مهدی کشاورز

مهدی کشاورز

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



تراکنج٢٢:٥٦ - ١٤٠٠/٠٩/١٣درود ُ سپاس واژه تَراکُنج، از دو تکواژ "ترا" به چم از یکسو به سوی دیگر و " کنج" به چم گوشه یا زاویه. تراکنج، واژه ای به جای قطر در دیسه های چندبر ( ... گزارش
2 | 0
هکر١٩:٠٥ - ١٤٠٠/٠٩/١٣رمزگشا، رخنه گرگزارش
2 | 0
گرد٠١:٣٠ - ١٤٠٠/٠٩/١٣درود ُ سپاس همانگونه که دوستان گرامی نیز در بالا یادآور گشته اند، واژه گِرد، به دیسه گیرت ( به چم پرهون یا دایره ) در زبان پهلوی و کرتَ در پارسی باست ... گزارش
2 | 1
خراسان١٤:٣٥ - ١٤٠٠/٠٩/١٢درود ُ سپاس فخرالدین اسعد گرگانی در ویس ورامین: خوشا جایا بر و بوم خراسان / درو باش و جهان را مِی خور آسان زبان پهلوی هر کاو شناسد/ خراسان آن بود کز ... گزارش
2 | 0
اهواز٠٠:٥٧ - ١٤٠٠/٠٩/١٠درود ُ سپاس به گفته مقدسی، جغرافیدان سده چهارم: این شهر در زمان ساسانیان به دست شاپور اردشیر و در دوسوی کارون از نو بنیاد نهاده شد، یک سوی آن هوجستا ... گزارش
2 | 0
مرکزیت٠٠:١٢ - ١٤٠٠/٠٩/١٠میانه ای، میانیک، پایتختی، میانمندیگزارش
2 | 0
ترامون٢١:٢٩ - ١٤٠٠/٠٩/٠٩درود ُ سپاس ترامون از دوبخش ترا که پیشوندی کهنست به چم آنسو و مون به چم اندازه ( مانند واژه پیرامون ) ترامون = اندازه از یک سو به آنسوی دیگر ترامون ... گزارش
5 | 0
خش٢٠:٤٢ - ١٤٠٠/٠٩/٠٩خَش به چم خراش روی پوست یا هرچیزی، که می تواند بجای خط هم بکار رود. خش=خط پاره خش=پاره خط نیم خش=نیم خط خشهای همسو=خطوط موازی و . . .گزارش
5 | 0
ماوی٢٣:٤٨ - ١٤٠٠/٠٩/٠٨واژه ماوی به معنای آبی، ریشه ترکی ندارد بلکه ریشه ای عربی - پارسی دارد: ماء - ی=آبی یعنی رنگ وابسته به آب. این گمانه و شایِش نیز هست که ماوی برگرفته ... گزارش
2 | 0
یک٠٤:٠٦ - ١٤٠٠/٠٩/٠٨درود ُ سپاس پسوند یک یا ایک ( ik ) در زبان پهلوی همان یای زابساز ( صفتساز ) وپیوند ( نسبت ) است در پارسی، که هنوزهم در واژگان اندکی مانند نزدیک، تاری ... گزارش
9 | 0
قلم٠٢:٣٠ - ١٤٠٠/٠٩/٠٧درود ُ سپاس در زمان کهن، نوشتن در میان تازیان روامند نبود، از این روی ابزار نوشتن را هم نمی شناختند که بخواهند نامی برای آن داشته باشند. قلم از بنیا ... گزارش
0 | 0
اذربایجان٢١:٣٠ - ١٤٠٠/٠٩/٠٦درود ُ سپاس آذربایجان، تازیکانه ( عربی شده ) آذرپایگان یعنی پایگاه آذر یا آتش زیراکه بنام ترین آتشکده که آذرگشنسب بوده و دیگر آتشکده ها در آن بوده ان ... گزارش
5 | 0
در اختیار گذاشتن٢١:٢٣ - ١٤٠٠/٠٩/٠٦در دسترس گذاشتنگزارش
0 | 0
وای٠١:٣٥ - ١٤٠٠/٠٩/٠١درود ُ سپاس در پهلوی به هوا، وای گفته می شده و باد را وات می گفتند که واژگانی همریشه اند. در زبانهای لری و مازنی نیز همچنان وا گفته می شود. با کنا ... گزارش
0 | 0
سرا٠٠:٤١ - ١٤٠٠/٠٩/٠١درود ُ سپاس واژه سرا در پارسی باستان وپهلوی به دیسه سراده و سرادک به معنای خانه بزرگ و همچنین در برخی گویشها به معنای حیاط و صحن و به همین معنا برای ... گزارش
5 | 0
سرطان٢٢:٤٤ - ١٤٠٠/٠٨/٢٩درود ُ سپاس سرطان، نام عربی خرچنگ و برج چهارم از برجهای دوازده گانه سال ( تیرماه ) ( برج=برز پهلوی ) و بیماری که در پارسی چنگار نامیده می شود به چم ... گزارش
0 | 0
هویج١٦:٣٥ - ١٤٠٠/٠٨/٢٩به نگر می رسد که واژه هویج، آمیزه ای از تکواژهای هو - ویج باشد به چم ریشه خوب که با گذشت زمان به دیسه هَویج واگویی شده، خدا بهتر داند. با سپاس از ج ... گزارش
2 | 0
شعاع٢٣:١٧ - ١٤٠٠/٠٨/٢٥درود ُ سپاس واژه تابش برابر با شعاع در هندسه، به گفته ابوریحان بیرونی در التفهیم. همچنین واژه شید نیز برابر خوبی بجای شعاع می تواند باشد، خورشید= ... گزارش
2 | 0
مساوی٢٢:٥٦ - ١٤٠٠/٠٨/٢٥همچند به معنای مساوی در کتاب التفهیم ابوریحان بیرونی.گزارش
0 | 0
گوجه٠٤:١٨ - ١٤٠٠/٠٨/٢٥درود ُ سپاس واژه هایی را که از رنگ سبز گرفته شده یا آبی را که از آب بدست آمده را مثال زدید و خودتان هم چرایی واژه مستقل بودن آنها را گفتید ولی آیااین ... گزارش
2 | 0
بگیران٠١:٤٠ - ١٤٠٠/٠٨/٢٢بگیران= روشن کن، از کارواژه گیراندنگزارش
2 | 0
نسا٠١:١٣ - ١٤٠٠/٠٨/٢٢نسا نام نخستین پایتخت اشکانیان ( نزدیک اشک آباد در ترکمنستان ) و پیش از صددروازه ( دامغان ) بود. سفالینه های بازمانده از آنان در این شهر که در سده گ ... گزارش
2 | 0
سرپل ذهاب٠٠:٢٦ - ١٤٠٠/٠٨/٢٢سرپل زاب یا سرپل زَهاو نام درست این شهر است. زاب یا زَهاو ( زه هاو ) واژه ای ست کردی به معنای آبخیز. رود الوند از این شهر به سوی قصر شیرین رفته و پ ... گزارش
0 | 0
کندال٠٠:٥٩ - ١٤٠٠/٠٨/٢١واژه کندال یا کنال از بن کارواژه کندن=کن و کند و پسوند نامساز ال که معنای گودال یا کانال را می دهند.گزارش
2 | 0
سلفیدن١٦:٣٢ - ١٤٠٠/٠٨/٢٠هزینه کردن پولی از روی ناچاری و بی میلی یا رو در واسیگزارش
0 | 0
گوجه٢٢:٢٢ - ١٤٠٠/٠٨/١٧درود ُ سپاس یک واژه در یک زمینه ی ویژه مانند رنگ، مگر چند معنا می تواند داشته باشد؟ اینکه گوی در یکجا سبز، در جای دوم آبی، در جایی بنفش و در جایی د ... گزارش
9 | 1
سرت درد نکنه١٦:٠٨ - ١٤٠٠/٠٨/١٧در پاسخ به گزاره سپاسگزارانه "دستت درد نکنه" گفته می شود به معنای سرت سلامت یا دمت گرم.گزارش
0 | 0
اهن٠٠:٥٧ - ١٤٠٠/٠٨/١٧آهَن در پهلوی به گونه آهِن و آسِن نیز واگوی می شده، درست همانند آنچه در گویش اصفهانی گفته می شود: آهِنگزارش
0 | 0
دماغ٢٢:٥٨ - ١٤٠٠/٠٨/١٦درود ُ سپاس دماغ یا دماک به معنای اندام دمیدن یا نفس کشیدن ( بن کنونی یا مضارع دم - پسوند نام ساز اک ) مانند خوراک، پوشاک، سوزاک خوراک = چیز خوردنی، ... گزارش
5 | 1
مطمئن١٥:٤٤ - ١٤٠٠/٠٨/١٥باور مند - خوش گمانگزارش
0 | 0
اذر٢١:٤٩ - ١٤٠٠/٠٨/١٢درود ُ سپاس کسی نگفته که چه در گذشته چه اکنون قومی به نام آذر وجود داشته ولی واژه آذری ( الآذریه ) از سده هفتم توسط یاقوت حموی به کار رفته و واژه ای ... گزارش
7 | 1
اذری٠٢:٣٥ - ١٤٠٠/٠٨/١٠درود ُ سپاس در پاسخ به ترک افشار در سرآغاز سخن خواهشمندم کسانی که نمی تواننددر نوشته یشان فرهیختگی و ادب را پاس دارند و سرانجام، خوی و نهاد خود را آش ... گزارش
5 | 1
فعله کری٢٣:٢٣ - ١٤٠٠/٠٨/٠٨درود ُ سپاس نام فعله گری در اصل فَیله کُری ( به کردی فه یله کوری ) به معنای پسر پهلوی ( پهلوی زاد ) و نامی کهن است و این نام از روی کم سوادی ماموران ... گزارش
2 | 0
مسجد٠٠:٢٥ - ١٤٠٠/٠٨/٠٨مزگت در اصل واژه ای آرامی ست که به زبان پهلوی راه یافته و پس از درونشُد به عربی، به ریخت مسجد در آمده که پس از آن تازیان از روی واجهای س ج د، واژگان ... گزارش
2 | 0
کاسه٢٣:٥٦ - ١٤٠٠/٠٨/٠٧درود ُ سپاس شادروان دهخدا، نویسنده فرهنگنامه ای سترگ، بلکه دانشنامه ای ادیبانه و ارزشمند برای پارسی زبانان است، ولی به هرروی دارای برخی نادرستیهای نا ... گزارش
0 | 0
قاشق٢٣:٠٠ - ١٤٠٠/٠٨/٠٧به نگر می رسد واژه کفچک یا کفچه که در کردی " که وچک ( kawchek ) " یا " که چک" گفته می شود پس از رنگ و لعاب عربی یافتن، به ریخت قاشق دگرش یافته.گزارش
2 | 0
کام کوات١٤:٢٩ - ١٤٠٠/٠٨/٠٧پورنج یا پورنجی نام ایرانی آن است.گزارش
0 | 0
حبوبات١٤:٤١ - ١٤٠٠/٠٨/٠٦بنشن به جای حبوباتگزارش
0 | 0
مرکبات١٤:٣٧ - ١٤٠٠/٠٨/٠٦نارنجسانان به جای مرکباتگزارش
0 | 0
تجزیه٢٠:١٣ - ١٤٠٠/٠٨/٠٢درود ُ سپاس در زیست شناسی و حتا شیمی از کارواژه آشنای پوسیدن به جای تجزیه می توان بهره برد: پوسیدگی = تجزیه پوسیدن = تجزیه شدن پوساندن = تجزیه کردن پ ... گزارش
2 | 0
اجودان٢٣:٤٦ - ١٤٠٠/٠٨/٠١در زبان پهلوی پارتی، واژه " اَژَدان" به معنای درباریان و یاوران بکار می رفت که همتای واژه لاتین آن بود. بُنمایه: سفالینه های یافت شده در نسا ( نخست ... گزارش
2 | 0
پورنج١٩:٢٨ - ١٤٠٠/٠٨/٠١درود ُ سپاس پورنج یا پورنجی یا پرتقال زینتی، درختچه ای زیبا و همیشه بهار با میوه هایی خوشمزه و پر سود، از خانواده ی" نارنج سانان" ( مرکبات ) . اگر ... گزارش
0 | 0
بزرگ٢١:٥٩ - ١٤٠٠/٠٧/٢٦درود ُ سپاس نیاز به دست به دامن زبانهای اروپایی شدن نیست، کوتاه ریخت دیگر واژه کوتَه یا کوتَک پهلوی است که از واژه کوتَکا در پارسی باستان برگرفته شده ... گزارش
14 | 1
باجناق٢٠:٤٩ - ١٤٠٠/٠٧/٢٦در اصفهان همریش می گویند.گزارش
5 | 0
زنجان٢٠:٤٠ - ١٤٠٠/٠٧/٢٦درود ُ سپاس زنجان، عربی شده زنگان و این نام، ساده شده زندگان یا زندیگان به چم شهر یا مکان زندی ها یعنی خوانندگان نسک ( کتاب ) زند یا تفسیر اوستا. کا ... گزارش
2 | 1
ارتشتارستان١٧:٥٥ - ١٤٠٠/٠٧/٢١در زمان ساسانیان، به دانشکده افسری دریایی که در بندر هرمز و سیراف جای داشت، ناو ارتشتارستان گفته می شد که کارش آموزش نیروی ارتشیِ ناوی بودگزارش
2 | 0
کیان١٧:٣١ - ١٤٠٠/٠٧/٢١درود ُ سپاس کیان جم کِی به چم شاه است که گمان می رود با کینگ انگلیسی و کُنت فرانسوی همریشه باشد.گزارش
5 | 1
خدا٠٧:١٧ - ١٤٠٠/٠٧/١٩درود ُ سپاس سخنانی که اینجا گفته می شود، گفتمانهایی تاریخیست که هرآینه باید به دور از هر گونه مهر و یا کینه ورزی، دوستی و دشمنی و پرهیز از هر جور شور ... گزارش
44 | 1
پزشک٠١:٢٥ - ١٤٠٠/٠٧/١٦درود ُ سپاس پزشک = فیزیشن = فیزیک = نهاد، هستی، خوی، سرشت، طبیعت، زیست بوم؟؟؟ پزشک، کسی که به طبیعت انسان می پردازد.گزارش
0 | 1
ولرم٠٠:٣٢ - ١٤٠٠/٠٧/١٦درود ُ سپاس می توان گفت ولرم، کوتاه شده واژه ولگرم است. که می شود چیزی که گرمای بسیار خود را ول و رها کرده است.گزارش
0 | 1