دیکشنری
امتیاز در دیکشنری
٨٨٤
رتبه در دیکشنری
٣,٨٨٢
لایک
٨٩
دیسلایک
٥
جدیدترین پیشنهادها
٢ سال پیش
٠
به جای to understand به معنای برای فهمیدن درک کردن
٢ سال پیش
٠
به هر قیمتی
٢ سال پیش
٠
رند.
٦ سال پیش
١
Serving
٦ سال پیش
١٣
تغیر جهت دادن ( چرخش یک چیز نسبت به قبل ) Example: the box office has been reoriented
جدیدترین ترجمهها
ترجمهای موجود نیست.
جدیدترین پرسشها
پرسشی موجود نیست.
جدیدترین پاسخها
پاسخی موجود نیست.