کورش صادقی

کورش صادقی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



افروخته٠٦:٢٤ - ١٣٩٩/١٢/٢٢شعله ورگزارش
2 | 0
تحدی٠٦:١٩ - ١٣٩٩/١٢/٢٢قصد چیزی را کردنگزارش
5 | 1
دایه٠٦:١٤ - ١٣٩٩/١٢/٢٢شیر دهگزارش
5 | 0
زمرد٠٦:١٣ - ١٣٩٩/١٢/٢٢سنگی قیمتیگزارش
5 | 0
باد صبا٠٦:١١ - ١٣٩٩/١٢/٢٢باد غرب، باد مغرب، باد باختریگزارش
12 | 1
صبا٠٦:٠٨ - ١٣٩٩/١٢/٢٢باد بهارگزارش
5 | 1
مفروش٠٦:٠٥ - ١٣٩٩/١٢/٢٢پهن شدهگزارش
2 | 0
خاضع٠٦:٠١ - ١٣٩٩/١٢/٢٢نرم رفتار، تبعیت کنندهگزارش
5 | 0
تمکین٠٥:٥٦ - ١٣٩٩/١٢/٢٢تسلیمگزارش
2 | 0
نفحات٠٥:٥٠ - ١٣٩٩/١٢/٢٢بوی های های خوشایند، خوشبو هاگزارش
7 | 1
نفح٠٥:٤٣ - ١٣٩٩/١٢/٢٢پخش شدن بوی خوبگزارش
2 | 0
غریق٠٥:٣٦ - ١٣٩٩/١٢/٢٢غرق ، فرو رفته، غوطه ور. مثل:نجات غریق گزارش
2 | 0
بعضا٠٥:٣٠ - ١٣٩٩/١٢/٢٢گاهی، بعضی اوقات.گزارش
5 | 0
تلاطم٠٥:٢٦ - ١٣٩٩/١٢/٢٢شورش، جنب و جوش، خروشیدن و. . .گزارش
9 | 0
مجرد٠٥:٢٠ - ١٣٩٩/١٢/٢٢مجرد:ذهنی مقابل ذهنی:عینیگزارش
5 | 0
مرتفع١٩:٤٠ - ١٣٩٩/١٢/٢١معنی رفع کردن هم میدهگزارش
9 | 0
ایکون١٩:٣٦ - ١٣٩٩/١٢/٢١نمادگزارش
2 | 0
اشراف١٧:١٣ - ١٣٩٩/١٢/٢١آگاه شدن بر امریگزارش
2 | 0
اشراف١٦:٥٨ - ١٣٩٩/١٢/٢١آشناییگزارش
2 | 0
اشراف١٦:٥٧ - ١٣٩٩/١٢/٢١تسلطگزارش
5 | 0
بی نزاکت١٤:٤٣ - ١٣٩٩/١٢/٢١بی ادب، بی تربیت و رجوع به نزاکت شود.گزارش
2 | 1
references١٤:٣٢ - ١٣٩٩/١٢/٢١مرجع، منبعگزارش
2 | 0
فارماکولوژی١٤:٢٠ - ١٣٩٩/١٢/٢١اثرات درمانیگزارش
2 | 1
film coated tablet١٤:١٧ - ١٣٩٩/١٢/٢١قرص روکش دارگزارش
5 | 0
text message١٣:٢٧ - ١٣٩٩/١٢/٢٠پیامک، پیام متنیگزارش
5 | 0
on shifts١٠:١٢ - ١٣٩٩/١٢/٢٠شیفتی، نوبتیگزارش
7 | 0
min٠٩:٣٠ - ١٣٩٩/١٢/٢٠حداقلگزارش
5 | 0
max٠٩:٢٩ - ١٣٩٩/١٢/٢٠حداکثرگزارش
18 | 1
headphone٠٩:٢٦ - ١٣٩٩/١٢/٢٠هدفونگزارش
7 | 0
cancel٠٩:١٢ - ١٣٩٩/١٢/٢٠لغو کردن، خنثی کردن.گزارش
7 | 0
rec٠٩:١١ - ١٣٩٩/١٢/٢٠مخفف: recreation معنی:خلق مجدد، ضبط کردن گزارش
5 | 0
index٠٩:٠٥ - ١٣٩٩/١٢/٢٠علامتگزارش
12 | 1
freeze٠٩:٠٢ - ١٣٩٩/١٢/٢٠ثابت کردنگزارش
9 | 0
vol٠٨:٤٧ - ١٣٩٩/١٢/٢٠. "abbreviation of "volume volume: ظرفیت، رسایی ( صدا ) گزارش
7 | 0
info٠٨:٤٠ - ١٣٩٩/١٢/٢٠مخفف:information معنی:اطلاعاتگزارش
14 | 0
meno٠٨:٣٦ - ١٣٩٩/١٢/٢٠فهرست انتخابگزارش
5 | 0
meno٠٨:٣٥ - ١٣٩٩/١٢/٢٠منوگزارش
5 | 0
epg٠٨:٣٢ - ١٣٩٩/١٢/٢٠EPG مخفف:Electronic program guide معنی:راهنمای برنامه الکترونیکیگزارش
5 | 0
epg٠٨:٢٦ - ١٣٩٩/١٢/٢٠آقای رضا سعیدی فر elctronic غلط! electronic دسته.گزارش
5 | 0
خبث طینت٠٥:١٩ - ١٣٩٩/١٢/٢٠ناپاکی درون، پلیدی باطن و. . .گزارش
12 | 0
بقر١٦:٢٤ - ١٣٩٩/١٢/١٩بقر:گاو نر بقره:گاو ماده دومین وبزرگ ترین سوره مبارکه قرآن کریم.گزارش
5 | 0
اسمی١١:٤٥ - ١٣٩٩/١٢/١٩بِرَند، مثال:یه گوشی اسمی خریدم. یعنی گوشی که برند، جنسش خوبه و. . .گزارش
5 | 1
اتفاق نظر٠٩:٢١ - ١٣٩٩/١٢/١٨تفاهمگزارش
21 | 1
ربوبیت٠٨:٠٨ - ١٣٩٩/١٢/١٦مربی، صاحب اختیارگزارش
7 | 0
care١٩:٢١ - ١٣٩٩/١٢/١٤محافظتگزارش
7 | 1
heard١٩:٠١ - ١٣٩٩/١٢/١٤حالت گذشته فعل hear hear ( شنیدن )گزارش
16 | 1
prepositions١٣:٤١ - ١٣٩٩/١٢/١٤حر وف اضافه مانند: in، at، on، next to ، in front ofگزارش
16 | 0
modal١٣:٣٧ - ١٣٩٩/١٢/١٤فعل ناقص مثل can, may, must, should و. . .گزارش
21 | 0
traveling١٣:٢٦ - ١٣٩٩/١٢/١٤سفر چون ing داره فک کنم جایی که استمرار داشته باشه، استفاده میشه.گزارش
9 | 1
emphatic stress١٣:١٥ - ١٣٩٩/١٢/١٤استرس یا تکیه تاکیدی استرس:با فشار ادا کردنگزارش
12 | 0