برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

کوروش

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 کو کب ، کوکاه ،کوکَه به معنی ستاره ی تندرو.
کوکه به قوپه تبدیل میشود مثل قوپه سرهنگی درجه نظامی.
قوپه به قوپا و قوپاتر ، قباذر ، قباذ ، قباد تب ...
١٤٠٠/٠٥/١٠
|

2 در لری ممسنی و جنوب به نوعی عروسک دست ساز که از نی و پارچه و مو درست می کنند بیگ یا بگم می گویند و بگم نامی دخترانه بوده که گاه به تنهایی و گاه به پس ... ١٤٠٠/٠٥/٠٩
|

3 هنر : سپاسگزارم خدایم
در موسیقی کهن لری جنوب و بختیاری نوایی بسیار دلنواز و شاد وجود دارد به نام (هوناراهنو، هوناراهنو) و نوعی دیگر (هی نای نای ...
١٤٠٠/٠٥/٠٤
|

4 دور ، خیلی دور، دوردستها،
متضاد آن، نَهند، ناهند، نَهِنگ است به معنی نزدیک
١٤٠٠/٠٥/٠٣
|

5 گتوند از ترکیب دو کلمه گت و وند تشکیل شده است. گت در زبان لری به معنی بزرگ شدن،رشد کردن و قوی شدن است.
وند پسوندی است که گاه معنی نگاهدارنده،و محا ...
١٤٠٠/٠٤/٣١
|

6 شتر احتمالا کوتاه شده کلمه شودار یا سودار به معنی دارنده آب است ١٤٠٠/٠٤/٠٨
|

7 در زبان لری به شادی و خوشی، خشی می گویند خشی در کلمه خشایار همان خوشی و شادی است و آر به معنی آورنده است.
خشایار: خوشی آور، شادی آور، یاور و نگاهب ...
١٤٠٠/٠٣/٢٦
|

8 اف در ترکیب کلماتی مانند
افسر، افروز، افسار، آفتاب، افغانستان، زرافه
همان up در انگلیسی است و به معنی بالا است.
افسر به معنی بالاتر از سر، ت ...
١٤٠٠/٠٢/١٥
|

9 از دو بخش تشکیل شده است. مه و جوس که مه همان ماه است و جوس نیز به معنی جوینده و جستجو کننده است.
بر خلاف اینکه اعراب به ایرانیها مجوس می گویند ولی ...
١٤٠٠/٠١/٢٨
|

10 ☆واژه لر، سرزمین خورشید.☆

خور، هور، به چم(معنی) خورشید است که به نور و نار هم تبدیل شده است.
خوراسان یا خراسان به چم سرزمین بالا آمدن خورشی ...
١٤٠٠/٠١/٢٨
|

11 دوباره زیبا شدن ، بازگشت ١٤٠٠/٠١/٢٨
|