پیشنهادهای محسن هنرجو (٦٧)
قانون پدرمآبانه ( قانونی که می کوشد افراد را از زیان رساندن به خودشان بازدارد )
پدرسالار گونه، ( سلطه و حاکمیت ) پدرمآبی
- اعمال کردن، تحت تاثیر قرار دادن، به اجرا درآوردن ( با اجبار و زور ) - فشار فیزیکی یا روانی آوردن بر کسی
[در زبان عربی] عضو البرلمان
[در زبان عربی] الدولة المدینة
القانون الدستوری
الشخص الطبیعی
الشخص الاعتباری
القانون المقارن
ترتیب و سازمان یافته ( arrangement or organisation )
[اصطلاح حقوقی کامن لا] حالتی که شخص حق مالکیت، انتقال یا به ارث گذاشتن هیچ مالی، عنوان یا چیزی را ندارد.
نظارت قضایی ( بر قوانین )
[در اصطلاح حقوق و در مورد قانون] الغاء یا فسخ کردن قانون
عطف بماسبق شدن، قانون گذشته نگر
قانون سراسری، قانون کشوری ( قانونی که در سرتاسر سرزمین های یک کشور لازم الاجراست، و مختص به ایالت یا شهرخاصی نیست )
حکم دادگاه ( که به صورت متفق القول از طرف کل دادگاه بیان می شود، نه اینکه نام قضات موافق صراحتاً ذکر شود و هر یک از قضات زیر حکم را امضا کنند ) از ن ...
در حقوق اساسی: به تعویق انداختن، به جلسه یا نشست بعدی مجلس منتقل کردن