پیشنهادهای کَّۆگِ تاراز (١,٢٣٨)
لری بختیاری زِئِشت
لری بختیاری لَوگِشت زِئِشت:ضرب المثل لَوگِشت:سخن زِیشت:زندگی این واژه روی هم رفته به معنای سخن زندگی و کنایه از ضرب المثل میباشد
لری بختیاری غَلُوَ:خیلی
لری بختیاری گِهات:اتهام
لری بختیاری دِلَک گِر:مدافع
لری بختیاری ژَمپ:دفاع
لری بختیاری پَدام:ماسک
لری بختیاری تِفگِشت:ابتدا تَرَک:آغاز دیندا:پایان، اتمام
لری بختیاری پَیگال:لیوان
لری بختیاری بارُوْ:باران وَشَن:باران تند
لری بختیاری اَهْلَواتahlawat: خیرات ، صدقه
لری بختیاری زیوَنْدَک:زنده زِیِشت:زندگی
لری بختیاری خیم:سرشت، شخصیت خیمین: باشخصیت وَلم خیم:نیک سرشت
لری بختیاری آپات:آباد آپاتُوapatow:آبادان
لری بختیاری نُفت ( همریشه با nose انگلیسی ) ، پِت:بینی، دماغ
لری بختیاری رِرَ ( با فتحه و کسره کشیده ) :گوش
لری بختیاری پادیمار:حقوق، دستمزد
لری بختیاری پادَک:درجه، مقام
لری بختیاری تَلخُداکوtalkhodaku: معصوم ، مظلوم
لری بختیاری چِپچِپ، باس، رَم، هَوجیف:شایعه
لری بختیاری تیت، تَل:مقدار
لری بختیاری مَتراقّ
لری بختیاری نَهروبnahrub:حرام
لری بختیاری اَهروب:حلال، پاک شِشّا:حلّال
لری بختیاری آشُ، تیدِرار:عقاب
لری بختیاری دیندا:بعدا
لری بختیاری کا، کای:آقا
لری بختیاری وِنُوvenow:بانو، خانم کَیوِنُوkayvenow:کدبانو
مختصر منابعی راجع به معنای واژه کرد 1در فرهنگ لغت دهخدا و فرهنگ معین و عمید کرد را رمه گرد خواندند. 2_ﺍﺻﻄﺨﺮﯼ ﻃﻮﺍﯾﻒ ﻓﺎﺭﺱ ﮐﻪ ﻋﻤﺪﺗﺎ ﻟﺮ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺭﺍ ﮐﺮﺩ ﯾﻌﻨ ...
فقط کافیه برید جشن لوهری را بررسی کنید. جشنی که هندیان بعد از پایان زمستان و با آغاز بهار برپا می کنند با انباشتن چوب ها بر روی هم و آتش زدن آن که به ...
دوستان خودتان قضاوت کنید
تا 400سال پیش اصلا کردستانی وجود نداشت نقشه متعلق به 978هجری
در پاسخ به پانکرد کور من همه ی پیام هاتو نخوندم فقط چند سطرش رو خوندم که از لحن گفتارت و نوشتار ضعیفت به عمق حماقت و خریت پی بردم. اولا اگه قراره که ...
لری بختیاری شَپْمازَکُناshapmazakona:دکتر، طبیب، پزشک
لری بختیاری هَپِرُوْگِرhaperowger:سرباز هَپِرُوْگِریَلhaperowgeryal:ارتش، سپاه آخْوَرپَتُوْسَرتار:سردار، فرمانده
پایتخت کهن سرزمین بختیاری نمادی از شکوه و جلال و عظمت تاریخ غنی و کهن لرستان شهری کهن و تاریخی با آثاری بجامانده به قدمت تاریخ برویی زایار لر
لری بختیاری چارْنا، دِوُندِر:مدیر چارناگِری، دِوُندِریْهْ:مدیریت تَیارچارنا، دِوُندِرتَیار:مدیر کل
لری بختیاری چاستَگ:ناهار، ظهر
از اسامی لری به معنای رهبر در لری بختیاری فعل رایْنیدِن به معنای هدایت کردن، رهبری کردن و رایِسِّن به معنای هدایت شدن و پیروی کردن هست. رایْنا در وا ...
لری بختیاری دَر، وائُوا:خارج، بیرون
لری بختیاری بُنیچَک، رُچیلَگ:نسب، دودمان، خاندان، تبار، طایفه
لری بختیاری کُرنای:کرنا
لری بختیاری رووَت، مَنگال، ری، چیهرَگ: صورت
لری بختیاری زِبدوِلَّ:صراحتا زبد پسوند تاکیدی وِلّ
لری بختیاری زِبد:صراحت
لری بختیاری ماسال:شورا ماسالگَس:مکان شور
لری بختیاری مِنزایار:بین الملل
لری بختیاری زایاریَل:ملل، ملت ها
لری بختیاری گُلُک، رَشکین:حسود