برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

مجید ترکستانی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 اندرکنشی-درکنشی-برهم‌کنشی

هرسه به معنای کنش دو کَس یا دو چیز یا چند چیز درون جایی مانند گروه یا سیستم بسته به هم می باشد، کنش‌دوسویه،کنش درون ...
١٣٩٩/٠٩/٢٥
|

2 با درود بی کران
این واژه چنان که من واکاویده‌ام در دو چم(معنی) بکار می رود یک مشروع و مشروعیت و دیگری سرچشمه‌ی قانونی که هم‌می تواند گزیدمانی(پار ...
١٣٩٩/٠٥/٠٣
|

3 با درود فراوان
برابرنهاده پارسی واژه‌های مشروع و مشروعیت(:اتوریته انگلیسی):
بسته به ایستار و جایگاه واژه در سَهان(:جمله) می توان جایگزین کرد
١٣٩٩/٠٥/٠٣
|

4 مردم‌کاری یا مردمیگَری،مردم‌نژادی(هنژاد و همجنس مردم)،مردم‌چهر(کسی‌که چهر و ذات مردمی‌دارد)،مردم‌سار(دارای ویژگی‌های انسانی)،مردم‌زاد،مردم‌سرشت، آدم‌ ... ١٣٩٩/٠٣/١٦
|

5 1-تَرافِکَندن/ترافکنی،2-دَرهاختن/درهازیدَن
روشنگری=دیسیده از دو بخش پیشوند انتقال و جابجایی" تَرا"(مانند ترابردو ترافیک) فکندن(کوته‌وار افکندن/اند ...
١٣٩٩/٠١/٠٤
|

6 آب‌تَزان‌گاه/آبت‌تَچان‌گاه/آب‌تزان‌کَند/نهبارش‌گاه/نِهبارِش‌کند/لورکند/
اب‌تچان، آب تزان،نهبارش،لورآب به چم سیل می‌باشد.
اگر میخواهیم سیل را وا ...
١٣٩٩/٠١/٠٣
|

7 آب‌تَچان، آب‌تَزان،نِهبارش(بارش نهیب) و لورآب ١٣٩٩/٠١/٠٣
|

8 بنام خداوند جان و خرد
با درود به دوستان و همیاران گرامی
استاد واژه‌ای پارسی‌ست که از پهلوی اشکانی اوستات و پهلوی ساسانی اُوستاذ سرچشمه گرفته و ...
١٣٩٨/١١/٠٥
|

9 هُوشرمی-خوب‌شرمی-هیوَند ١٣٩٨/٠٩/٠٢
|

10 نیوات niv�t (اوستایی: niv��ti)، رای افکندن(فرهنگنامه‌ی دهخدا)
١٣٩٨/٠٩/٠١
|

11 کیفراک،کیفراد(کیفر پسوند مکان‌سازی و نهاد سازی اد=یعنی انجمن کیفردهی) ١٣٩٨/٠٨/٢٩
|

12 تَوَند-تاوَند ١٣٩٨/٠٨/٢٩
|

13 دادار باوری؛ ایزدباوری، یزدان باوری ١٣٩٨/٠٨/٢٩
|

14 شادگونه؛ خندستان ١٣٩٨/٠٨/٢٩
|

15 شادگونه،خندستان ١٣٩٨/٠٨/٢٩
|

16 دژاختر، بداختر ١٣٩٨/٠٨/٢٩
|

17 دهشمند،دهشگر،نیکی‌کر ١٣٩٨/٠٨/٢٩
|

18 کژدین، کژکیش، دین‌باخته، از دین‌برگشته، ناپاک‌دین(ملحد) ١٣٩٨/٠٨/٢٩
|

19 کژدین-کج‌دین- دین‌باخته ١٣٩٨/٠٨/٢٩
|

20 وخشگر،وَخشور
وخش در ادبسار پارسی دری وزبان پهلوی به چم وحی و الهام بکاررفته بسی واژه‌شناسان وحی را عربیده‌ی(معرب) وخش دانسته‌اند
١٣٩٨/٠٨/٢٩
|