برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

مهرداد مهرورز

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 اخراج کردن ١٣٩٨/٠٤/٣١
|

2 پاسخگو بودن ١٣٩٨/٠٤/٣١
|

3 پاسخگو بودن برای کار بدی یا اشتباه
١٣٩٨/٠٤/٣١
|

4 have on
you always having me on : تو هم که همیشه منو سرکار میذاری
١٣٩٧/٠٨/٠٩
|

5 عجب دوستی هستی تو!
زمانی از some در قبل از اسم استفاده می شود که ما از آن شخص یا چیز ناراحت شده باشیم به عنوان مثال
You won’t lend me the money ...
١٣٩٧/٠٨/٠٩
|

6 would you like me give you a ride
می خوای من برسونم شمارو
١٣٩٧/٠٨/٠٨
|

7 انگاری
that sounds like it was a bad experience for you
انگاری تجربه بدی بودش براش شما
١٣٩٧/٠٨/٠٧
|

8 why didn't stay at the party last night? i stayed there for your sake
چرا در مهمونی دیشب نموندی؟ من به خاطر شما آنجا ماندم
١٣٩٧/٠٨/٠٧
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 answer for
• I'll answer for it that this man is honest.
• بخاطر صداقت ان مرد من پاسخگو خواهم بود.
١٣٩٨/٠٤/٣١
|