دیکشنری

امتیاز
امتیاز در دیکشنری
٢,٠٠٢
رتبه
رتبه در دیکشنری
٢,٠٦٠
لایک
لایک
٩٥
دیس‌لایک
دیس‌لایک
١

بپرس

امتیاز
امتیاز در بپرس
١٤
رتبه
رتبه در بپرس
٦,٥٣١
لایک
لایک
٠
دیس‌لایک
دیس‌لایک
٠

جدیدترین پیشنهادها

تاریخ
١ هفته پیش
دیدگاه
٠

ناامنی وجودی، بی ثباتی

تاریخ
٤ هفته پیش
دیدگاه
٠

حرف کلی ش این هست: �اصلاً درست و غلطِ واحد نداریم؛ هر فرهنگ معیار خودش را دارد. �

تاریخ
٤ هفته پیش
دیدگاه
٠

معنی: جامعه را شکل دادن. کاربرد مشهور: Technology shapes society. مثال: Cultural norms shape people’s behavior. �هنجارهای فرهنگی رفتار مردم را ش ...

تاریخ
٤ هفته پیش
دیدگاه
٠

رسم های ( رویه های ) فرهنگی. مثال: how cultural practices shape societies.

تاریخ
٤ هفته پیش
دیدگاه
١

رفتار هر فرهنگ در چارچوب همان فرهنگ. کاربرد: در جامعه شناسی برای جلوگیری از قضاوت عجولانه.

جدیدترین ترجمه‌ها

ترجمه‌ای موجود نیست.

جدیدترین پرسش‌ها

پرسشی موجود نیست.

جدیدترین پاسخ‌ها

پاسخی موجود نیست.