هومن ملاح‌زاده

هومن ملاح‌زاده

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



domotics١٧:٥١ - ١٤٠١/٠٥/٠٢خانه هوشمندگزارش
0 | 0
this follows١١:١٤ - ١٤٠١/٠٤/٢١این ( قاعده ) برقرار است.گزارش
0 | 0
finitary١٤:٠١ - ١٤٠١/٠٢/١٧متناهی - پایان دارگزارش
0 | 0
is just١٠:١٣ - ١٤٠١/٠١/٢٩[اصطلاح] همانگزارش
0 | 0
up to٢٠:١١ - ١٤٠١/٠١/١٨[ریاضیات] از نظر - از دیدگاهگزارش
2 | 0
antipodal١٢:٠١ - ١٤٠٠/١٢/٠٨[ریاضیات] پادقطرگزارش
2 | 0
antipode١١:٥٩ - ١٤٠٠/١٢/٠٨نقطه پادقطرگزارش
0 | 0
regular expression١١:١٢ - ١٤٠٠/١١/١٨[رایانه] عبارت نظم دارگزارش
0 | 0
contrast with٢٠:٢٩ - ١٤٠٠/١٠/٢٧در برابر - در تضاد با - در مقابلگزارش
5 | 0
annihilate١٤:١٢ - ١٤٠٠/٠٩/٢٧[ریاضیات] خنثی کردنگزارش
0 | 0
stand for١٥:٥٩ - ١٤٠٠/٠٩/٢٦کوته نوشت - مخففگزارش
7 | 0
integrand١٧:٣٩ - ١٤٠٠/٠٧/٢٨[ریاضیات] زیر - انتگرالگزارش
0 | 0
spline function١١:٤٠ - ١٤٠٠/٠٦/٢٩[ریاضیات] تابع تکه بندیگزارش
0 | 0
spline١١:٣٩ - ١٤٠٠/٠٦/٢٩[ریاضیات] تکه بند یعنی یک تابع را توسط تکه های چندجمله ای به صورت چندضابطه ای تقریب زدن.گزارش
5 | 0
interpolant١٠:٤٧ - ١٤٠٠/٠٦/٢٩[ریاضیات] درون یافتهگزارش
2 | 0
formulae١٤:٣٥ - ١٤٠٠/٠٦/٢٢[ریاضی] حالت جمع formula و معادل formulas به معنی فرمول هاگزارش
5 | 0
box cox١١:١٣ - ١٤٠٠/٠٥/٢٥یعنی "روشی که در آن به یک راه حل مشابه می رسیم" این اصطلاح از یک نمایشنامه 1847 آقای مورتون گرفته شده است که در آن آقای "جان باکس" و "جیمز کاکس" به ص ... گزارش
0 | 0
robust١٤:٤٥ - ١٤٠٠/٠٥/٢٠[آمار] مقاومگزارش
7 | 1
CDF٠٩:٠٠ - ١٤٠٠/٠٥/١٤[آمار] کوته نوشت Cumulative distribution function یا "تابع توزیع تجمیعی"گزارش
0 | 0
resp٠٩:٢٧ - ١٤٠٠/٠٥/١٣کوته نوشت respectively است. به معنی "بترتیبی که ذکرشد" یا "بترتیب مذکور" یا "متناظر"گزارش
0 | 0
MS١٨:٢٥ - ١٤٠٠/٠٤/١٩خانم ( صرف نظر از وضعیت تاهل او ) Ms ترکیبی از Mrs یعنی "زن شوهر دار" و Miss به معنی "زن مجرد" است.گزارش
16 | 0
a means of١٨:١٤ - ١٤٠٠/٠٢/١٧یک روش برایگزارش
14 | 0
state of the art١٦:١٧ - ١٤٠٠/٠٢/١٤تازه پژوهش شدهگزارش
0 | 0
in contrast to٠٨:٤٧ - ١٤٠٠/٠٢/٠٩در برابرگزارش
2 | 0
practice١٨:٤٣ - ١٤٠٠/٠١/١٩[رایانه] کاربرد عملیگزارش
5 | 1
refactor١٤:١٥ - ١٤٠٠/٠١/٠٧[رایانه] ساخت مجدد - بازساختگزارش
12 | 0
unmarshalling١٥:١٤ - ١٣٩٩/١٢/١١[رایانه] صف زداییگزارش
0 | 0
manifest٠٨:٥٧ - ١٣٩٩/١٢/٠٦[رایانه] صورت کد فایل متنی شامل مشخصات مولفه های کد تشکیل دهنده یک برنامه.گزارش
14 | 1
privileged١٥:٣٩ - ١٣٩٩/١٢/٠٥[رایانه] مجوزخواه، ارجح امنیتیگزارش
7 | 1
checksum١١:٢٣ - ١٣٩٩/١٢/٠٣[رمزنگاری رایانه ای] جمع آزما از دو قسمت check یعنی "آزمایش" و sum یعنی "جمع" تشکیل شده است. و این ترکیب با توجه به تعریف checksum معنی را به درستی م ... گزارش
9 | 0
hash١٠:٥٩ - ١٣٩٩/١٢/٠٣[رمزنگاری رایانه ای] درهمک یعنی مقدار درهمی که اندازه معینی و کوتاهی دارد.گزارش
7 | 1
signifying١١:٤١ - ١٣٩٩/١١/٢١اشاره کردن به - ذکر کردنگزارش
0 | 0
enumeration١٨:٥٧ - ١٣٩٩/١١/١٨[رایانه - ریاضی] فهرست شمارا ( فهرست کامل و مرتب )گزارش
2 | 0
stylise١٧:١٢ - ١٣٩٩/١١/٠٩سبک نگارشی دادن، شیوه نگارشی دادنگزارش
2 | 0
stylize١٧:١١ - ١٣٩٩/١١/٠٩سبک نگارشی دادن، شیوه نگارشی دادنگزارش
0 | 0
concrete١٦:٣٥ - ١٣٩٩/١١/٠٩[رایانه] غیرتجریدی - غیرانتزاعیگزارش
0 | 0
stub١٩:٤٩ - ١٣٩٩/١١/٠٥[رایانه - نرم افزار] تابع ته رسید - رویه ته رسیدگزارش
0 | 0
deallocate٢٠:٤٥ - ١٣٩٩/٠٩/٢٧[رایانه] رهاسازی کردن - آزادسازی کردنگزارش
2 | 0
subsume١٧:٢٢ - ١٣٩٩/٠٩/١٧[ریاضیات] فرامجموعهگزارش
2 | 1
primitive٠٩:٥٧ - ١٣٩٩/٠٩/٠٩پایه - مبناگزارش
7 | 0
viz١٥:٥٥ - ١٣٩٩/٠٩/٠٣اینگونه نامیده ( معرفی ) می شود. مترادف namely است. ( برای "معرفی کردن" یک شرح و تفسیر، در ادامه متن از این کوته نوشت استفاده می شود. )گزارش
5 | 0
overriding٢١:٣٣ - ١٣٩٩/٠٩/٠١[رایانه] رونویسی کردنگزارش
9 | 0
override٢١:٣٢ - ١٣٩٩/٠٩/٠١[رایانه] رونویسی کردن ( مخصوصا در برنامه نویسی شیءگرا )گزارش
5 | 0
fig١٢:٤٢ - ١٣٩٩/٠٨/٣٠کوته نوشت واژه Figure است. Figure یعنی شکل.گزارش
7 | 1
error prone١٠:١٨ - ١٣٩٩/٠٨/١٦[رایانه] خطاپذیر - اشکال پذیرگزارش
5 | 0
authoring١٤:٤٠ - ١٣٩٩/٠٨/١١نوشتن - نگارش - تالیفگزارش
5 | 0
placeholder١٤:٣٨ - ١٣٩٩/٠٧/٣٠[رایانه] جایگاه دار ( مخصوصا در صفحات HTML )گزارش
25 | 0
foo١٢:٣٨ - ١٣٩٩/٠٧/٣٠[زبان عامیانه] فِلان - فِلان چیزگزارش
18 | 1
iteratively١٨:٠٢ - ١٣٩٩/٠٧/١٩تکراریگزارش
5 | 0
corpora٢٠:٤١ - ١٣٩٩/٠٧/١٤[زبان شناسی] پیکره های متنی - پیکره های شامل نوشته جمع واژه corpus می باشد.گزارش
21 | 0