مَعصومه عَفراوی

مَعصومه عَفراوی Born on September 21st, 1987

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



conditionally٠٣:٤٨ - ١٤٠٠/٠٤/٠٧مشروط، با قیدوشرطگزارش
2 | 0
وفات ها١٩:٤١ - ١٤٠٠/٠٤/٠٦درگذشت ها، رحلت ها، مرگ و میرهاگزارش
2 | 0
توهین کردن١٩:٣٩ - ١٤٠٠/٠٤/٠٦واژه ی توهین از ریشه وهن است که در فرهنگ عمید، سست کردن، ضعیف کردن و خوار �و� خفیف شمردن معنا شده است. در حقوق جزا یعنی کوچک کردن کسی از طریق کلمات ی ... گزارش
2 | 0
background information٠٢:٤٣ - ١٤٠٠/٠٣/٢٧اطلاعات زمینه ایگزارش
5 | 0
inquire into٠٢:١٥ - ١٤٠٠/٠٣/٢٧بازجویی کردن، تحقیق کردنگزارش
2 | 0
restrained٢٣:٣٩ - ١٤٠٠/٠٣/٢٦محدودشده ، مقیدشده ، خویشتن دارانه ، خویشتندار ، سنجیده ، لگام کرده ، ملاحظه کار ، ملایم ، مهار شدهگزارش
5 | 0
check up on٢٢:٥٤ - ١٤٠٠/٠٣/٢٦بررسی کردن، گزینش کردن، تحقیق کردن، چک آپ، آزمایشگزارش
9 | 1
personal name٢٢:٥١ - ١٤٠٠/٠٣/٢٦نام شخصی نام کامل: نامی است برای هویت بخشی به یک انسان که در فرهنگ های متفاوت، ساختاری متفاوت دارد که البته معمولاً متشکل از نام کوچک و نام خانوادگی ... گزارش
0 | 0
دیرپا١٧:٣٠ - ١٤٠٠/٠٣/٢٦دائم و پاینده . که زود زائل نگردد. پایدار. مداوم . بادوامگزارش
0 | 0
matched١٥:٢٦ - ١٤٠٠/٠٣/٢٦همتا، تطبیق یافته ، مطابق، جور ، مناسب ، یکسان ، هماهنگ ، همبستهگزارش
2 | 0
probing٠٥:١٢ - ١٤٠٠/٠٣/٢٦وارسی، کاوش، تفحص، گمانه زنیگزارش
9 | 0
credit٠٤:١٦ - ١٤٠٠/٠٣/٢٦تمجید، تحسین to give somebody credit کسی را تحسین کردنگزارش
7 | 0
public utilities٠٤:٠٩ - ١٤٠٠/٠٣/٢٦فواید عامه ، تسهیلات عمومی ، خدمات عمومیگزارش
0 | 0
retrograde amnesia٠٠:٥٤ - ١٤٠٠/٠٣/٢٦یادزدودگی پس گسترگزارش
0 | 0
remote memory٠٠:٥٢ - ١٤٠٠/٠٣/٢٦حافظه ی دورگزارش
0 | 0
ceiling effect٠٠:٤٣ - ١٤٠٠/٠٣/٢٦اثر سقف در فارماکولوژی ، اصطلاح اثر سقف به خاصیت افزایش دوزهای داده شده اشاره دارد.گزارش
0 | 0
cumulative percentage٢١:١٨ - ١٤٠٠/٠٣/٢٤درصد تجمعیگزارش
0 | 0
cutting٠٤:٢٢ - ١٤٠٠/٠٣/٢٤برش، قطعگزارش
9 | 0
so much so that٠٤:١٨ - ١٤٠٠/٠٣/٢٤آنقدری که . . ، به حدی که. .گزارش
2 | 0
incidental memory٠٣:٥٧ - ١٤٠٠/٠٣/٢٤حافظه اتفاقیگزارش
0 | 0
formboard test٠٣:٤٨ - ١٤٠٠/٠٣/٢٤آزمون جااندازیگزارش
0 | 0
total time٠٣:٤٥ - ١٤٠٠/٠٣/٢٤زمان کلگزارش
12 | 0
cork٠٢:٤٣ - ١٤٠٠/٠٣/٢٤چوب پنبه، سرِ بطریگزارش
2 | 1
pairing٠٠:٥٢ - ١٤٠٠/٠٣/٢٤جفت شدگیگزارش
9 | 1
خوشایند٢٠:٠٠ - ١٤٠٠/٠٣/٢٣دلنواز، دلپذیر، پسندیده، مطبوع، موردپذیرش، موردپسندگزارش
0 | 0
nonparametric١٩:٥٣ - ١٤٠٠/٠٣/٢٣ناپارامتریگزارش
0 | 0
بی وفا١٦:١٨ - ١٤٠٠/٠٣/٢٣پیمان شکن، غدار، جفاگر، عهدشکن Unfaithful, disloyalگزارش
0 | 1
خائن١٦:١١ - ١٤٠٠/٠٣/٢٣دغلباز، خیانت کننده، خیانتکار Traitorگزارش
0 | 0
failed٠٤:٥٦ - ١٤٠٠/٠٣/٢٣ناموفق، شکست خورده، ناکام، نافرجام، مردود، رفوزهگزارش
2 | 0
حصر٠٤:٥٠ - ١٤٠٠/٠٣/٢٣فراگرفتن، احاطه کردن، بازداشتن، محدودکردن بی حد و حصر ؛ بیشمار. بی قیاسگزارش
0 | 0
middle age adults٠٤:٥١ - ١٤٠٠/٠٣/٢٢بزرگسالانِ میانسالگزارش
0 | 0
are given٠٤:١٩ - ١٤٠٠/٠٣/٢٢ارائه شده اندگزارش
2 | 0
given٠٤:٢١ - ١٤٠٠/٠٣/٢٢معیّن، موردنظرگزارش
2 | 0
is given٠٤:١٩ - ١٤٠٠/٠٣/٢٢ارائه شده استگزارش
2 | 0
test retest٠٣:١٥ - ١٤٠٠/٠٣/٢٢آزمون - بازآزمونگزارش
0 | 0
march٠١:١٢ - ١٤٠٠/٠٣/٢٢رژه، راه پیمایی، موسیقی نظامی، پای کوبان راه رفتن، پیشروی پیوسته، به زور راه بردنگزارش
5 | 0
constraint٠٠:٥٧ - ١٤٠٠/٠٣/٢٢اجبار، فشار، محدودیت، توقیف، قید، مانع یک نوع تحمیل کننده به سیستم است و موضوعاتی که باید به گونه ای صحیح در سیستم نگهداری شوند را نشان می دهد. د ... گزارش
41 | 0
galloping٠٤:٢٢ - ١٤٠٠/٠٣/٢١تاخت، چهارنعل، تازنده چهارنعل رفتن، تاختن گاهی در خطوط برق شاهد نوسان و بسامد بالایی می باشیم که به این پدیده دیدنی و خطرناک در خطوط انتقال قدرت، گا ... گزارش
0 | 0
crown٠٤:١٨ - ١٤٠٠/٠٣/٢١بالاى هرچیزى ، حد کمال ، تاج دندان ، تاج گذارى کردن ، پوشاندن ( دندان باطلا وغیره ) ، تاج قهرمانیگزارش
9 | 0
tentative conclusion٠٤:١٥ - ١٤٠٠/٠٣/٢١نتیجه گیری ابتدایی، نتیجه گیری مقدماتی، نتیجه گیری موقتگزارش
34 | 0
parsimonious٠٤:١٤ - ١٤٠٠/٠٣/٢١خسیس، نظرتنگ، مقتصد به معنی جمع وجور هم هستگزارش
0 | 0
operational definition٠٤:١٢ - ١٤٠٠/٠٣/٢١تعریف عملیاتی تعریف یک عبارت ( معمولاً نظری ) بر حسب عملیات و مشاهدات مربوطه گزارش
46 | 1
differentiate٠٤:٠٦ - ١٤٠٠/٠٣/٢١وجه تمایز قائل شدن، فرق گذاشتنگزارش
18 | 0
beloved٢٠:٥٨ - ١٤٠٠/٠٣/٢٠عزیز، دوست داشتنی، محبوب، گرامیگزارش
18 | 0
lover٢٠:٥٥ - ١٤٠٠/٠٣/٢٠عاشق، دلباخته، عاشق پیشه، معشوقه، دوستدارگزارش
16 | 0
take adgantage of٢٠:٥٣ - ١٤٠٠/٠٣/٢٠سود بردن از، بهره بردن ازگزارش
18 | 0
faked an accident٢٠:٥٠ - ١٤٠٠/٠٣/٢٠تصادف ساختگی، طوری که انگار تصادفی رخ داده، درصورتی که رخ نداده است. گزارش
18 | 0
تم٢٠:٤٢ - ١٤٠٠/٠٣/٢٠تَمّ:در زبان عربی به معنای انجام شد، به اتمام رسیدگزارش
21 | 0
زیبا٢٠:٣٩ - ١٤٠٠/٠٣/٢٠Beautiful, pretty, good - looking جمیل، نیک، خوب، خوشگل، قشنگ و نقیض آن زشت و بد است.گزارش
21 | 0
unlocked٢٠:٣٤ - ١٤٠٠/٠٣/٢٠گشوده، بازشده، قفل گشایی شده، آشکارشدهگزارش
12 | 0