مدالهای M.H.S
٣٠١
٨٩٦
١٤
٠
٢
١٢
پیشنهاد با حداقل ٥ رای
-
دیکشنری
-
blow off: blow sb off کسی رو عصبانی کردن!
١٠ ماه پیش
پیشنهاد با حداقل ٥ رای
-
دیکشنری
-
left behind: Left sth behinde جا گذاشتن چیزی در ...
١ سال پیش
پیشنهاد با حداقل ٥ رای
-
دیکشنری
-
toss: مخلوط کردن
١ سال پیش
پیشنهاد با حداقل ٥ رای
-
دیکشنری
-
drop the act: این نقش بازی کردن رو تمومش کن!
١ سال پیش
پیشنهاد با حداقل ٥ رای
-
دیکشنری
-
chief: Boss Leader
١ سال پیش
پیشنهاد با حداقل ٥ رای
-
دیکشنری
-
wage: Wage حقوق یک هفته Salaryحقوق یک ماه
٢ سال پیش
اولین لایک کردن
-
همه
٢ سال پیش
اولین دیسلایک کردن
-
همه
٢ سال پیش
کاربر فعال با حداقل ٢٠٠ امتیاز
-
همه
٢ سال پیش
پیشنهاد برای واژه بدون پیشنهاد
-
دیکشنری
-
internal organs: Organs that are situated inside the ...
٢ سال پیش
پیشنهاد با حداقل ١٥ رای
-
دیکشنری
-
shoot: "!Oh, Shoot" " اَه، لعنتی!"
٢ سال پیش
پیشنهاد با حداقل ٥ رای
-
دیکشنری
-
dang: لعنتی!
٢ سال پیش
ثبت واژه جدید
-
دیکشنری
-
quiet road: جاده خلوت Opp: busy road
٢ سال پیش
ثبت اولین پیشنهاد
-
دیکشنری
-
٢ سال پیش