متن
She rarely gets any applause from her family, so it was nice to get flowers on Mother's Day.
دیدگاه
٠

او به ندرت از طرف خانواده اش تشویق دریافت می کند ( به ندرت از طرف خانواده اش مورد تشویق و تحسین قرار می گیرد ) ، بنابراین گل گرفتن ( منظور از طرف خان ...