مهدیه سلطانی

مهدیه سلطانی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



save١٤:٣٥ - ١٣٩٩/٠٢/٠٨یک معنی دیگر save �بی نیاز کردن از � می باشد I'll take the shopping home in the car to save you carrying it. من خرید ها را با ماشین به خانه میبرم تا ... گزارش
9 | 1
needed١٤:١١ - ١٣٩٩/٠٢/٠٨Needed میشه مورد نیاز ولی Needing میشود نیازمندگزارش
14 | 0
call attention١٣:٣٩ - ١٣٩٩/٠٢/٠٨توجه جلب کردن کلمه attract attention نیز همان معنی را دارد.گزارش
14 | 0
within reach١٣:٣٢ - ١٣٩٩/٠٢/٠٨در دسترسگزارش
16 | 0
put out١٣:٠٤ - ١٣٩٩/٠٢/٠٨این فعل وقتی برای چیز های روشن ( کبریت , آتش , چراغ، سیگار ) به کار رود معنی خاموش کردن میدهد اما این فعل معنی پخش کردن خبر ، بیرون گذاشتن و دم دست گ ... گزارش
67 | 0
dose١٢:٣٣ - ١٣٩٩/٠٢/٠٨میزان دارو ، دُزگزارش
21 | 0
handle١٠:٢٢ - ١٣٩٩/٠٢/٠٨در معنی جابه جا کردن The first mobile phones were heavy to use, but nowadays they are much easier to handleگزارش
9 | 1
handle١٠:١٩ - ١٣٩٩/٠٢/٠٨در معنی فعل ( دست زدن، جابه جا کردن ، اداره کردن ، رفتار کردن با ) و اگر اسم باشد ، رمعنی ( دسته ، دستگیره ) میدهد.گزارش
23 | 1

فهرست جمله های ترجمه شده



call attention١٣:٤٢ - ١٣٩٩/٠٢/٠٨
• Mary tried not to call attention to herself.
مری تلاش کرد که توجه اون ها رو به خودش جلب نکنه
5 | 0
knob١٢:٣٠ - ١٣٩٩/٠٢/٠٨
• Turn the door knob to open the door.
دستگیره در را بچرخانید تا در باز شود
5 | 0