منیره غفرانی

منیره غفرانی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



deficiency٠٢:٥٠ - ١٤٠٠/٠٦/٢٣فقر مانند فقر آهن یا فقر ویتامینگزارش
5 | 0
relief١٠:١٥ - ١٤٠٠/٠٦/١٧اجابت مزاجگزارش
0 | 0
nerve wracking١٥:٢٥ - ١٤٠٠/٠٥/٢٨اعصاب خرد کن اعصاب خورد کن درست نیستگزارش
2 | 1
take on١٠:١٥ - ١٤٠٠/٠٥/١٥پذیرفتنگزارش
0 | 0
ass kicking١٥:١٨ - ١٤٠٠/٠٥/٠٩اردنگی تلنگر گزارش
0 | 0
address١٥:٤٨ - ١٤٠٠/٠٤/٢٧توجیه کردنگزارش
5 | 1
wake١٥:٠٣ - ١٤٠٠/٠٤/٢٧زمان حیاتگزارش
0 | 0
relevant٢١:١٦ - ١٤٠٠/٠٤/٢٦موجهگزارش
7 | 0
jump in١٢:٠٣ - ١٤٠٠/٠٤/٢٦از کوره در رفتن، تحمل نکردنگزارش
0 | 0
produce١٥:٢٢ - ١٤٠٠/٠٤/١٧به نتیجه رسیدنگزارش
0 | 1
legitimately٢٢:٥٤ - ١٤٠٠/٠٤/٠٢رسماًگزارش
0 | 1
shower٢٢:٥١ - ١٤٠٠/٠٤/٠٢سیسمونی مهمانی قبل از زایمان که اطرافیان ( به ویژه خانم ها ) برای نوزاد هدیه می آورند.گزارش
2 | 1
look ahead١٣:٢٤ - ١٤٠٠/٠٤/٠٢نگاه به آیندهگزارش
0 | 1
be about to١٤:٤٤ - ١٤٠٠/٠٣/٣٠مربوط بودن، ربط داشتنگزارش
0 | 1
push past١٧:٣٥ - ١٤٠٠/٠٣/٢٩پشت سر گذاشتنگزارش
5 | 1
romper٠٩:٠٠ - ١٤٠٠/٠٣/٢٥رامپر ( سرهمی تابستانی )گزارش
2 | 1
electronics١٥:١١ - ١٤٠٠/٠٣/٢٣وسایل برقیگزارش
2 | 2
tips٠٩:٣٠ - ١٤٠٠/٠٣/١٨توصیهگزارش
9 | 1
glycaemic index٠٩:١٦ - ١٤٠٠/٠٣/٠٥شاخص گلیسمیگزارش
0 | 1
hand٠١:٥٢ - ١٤٠٠/٠٢/٢١دو دستی تقدیم کردنگزارش
7 | 1
shot١١:٣٣ - ١٤٠٠/٠٢/١١فرصتگزارش
5 | 1
shut down٠٩:١٩ - ١٤٠٠/٠١/٢٩از پای انداختن گزارش
2 | 1
reminders٠٧:١٢ - ١٤٠٠/٠١/١٦خاطراتگزارش
5 | 1
get one's knickers in a twist٠٧:٤٠ - ١٣٩٩/٠٩/٢٨عصبانی شدن یا ناراحت شدنگزارش
2 | 1
turn inward١١:٢٤ - ١٣٩٩/٠٩/٢٦درون گراگزارش
0 | 1
go to١١:٥٢ - ١٣٩٩/٠٩/٢٤همیشگی گزارش
12 | 1
sliver١٧:٤٧ - ١٣٩٩/٠٩/٢٣مقدار کمگزارش
2 | 1
checkout١٥:١٦ - ١٣٩٩/٠٩/٢٣مُردن وجود نداشتنگزارش
16 | 2
old stuff١٣:٤٩ - ١٣٩٩/٠٩/٢٣موارد پیش پا افتادهگزارش
0 | 1
give shot٠٦:٥٤ - ١٣٩٩/٠٨/١١تلاش کردنگزارش
2 | 1
underloved٠٦:٣٥ - ١٣٩٩/٠٨/٠٧کمبود محبتگزارش
2 | 1
held back٢٠:١٢ - ١٣٩٩/٠٧/٢٦تردید داشتنگزارش
0 | 1
pointless exercise١٧:٣٤ - ١٣٩٩/٠٧/٢٣تلف کردن وقتگزارش
5 | 1
appropriate٠٠:١٤ - ١٣٩٩/٠٧/٢٣منطقی بودنگزارش
12 | 1
consume٢١:٠٢ - ١٣٩٩/٠٧/٢٠در نظر گرفتنگزارش
9 | 1
stake١٥:٥٤ - ١٣٩٩/٠٧/١٧تکیه کردنگزارش
5 | 1
marathon١٦:١٨ - ١٣٩٩/٠٧/١٦دوران سختگزارش
7 | 1
paper over the cracks١٢:٥٨ - ١٣٩٩/٠٧/٠٨مشکلات و سختی ها را پنهان کردنگزارش
2 | 1
deal with١٢:٥٠ - ١٣٩٩/٠٦/٣١درگیر بودنگزارش
14 | 1
consciousness٠٨:٥٢ - ١٣٩٩/٠٦/١٨ضمیر خودآگاهگزارش
30 | 1
held back١٤:٤٨ - ١٣٩٩/٠٦/١٧نگفتن واقعیتگزارش
2 | 1
blip١٣:٢٧ - ١٣٩٩/٠٦/١٠شرایط وخیمی که مدت زمان کوتاهی به طول می انجامد و پس از این مدت، شرایط بهبود می یابد.گزارش
18 | 1
get straight١٣:٠٥ - ١٣٩٩/٠٦/١٠روراست بودن Getting straight with yourself = با خودت روراست باشگزارش
7 | 1
bedfellow٠٧:٣٢ - ١٣٩٩/٠٥/٠٨همراه همیشگیگزارش
5 | 1
freak٠٦:١٧ - ١٣٩٩/٠٥/٠٥از خود بی خود شدن ( در اثر دیدن یا خواندن یک اثر هنری بی نظیر )گزارش
5 | 1
candid٠٢:٠٩ - ١٣٩٩/٠٣/١١در حوزه عکاسی - - - - > ناگهانیگزارش
2 | 1
term٠٨:٢٧ - ١٣٩٩/٠٣/٠٧سه ماهه بارداریگزارش
5 | 3
piercing١٤:١٧ - ١٣٩٩/٠٣/٠٤شدیدگزارش
5 | 1