ماندانا مظاهری

ماندانا مظاهری

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



sank١٤:٥٢ - ١٤٠٠/٠٤/٢٤با عرض معذرت sank معنی سینک ظرفشویی نمی دهد و صرفاً گذشتة فعل sink است. واژه sink به معنای لگن ظرفشویی است.گزارش
7 | 0
strip mining١١:٣٤ - ١٤٠٠/٠٤/٠٤استخراج نواری صحیح است و در ترجمه ها به کار گرفته می شودگزارش
0 | 0
one to one١٥:٥٦ - ١٤٠٠/٠٣/١١رو در روگزارش
7 | 0
promoted٠١:١٢ - ١٤٠٠/٠٢/٠٩تبلیغاتیگزارش
2 | 1
exclusivity١٨:٤٩ - ١٤٠٠/٠٢/٠٧منحصر به فرد بودنگزارش
5 | 0
hamstring٠٧:٥٥ - ١٤٠٠/٠١/٢٣مانع شدن، ممانعت کردنگزارش
9 | 0
steward٠١:٠٤ - ١٣٩٩/١٢/٢٥متولیگزارش
16 | 0
force out١٣:٥٠ - ١٣٩٩/١٢/١٨خلع شدن از پست و مقامگزارش
2 | 0
drive a wedge between somebody١٣:٥٧ - ١٣٩٩/١٢/٠٧ایجاد شکاف میان افراد یا سازمان هاگزارش
5 | 0
lead a dog's life٠٠:٠٣ - ١٣٩٩/١١/٠١زندگی سگی داشتنگزارش
5 | 0
episode٠١:٢٩ - ١٣٩٩/١٠/٣٠حمله بیماریگزارش
37 | 1
contrasting١٠:٠٦ - ١٣٩٩/٠٩/٢٣مقابلهگزارش
5 | 1
buoy up١٦:٥٣ - ١٣٩٩/٠٨/٠٥قوت قلب دادن، تشجیع کردنگزارش
5 | 1
drug١٤:٠٦ - ١٣٩٩/٠٨/٠٥گفته NsiM کاملا غلطه چون واژه drug به هر دو معنی دارو و مواد مخدر به کار گرفته می شه و drugstore یعنی داروخانه.گزارش
51 | 1
the proof of pudding is in the eating٠٢:٠٩ - ١٣٩٩/٠٧/٢٩به عمل کار برآید به سخندانی نیستگزارش
0 | 1
in letter and spirit١١:٤٩ - ١٣٩٩/٠٧/١٣در لفظ و معناگزارش
0 | 1
eyrie١٢:١٧ - ١٣٩٩/٠٦/٠١جایگاه رفیعگزارش
0 | 1
relent١٦:٢٤ - ١٣٩٩/٠٥/٢٢تسلیم شدن، رضایت دادنگزارش
5 | 0
navicert٢١:٠٩ - ١٣٩٩/٠٥/١٩گواهی معافیت از بازرسیگزارش
2 | 0
the late٠٩:١٣ - ١٣٩٩/٠٢/٢٥The late به معنی درگذشته یا مرحوم است نه به معنی اواخر. لطفا به معانی پیشنهادی توجه داشته باشید تا کاربران گمراه نشوند.گزارش
32 | 0
hold on to٠١:٢٨ - ١٣٩٩/٠٢/١١پایبند بودن، مقید بودنگزارش
34 | 0
subordination٢٠:٢٠ - ١٣٩٩/٠٢/٠١انقیادگزارش
0 | 0
op cit٠٢:١٣ - ١٣٩٩/٠١/١٩در رفرنس نویسی به معنای پیشین.گزارش
0 | 0
go hand in hand٠٠:٠٦ - ١٣٩٩/٠١/١٦لازم و ملزوم یکدیگر بودنگزارش
16 | 0
pathetic٢٢:٣٣ - ١٣٩٩/٠١/١٤حقیرانهگزارش
28 | 1
vis a vis١٢:٢٠ - ١٣٩٨/١٢/٢٨نسبت بهگزارش
2 | 0
concreteness٠٠:٣٥ - ١٣٩٨/١٢/٢٥عینیتگزارش
9 | 1
epilogue٠٣:١٤ - ١٣٩٨/١٢/١٦موخرهگزارش
16 | 0
impoverishment١٢:٢٥ - ١٣٩٨/١١/٢١به فقر دچار ساختنگزارش
2 | 0
empowering٢١:٣٠ - ١٣٩٨/١١/٠٨قدرت بخشگزارش
9 | 0
immediate predecessor١٤:٣٥ - ١٣٩٨/١١/٠٨اسلاف بلافصلگزارش
0 | 0
monocentric١٤:٤٨ - ١٣٩٨/١١/٠٧تک مرکزی، دارای یک مرکز واحدگزارش
0 | 0
farewell address١٧:١١ - ١٣٩٨/١٠/٢٨نطق خداحافظی، سخنرانی وداعگزارش
7 | 0
consent١١:٥٣ - ١٣٩٨/١٠/٢٢وفاقگزارش
12 | 1
tax avoidance١٢:١٠ - ١٣٩٨/١٠/٠٣فرار مالیاتیگزارش
9 | 1
information overload١٨:٥٠ - ١٣٩٨/٠٩/٠٧اضافه بار اطلاعاتیگزارش
25 | 1
nail down١٧:٢٠ - ١٣٩٨/٠٩/٠٧یافتن و مشخص کردنگزارش
18 | 0
the tip of the iceberg١٤:٢٢ - ١٣٩٨/٠٨/٢٤مشتی نمونه خروارگزارش
16 | 2
sustain١٢:١١ - ١٣٩٨/٠٨/٠٣در متون پزشکی مبتلا شدن به بیماریگزارش
18 | 1
trauma١٦:٢٦ - ١٣٩٨/٠٧/٢٥جراحتگزارش
23 | 1
street dog١٢:٠٩ - ١٣٩٨/٠٧/٢٣سگ ولگردگزارش
2 | 0
flip side١٧:٤٦ - ١٣٩٨/٠٧/٢٢روی دیگر سکهگزارش
37 | 0
intimidating١١:١٤ - ١٣٩٨/٠٧/٢٠مرعوب کنندهگزارش
18 | 1
periurban١٩:٥٤ - ١٣٩٨/٠٧/١٩برون شهری، پیرامون شهرگزارش
9 | 0
unleash١٩:٢٢ - ١٣٩٨/٠٧/١١نازل کردن، رها کردن گزارش
23 | 1
theater١٧:٢٥ - ١٣٩٨/٠٧/١٠صحنه، میدانگزارش
21 | 2
thematic٠٠:٥٠ - ١٣٩٨/٠٧/٠٤مضمونی، وابسته به مضمونگزارش
16 | 1
procreation١٢:١٦ - ١٣٩٨/٠٧/٠٢فرزند آوریگزارش
7 | 0
commission agent١٥:٥٩ - ١٣٩٧/٠٩/٢٩حق العمل کار گزارش
0 | 1
commission agent١٥:٥٧ - ١٣٩٧/٠٩/٢٩حق العمل کارگزارش
0 | 1