کامران بهمنی

کامران بهمنی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



ego depletion٠١:٠٦ - ١٤٠٠/٠٩/٠١فرسایش توان و تصمیم گیریگزارش
0 | 0
asides١٢:٤١ - ١٤٠٠/٠٨/١٧با from به معنی جدای از، غیر ازگزارش
0 | 0
f2١٤:١٣ - ١٤٠٠/٠٧/١٧دانشجوی پزشکی در حال آموزش برای تحصیلات تکمیلی - انترن Second - year postgraduate student in trainingگزارش
0 | 0
exploratory١٨:٠٤ - ١٤٠٠/٠٦/٠٥کاوشگر، کنجکاوگزارش
0 | 0
blood brain barrier٢١:٥٧ - ١٤٠٠/٠٤/٢٤در اصطلاح پزشکی سد خونی مغزی یا ( BBB ) محدودهٔ جداکننده بین مایع برون سلولی مغز در سیستم اعصاب مرکزی و جریان خون گردشی در بدن است بطوریکه اگر مواد ر ... گزارش
5 | 0
notalgia paresthetica١٦:١٤ - ١٤٠٠/٠٤/٠٥سندرم نوتالژیا پارستتیکا [NP] یک عارضه ی نوروپاتیک یا آسیب عصبی است که در محدوده ی اعصاب نخاعی رخ می دهد.گزارش
0 | 0
diem٢٣:١٣ - ١٤٠٠/٠٤/٠١روزگزارش
2 | 0
arteritis٢١:١٩ - ١٤٠٠/٠٣/٢٢سرخرگگزارش
0 | 1
neuroplasticity٠٠:٠٩ - ١٤٠٠/٠٣/٢١نرمش نورونی نرمش عصبیگزارش
5 | 0
the tube٠٠:٤٨ - ١٤٠٠/٠٣/٠٧متروگزارش
2 | 1
riding the tube٢٣:٣١ - ١٤٠٠/٠٣/٠٦مترو سواری سفر با متروگزارش
0 | 0
implicit memory٠٠:٥٩ - ١٤٠٠/٠٣/٠٥حافظه پنهانگزارش
0 | 0
touch typing١٦:٤١ - ١٤٠٠/٠٣/٠٣تایپ کردن سرعتی بدون نگاه کردن به صفحه کلیدگزارش
0 | 0
all cause mortality١٥:٢٢ - ١٤٠٠/٠٢/٢٩اصطلاحی آماری برای یک بیماری مرگبار یا قرار گرفتن در معرض تشعشع یا مواد شیمیایی خطرناک. a disease or a harmful exposure—such as to radiation or dang ... گزارش
0 | 0
awesomeness٢٢:٥٩ - ١٤٠٠/٠١/٢٤هیبت ابهتگزارش
5 | 0
neophilia٢٢:٢٤ - ١٤٠٠/٠١/٢٤تازه دوستی نودوستیگزارش
0 | 0
megalomaniac١٥:٠٥ - ١٤٠٠/٠١/٠٩خود شیفتهگزارش
5 | 0
دوزیستان٢٢:٢٢ - ١٤٠٠/٠١/٠٢amphibians amphibious creaturesگزارش
2 | 0
car valet٠٠:٠٥ - ١٣٩٩/١٢/٢٥ماشین شور سرویس کار خودروگزارش
0 | 0
self parody٢٣:١٠ - ١٣٩٩/١٢/١٨خود آزاری خود آزمایی تقلید کارهای خودگزارش
0 | 0
silk screen٠٠:٥٣ - ١٣٩٩/١٢/١٦چاپ سیلک روشی برای چاپ تصویر با استفاده از پارچه با توری با سوراخ های بسیار ریز.گزارش
0 | 0
chamber٢٣:٤٤ - ١٣٩٩/١٢/١٥خزانه تفنگگزارش
7 | 0
cold case٢٣:٣٨ - ١٣٩٩/١٢/١٥پرونده باز پرونده به سرانجام نرسیده که با اطلاعات جدید احتمال به سرانجام رسیدن داردگزارش
16 | 0
خزانه ٔ تفنگ١٦:٢٣ - ١٣٩٩/١١/٣٠Chamberگزارش
0 | 0
no brainer١٤:٥٠ - ١٣٩٩/١١/١٤آشکار - بی نیاز به فکر کردنگزارش
5 | 0
golden jubilee١٦:٣١ - ١٣٩٩/١١/٠٥جشن پنجاهمین سالگرد مشهور به سالگرد طلاییگزارش
0 | 0
emission cap٢٢:١٤ - ١٣٩٩/١١/٠١کلاهک تصفیه گاز خروجی - ضد گاز اگزوز کلاهک فیلتر کننده گازهای خروجی از کارخانجاتگزارش
0 | 0
basal ganglia٢١:١٦ - ١٣٩٩/١٠/٢٩عقده های پایه ای در مغزگزارش
0 | 0
pet rock٢١:٠٨ - ١٣٩٩/١٠/٢٩قلوه سنگ هایی که به شکل جانوران خانگی نقاشی و تزئین می شوند.گزارش
2 | 0
digested٠٠:٢٤ - ١٣٩٩/١٠/١٧چکیده، خلاصه شده درک و تحلیل یک مطلبگزارش
12 | 0
CPM١٩:٥٣ - ١٣٩٩/١٠/١٤cost per mille - cost per thousand ( اصطلاح بازرگانی ) هزینه هر هزار آگهی در یک رسانه ( اصطلاح عمومی ) هزینه هر هزار واحدگزارش
2 | 0
garlic fries١٨:٣٧ - ١٣٩٩/١٠/١٤سیب زمینی سرخ شده با چاشنی سیرگزارش
0 | 0
boxed item١٥:٣٣ - ١٣٩٩/٠٩/٢٩نوشته کادربندی شده بخش درون کادرگزارش
2 | 0
quant jock٠٠:٥١ - ١٣٩٩/٠٨/٢٩تحلیلگر کمیتیگزارش
0 | 0
provocateur١٦:٠١ - ١٣٩٩/٠٨/٢٨نو آور، بدعت گزارگزارش
5 | 1
candyland٢٢:٢٨ - ١٣٩٩/٠٨/٢١یک بازی تخته ای که �پادشاهی ماجراهای شیرین� The Kingdom of Sweet Adventures نیز نامیده می شود.گزارش
0 | 0
basal ganglia٠١:٢٧ - ١٣٩٩/٠٧/٢١هسته های پایه ای در مغزگزارش
2 | 0
rough edge١٢:٤٩ - ١٣٩٩/٠٧/٠٦پذیرفتنی اما با یکی دو عیب کوچکگزارش
0 | 0
نوسیاره٢٣:٤٧ - ١٣٩٩/٠٥/٢١Protoplanetگزارش
0 | 0
baby spinach٠١:٢٢ - ١٣٩٩/٠٥/٢١نوعی اسپناچ با برگ های کوچکتر و طعم ملایم ترگزارش
2 | 0
yutz١٢:١٧ - ١٣٩٩/٠٥/١٤نادان یا به دردنخور این واژه اصالت عبری داردگزارش
0 | 0
hobbyist١٩:٤٢ - ١٣٩٨/١٠/٢٨علاقمند آماتور، اهل سرگرمیگزارش
16 | 0
preground٢٠:٥٧ - ١٣٩٨/١٠/١٣از پیش آسیاب شده، قبلاً آرد شدهگزارش
2 | 0
doneness٢٢:٢٣ - ١٣٩٨/١٠/٠٦پخته و آماده بودنگزارش
9 | 0
coffee cupping٢٢:٠٠ - ١٣٩٨/٠٩/٢٨چشیدن و بوییدن قهوه تست عطر و طعم قهوهگزارش
0 | 0
novo٢٢:٥١ - ١٣٩٨/٠٩/٢٠نوین - نوظهور ( به ویژه در هنر )گزارش
5 | 0
protoplanetary١٥:٢٦ - ١٣٩٨/٠٩/١٢نوسیاره ای مربوط به سیاره در آستانه تشکیل یا تازه تشکیل شدهگزارش
5 | 0
self security٢٣:٣١ - ١٣٩٨/٠٩/٠٣خود ایمنیگزارش
0 | 0
upscale٢٢:٣٣ - ١٣٩٨/٠٨/٠٨1 - کالای قابل ارتقا کیفی 2 - کالای لوکس و با کیفیتگزارش
16 | 1
up sell٢٢:٢٤ - ١٣٩٨/٠٨/٠٨پیش فروش کردنگزارش
5 | 2

فهرست جمله های ترجمه شده



conscientiousness٠٠:٥٥ - ١٤٠٠/٠٢/١٦
• Conscientiousness is expected of a student.
از یک دانش آموز انتظار پیروی از وجدان می رود.
0 | 0