علی هنرزاده

علی هنرزاده

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



کرایه٠١:٢٩ - ١٣٩٨/١٠/١٣کرایه = الکِرِه، کِرِه، گرفته شده از �کراء� عربی. مزد، اجرت. مترادف کلمات؛ اجرة, ایجار, تاجیر, شحن است در عربی. این کلمه در لهجه عامیانه عراقی و همچن ... گزارش
2 | 1
پخ٠٣:٢٥ - ١٣٩٨/١٠/١٢جواب Hiop با سلام با احترام و پوزش از عزیزان در لهجه های مختلف در استان فارس این کلمه به بکار برده می شود. معمولا برای اینکه بخواهند به کسی برسانند ... گزارش
32 | 1
فحم٠٦:١٥ - ١٣٩٨/١٠/١٠گریه کودک به حدی که به انتهای گریه برسد و از صدا و گریه بیفتدگزارش
2 | 0
یسوی٠٣:٣١ - ١٣٩٨/٠٩/٢٩علاوه بر مطالب ذکر شده، یکی از معانی یُسَوّی در عربی برابر و مساوی و ارزش چیزی است. یسوی عل هذه الثمن ، که در لهجه عرب خمسه هم رواج دارد یعنی آیا به ... گزارش
2 | 0
بلبل٠٣:٠١ - ١٣٩٨/٠٩/٢٨علاوه بر معانی که ذکر شده و یا عزیزان عنوان کردند؛ در لهجه عربهای خمسه، بَلبِل، بَلبِلِه به معنی تکان دادن، حرکت دادن و به هم زدن چیزی است. مثال: طع ... گزارش
7 | 1
ودک٠٥:٠١ - ١٣٩٨/٠٩/٠٦در لهجه عرب خمسه استان فارس " وُدِک" به معنی چربی و پیه گویندگزارش
0 | 0
رق٠٤:٣٩ - ١٣٩٨/٠٩/٠٦علاوه بر معانی ذکر شده، در لهجه عرب خمسه استان فارس رَقَّ که به رَگَّ تبدیل شده است به نازک کردن نان محلی که بوسیله تیره نان و محلاج پخته می شود، می ... گزارش
5 | 0
طرق٠٤:١٤ - ١٣٩٨/٠٩/٠٦علاوه بر معانی که ذکر شده و دوستان بیان کردند، طَرَقَ به معنی کوفتن و زدن پنبه برای جدا کردن دانه های آن و نیز کوفتن و کوبیدن با چوب و . . . پشم گوسف ... گزارش
9 | 1
زلج٠٢:٤٢ - ١٣٩٨/٠٨/٠٦ازلجی الماعون = ظرفها را طوری بشویید که براق و ملس شودگزارش
0 | 0
کرنج١٤:١٢ - ١٣٩٨/٠٧/٢١کُرِنج = در لهجه عرب خمسه استان فارس به معنای چین و چروک خوردن است. ثوبک کرنج صار یعنی پیراهنت چین و چرک شد. البته این کلمه" کرنج" عربی نیست اما از ... گزارش
0 | 0
کارمش١٤:٠٣ - ١٣٩٨/٠٧/٢١در لهجه عرب خمسه، گِرِه انداختن توی صورت که از روی ناراحتی باشد، حالتی که چهره انسان را غمگین و عصبانی نشان دهد را گویند. لا کارمِش ( لَدکارمِش ) وَ ... گزارش
2 | 0
قول٠٠:١٤ - ١٣٩٨/٠٧/١٨گفتار، کلام، قرار و وعدهگزارش
9 | 1
جبت٠١:٥٩ - ١٣٩٨/٠٧/٠٩گذشته از معانی مختلفی که در خصوص جبت در آبادیس و . . . ذکر شده است، در لهجه شامی و نیز لهجه عرب خمسه استان فارس، " جِبت" به معنی "آوردن" استعمال می ش ... گزارش
0 | 0
زرنج٠٢:١٢ - ١٣٩٨/٠٧/٠٥دغل کار، باهوش، زیرکگزارش
0 | 1
یصار٠١:٣٩ - ١٣٩٨/٠٦/٢٥به لهجه عرب خمسه به معنی " می شود " به کار می رودگزارش
0 | 0
صار٠١:٣٧ - ١٣٩٨/٠٦/٢٥صار به عربی به معنی شُد نیز به کار می رود.گزارش
143 | 1
اشون٠١:١٩ - ١٣٩٨/٠٦/٢٥شون، اِشون در لهجه ایل عرب خمسه استان فارس عَین شون ماشوفه؟ نگاه کن ببین نمی بینی؟ شون اَو اِشون، ایش یَقول یعنی اجازه بده ببینم چه می گوید. شون و ... گزارش
2 | 0
عش٠٤:٥٦ - ١٣٩٨/٠٦/٢٣عش = لانه پرندگان عَش ( عَشِه ) = شامگزارش
7 | 0
کم٠٢:٥٣ - ١٣٩٨/٠٦/١٧کَم اشتریته هذه الکتاب؟ این کتاب را به چه مبلغی خریدی؟ در عربی ( کَم ) به معنی چه اندازه، چه مقدار، چه تعداد است که معمولا در اول جمله قرار میگیرد و ... گزارش
16 | 1
چند٠٢:٣٨ - ١٣٩٨/٠٦/١٧به عربی کَمگزارش
25 | 1
فی٠٠:٢٦ - ١٣٩٨/٠٥/٣١علاوه بر معانی ذکر شده "فی" به معنی "همراه " نیز مورد استفاده قرار می گیرد.گزارش
2 | 1
استثمار٠١:١٧ - ١٣٩٨/٠٥/٣٠در مواردی استثمار به زبان عربی به معنی سرمایه گذاری و بهره برداری است. اما در زبان فارسی در مواردی به معنی بهره کشی مورد استفاده قرار می گیرد. کارب ... گزارش
34 | 0
تهزا٠٥:٢٧ - ١٣٩٨/٠٥/٢٩تَهَزَّأ هـزأ، تَهَزَّأْتُ، أتَهَزَّأُ، تَهَزَّأْ، ( تَهَزُّؤٌ ) . "تَهَزّأَ بِهِ": سَخِرَ مِنْهُ، هَزَأ بِهِ. یعنی استهزاء و به سخره گرفتنگزارش
0 | 0
یدری٠٢:٣٦ - ١٣٩٨/٠٥/٢٩یَدری = به زبان عربی به معنی دانستن است. یَدری مترادف فطن در عربی است.گزارش
12 | 1
عفر٠٢:٢٥ - ١٣٩٨/٠٥/٢٥در لهجه ایل عرب خمسه استان فارس؛ لاعَفَِر فیهِ یعنی با دشواری و سختی با ایشان برخورد نکن. یعفر یعنی با دشواری و سختی با ایشان درگیر است.گزارش
0 | 0
عفریت٠٢:١٢ - ١٣٩٨/٠٥/٢٥ضمن تایید مطالب دکتر فرزام در لهجه عرب خمسه استان فارس هم کلمه عفریت کاربرد دارد. برای تحقیر یک نفر از کلمه عِفریتِه یا عِفریتِ استفاده می کنند. بر ... گزارش
7 | 2
عرب خمسه٠٤:٢١ - ١٣٩٨/٠٥/٢٢شامل ایلات عرب که از دو ایل جباره و شیبانی و طوایف مستقل عرب تشکیل شده که اکثرا در استان فارس ( شیراز، خرامه، فسا، سروستان، داراب، مرودشت، جهرم، دهبی ... گزارش
2 | 1
هب٠٣:٥٥ - ١٣٩٨/٠٥/٢٢آتش گرفتن چیزی را هَبّ گویند. هَبّ اَمس سیارتی = دیروز ماشینم آتش گرفت.گزارش
2 | 0
لهب٠٣:١٢ - ١٣٩٨/٠٥/٢٢اضافه کردن هیزم در آتشی که در اجاق است و شعله ور کردن آتش را نیز ، لَهَبُ ، یَلهَبُ گویند.گزارش
2 | 0
شم٠٣:٥٢ - ١٣٩٨/٠٥/٢١( مصدر شَمَّ ) إدراکُ الرَّوائح بحِسِّ الأنفگزارش
2 | 1
مش٠٣:٣٠ - ١٣٩٨/٠٥/٢١مُشَّ، یَمُشُّ در لهجه ایل عرب خمسه به معنی بو کردن چیزی است. نزدیک بینی بردن چیزی و استشمام کردن آن. بعضا هم در گویش عامه به شکل ماشَّ و یَامُشُّ ... گزارش
0 | 1
دمه٠٤:٢٦ - ١٣٩٨/٠٥/١٩دِمِّه = زیر خاک بکن، زیر خاک پنهان کن، به زیر خاک کردن، دِمِّه فی تحت التراب یعنی زیر خاک مدعون کن. به لهجه ایل عرب خمسهگزارش
0 | 0
یلمه٠٤:١٢ - ١٣٩٨/٠٥/١٩یِلِمِّه= به معنی مخفی می کند، پنهان می کند. در لهجه ایل عرب خمسهگزارش
5 | 1
لمه٠٣:٤٥ - ١٣٩٨/٠٥/١٩لِمّ، لِمَّ، لِمَّه = در لهجه ایل عرب خمسه به معنای پنهان و مخفی کردن چیزی گویند.گزارش
0 | 1
زبان عربی٠٢:٥٥ - ١٣٩٨/٠٥/١٩در لهجه عرب خمسه به لغته العربی ؛ لِسَان العربی گفته می شود.گزارش
16 | 1
ماعون٠٢:٤٢ - ١٣٩٨/٠٥/١٨در ایل عرب خمسه به معنای ظرف مورد استفاده است و به ظروف موجود در منزل ماعون می گویند.گزارش
7 | 1
باردان٠٢:١٥ - ١٣٩٨/٠٥/١٨باردان = ظرفی برای قرار دادن بار در داخل آن. محل نگهداری و حمل بار را گویندگزارش
0 | 0
لاخه١١:١٦ - ١٣٩٨/٠٥/١٧در گویش ایل عرب خمسه به معنای دیگر و دوباره بکار می رود. لاخِه جِئت ( جیت ) دوباره آمدی؟ لاخِه ماریدک = دیگر تو را نمی خواهم، دیگر تو را دوست ندارمگزارش
0 | 0
دوغ٠٠:٤٩ - ١٣٩٨/٠٥/١٤دوغ به عربی لَبَن گویندگزارش
18 | 7
اسه٢٣:٠٤ - ١٣٩٨/٠٥/١٣اَسِّه = به لهجه ایل عرب خمسه استان فارس به معنی اَلآن و هم اکنون است. اَسِّه اَقول لَک = هم اکنون به تو می گویم.گزارش
0 | 0
غد٠٥:٢٣ - ١٣٩٨/٠٥/١١غُد = در برخی شهرستانهای استان فارس به معنای شخص پر رو و متکبر و خود رای گویند.گزارش
60 | 1
فک٠٤:٣٣ - ١٣٩٨/٠٥/١١در لهجه عرب خمسه به معنای پایین آوردن وسایل منزل از الاغ و یا ماشین است. هنگامی که عشایر کوچرو از منزلی حمل بار می کنند و در منزل جدید وارد می شوند، ... گزارش
7 | 1
داغر٠٣:١٢ - ١٣٩٨/٠٥/١١در لهجه عرب خمسه به معنای آروغ کردن است. داغِر یعنی آروغ کرد. یا باد گلویش بیرون آمد.گزارش
0 | 1
خور١٠:٠٠ - ١٣٩٨/٠٥/٠٨علاوه بر معانی ذکر شده، خَورِ با سکون ( و ) در لهجه ایل عرب خمسه به معنای حرکت دادن گوسفندان و شتران و . . . است. مثال ؛ خَورِ الغَنَم = یعنی گوسفند ... گزارش
5 | 1
ورطه٠٩:٣٦ - ١٣٩٨/٠٥/٠٨ورطه کلمه ای عربی است و در زبان فارسی هم کاربرد دارد. تعصب داشتن زبان فارسی پسندیده است اما نه این که لغات عربی که عربی بودن آن توسط بزرگان ادبیات ف ... گزارش
16 | 2
صیدلیه٠٣:٢٧ - ١٣٩٨/٠٥/٠٨داروخانهگزارش
9 | 0
پوکیدن١٨:١١ - ١٣٩٨/٠٥/٠٦پوکید و پوکیدن لغتی فارسی است و در بین اهالی شیراز و استان فارس رواج دارد به معنی از هم گسیختن و ترکیدن. بادکنک پوکید یعنی منفجر شد و از هم پاشید و ... گزارش
21 | 1
سر٠٦:١٠ - ١٣٩٨/٠٥/٠٣سَر علاوه بر معانی گفته شده به عربی به معنای راه رفتن و از سیر هست.گزارش
7 | 1
ادمی٠٧:١١ - ١٣٩٨/٠٤/٣١در لهجه عربهای خمسه " اَدمی" به معنای " آدَمی " و انسان است.گزارش
0 | 0
وجیه٠٣:١١ - ١٣٩٨/٠٤/٢٧زیبا روی و عربی استگزارش
0 | 0