برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

ماريا

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 رفتار یا طرز حرف زدن به طور مصنوعی یا وانمود کردن ١٣٩٨/١٠/٠١
|

2 میانجی گر ١٣٩٨/٠٩/١٠
|

3 عوامل تعیین کننده ١٣٩٨/٠٩/٠٩
|

4 ياسين توى گوش كر خوندن ١٣٩٨/٠٩/٠٨
|

5 گاهی به معنیه باز کردن و توضیح یک مساله هم به کار میره ١٣٩٨/٠٨/٠٦
|

6 قانوني ١٣٩٨/٠٧/٢٨
|

7 the antioxidant found in the purple skin of eggplants ١٣٩٨/٠٧/٠١
|

8 چیزی را دزدیدن ١٣٩٨/٠٤/١٨
|

9 (Of a person ) quite old ١٣٩٨/٠٤/١٨
|

10 من اگر نیکم و گر بد تو برو خود را باش ١٣٩٨/٠٣/٢٢
|

11 با هر کی مثل خودش
Or tooth for a tooth
١٣٩٨/٠٣/٢٢
|