برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

جلال ساداتی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 محوطه ی رقص ١٤٠٠/٠٢/١٦
|

2 فعالیت اجتماعی ١٤٠٠/٠٢/١٦
|

3 رقص جمعی ١٤٠٠/٠٢/١٦
|

4 به نشانه دعوت
he opened the door invitingly
او در را به نشانه ی دعوت باز کرد.
١٤٠٠/٠٢/١٤
|

5 درز گیر
ماده ای که از سرما جلوگیری می کند
١٤٠٠/٠٢/١٤
|

6 کارتن بسته بندی ١٤٠٠/٠٢/١٤
|

7 خرید عمده (بدون تحویل، با قیمت ارزان)
a store where businesses and other customers can pay cash for goods at low prices and take them away instead ...
١٤٠٠/٠٢/١٤
|

8 برجسته
His brows was thick and pronounced
ابروهایش ضخیم و برجسته بود
١٤٠٠/٠٢/٠٦
|

9 نا مشهود ١٤٠٠/٠٢/٠٤
|