دیکشنری
امتیاز در دیکشنری
٤١
رتبه در دیکشنری
١٨,٢٦٥
لایک
٤
دیسلایک
٠
جدیدترین پیشنهادها
١ هفته پیش
٠
Sorry for the interruption اصطلاح شکر میون کلامتون Dont interrupt نپر وسط حرف
١ هفته پیش
٠
اصطلاحاً. ( پدرم درومد ، به هر دری زدم ) I was at pains to speak to her پدرم درومد ک بتونم باهاش صحبت کنم ( تلاش برای انجام کاری توی فشار و سختی )
١ هفته پیش
٠
To Keep an eye on my car ماشینمو میپایی
١ هفته پیش
٠
Standing around doing nothing اصطلاح علاف چرخیدن
١ هفته پیش
٠
I dont know an alphabet of it اصطلاح هر از بر تشخیص نمیدم
جدیدترین ترجمهها
ترجمهای موجود نیست.
جدیدترین پرسشها
پرسشی موجود نیست.
جدیدترین پاسخها
پاسخی موجود نیست.