پیشنهادهای کورش سلیمی (١٠)
٩٦
١ سال پیش
٠
به جای to understand به معنای برای فهمیدن درک کردن
١ سال پیش
٠
به هر قیمتی
١ سال پیش
٠
رند.
٦ سال پیش
١
Serving
٦ سال پیش
١٢
تغیر جهت دادن ( چرخش یک چیز نسبت به قبل ) Example: the box office has been reoriented
٦ سال پیش
٥
جلسه توجیهی . جلسه ای که در آن با کارشناس مربوطه در مورد فرآیند کار صحبت میشود.
٦ سال پیش
٢
اطلاعات مختصر و مفید در مورد شخص بین یک تا سه پاراگراف مانند نام و محل تولد و مراحل و اتفاقات مهم زندگی و تحصیلات و شغل و روابط اجتماعی و . . . .
٦ سال پیش
٧
افزایش بصیرت
٦ سال پیش
٣٣
بالا بردن آگاهی
٦ سال پیش
٢٢
فکرت را مشغول نکردن دغدغه ذهنی نداشتن