برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

مهدی ح ک

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 خانه ی سالمندان ١٣٩٩/٠٩/١١
|

2 توانایی تشخیص خوب و بد ١٣٩٩/٠٣/٠٦
|

3 to name after some body or some thing
به نام کسی یا چیزی نام گذاری کردن

١٣٩٩/٠٣/٠١
|

4 جامعه نویسندگان و منتقدان ادبی ١٣٩٩/٠٣/٠١
|

5 سرخود( کاری) انجام دادن،
بدون اخذ نظر کسی کاری را انجام دادن
١٣٩٩/٠٢/١١
|

6 be over to = be visiting to
مثال:
She do the laundry anytime she is over to watch the kids
او هروقت که برای مراقبت کردن از بچه ها (به ما سر ...
١٣٩٩/٠٢/١١
|

7 to be on bed rest
در استراحت مطلق بودن (معمولا برای بیماری، یا مشکل فیزیکی)
١٣٩٩/٠٢/١١
|

8 (اصطلاح) : از (کسی یا چیزی) دست شستن. ١٣٩٩/٠٢/١١
|

9 پدری و مادری کردن برای بچه
پدر و مادر بودن برای بچه
پدر و مادری کردن
پدر و مادر بودن
پدر و مادر شدن
فرزندپروری
بچه داری
تربیت فر ...
١٣٩٩/٠٢/١١
|

10 شستن لباس، لباس شستن،
do somebody laundry=‌لباس کسی را شستن
١٣٩٩/٠٢/١١
|