دیکشنری
امتیاز در دیکشنری
٢,٠٠٢
رتبه در دیکشنری
٢,٠٦٠
لایک
٩٥
دیسلایک
١
جدیدترین پیشنهادها
١ هفته پیش
٠
ناامنی وجودی، بی ثباتی
٤ هفته پیش
٠
حرف کلی ش این هست: �اصلاً درست و غلطِ واحد نداریم؛ هر فرهنگ معیار خودش را دارد. �
٤ هفته پیش
٠
معنی: جامعه را شکل دادن. کاربرد مشهور: Technology shapes society. مثال: Cultural norms shape people’s behavior. �هنجارهای فرهنگی رفتار مردم را ش ...
٤ هفته پیش
٠
رسم های ( رویه های ) فرهنگی. مثال: how cultural practices shape societies.
٤ هفته پیش
١
رفتار هر فرهنگ در چارچوب همان فرهنگ. کاربرد: در جامعه شناسی برای جلوگیری از قضاوت عجولانه.
جدیدترین ترجمهها
ترجمهای موجود نیست.
جدیدترین پرسشها
پرسشی موجود نیست.
جدیدترین پاسخها
پاسخی موجود نیست.