هما

هما

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



armchair strategist١١:٥٣ - ١٤٠٠/٠٤/٠٩derogatory. A person who formulates�strategy, especially military�strategy, from a position of comfort or security, without active involvement or per ... گزارش
0 | 0
natal chart٢١:٢٣ - ١٤٠٠/٠٤/٠٣نمودار زایشیگزارش
0 | 0
kylin١٢:٤٧ - ١٤٠٠/٠٣/٢٩تک شاخ افسانه های چینی که با دم گاو نر و پاها و بدن گوزن به تصویر کشیده شده.گزارش
0 | 0
houttuynia cordata١٨:٣٣ - ١٤٠٠/٠٢/٢٢گیاهی دارویی به نام دم مارمولکگزارش
0 | 0
man of letters١٢:٤٢ - ١٤٠٠/٠٢/١٩دانشمند یا نویسنده مردگزارش
0 | 0
tremella٢١:٥٧ - ١٤٠٠/٠٢/١٨قارچ لرزانگزارش
2 | 0
ministry of rites١٨:٥٤ - ١٤٠٠/٠٢/٠٣وزارت تشریفاتگزارش
2 | 0
long lasting١٧:٢٩ - ١٤٠٠/٠١/١٩با دوامگزارش
5 | 0
hairsbreadth١٣:٢٤ - ١٤٠٠/٠١/١٧با اختلاف اندک، �با فاصله بسیار کم، موییگزارش
2 | 0
bring owls to athens١٢:٢٧ - ١٤٠٠/٠١/١٧something that is pointless a useless or futile act an unnecessary venture something highly uneconomical a redundant idea Something superfluousگزارش
2 | 0
entanglement١٤:٤٧ - ١٤٠٠/٠١/١٤گرهگزارش
5 | 0
homeland١٤:٢٨ - ١٤٠٠/٠١/١٤زادگاهگزارش
14 | 0
yellow dog٢١:٥٢ - ١٤٠٠/٠١/١٣موجود پست، انسان نفرت انگیزگزارش
5 | 0
throw the bull١٤:٣٠ - ١٤٠٠/٠١/١٣بی هدف وقت خود را صرف گفتگو یا گپ زدن، کردنگزارش
5 | 0
toil and moil٢٠:١٢ - ١٤٠٠/٠١/٠٨زور و زحمتگزارش
7 | 0
prime time١٢:١٩ - ١٤٠٠/٠١/٠٧دوران اوجگزارش
5 | 0
back country٢٢:٣٥ - ١٤٠٠/٠١/٠٥ده کورهگزارش
7 | 0
safein٢١:٣٤ - ١٤٠٠/٠١/٠٥در امان نگه داشتنگزارش
5 | 0
xanadu١٨:٥٥ - ١٣٩٩/١٢/٣٠مکانی عجیب و غریب، سرزمین عجایبگزارش
9 | 0
naihe bridge١٨:٤٠ - ١٣٩٩/١٢/٣٠پل صراطگزارش
5 | 0
mouse clip٠١:٥٥ - ١٣٩٩/١٢/٣٠تله موشگزارش
5 | 0
bottom up٢٢:٠٩ - ١٣٩٩/١٢/٢٩سر کشیدنگزارش
5 | 0
meridian٢١:١٠ - ١٣٩٩/١٢/٢٩گذرگاه انرژیگزارش
32 | 1
helplessness٠١:٤٧ - ١٣٩٩/١٢/٢٩عجز، یاس، درماندگی، پریشان حالیگزارش
7 | 0
self conceited١٨:١٢ - ١٣٩٩/١٢/٢٧خودپسندیگزارش
5 | 0
dirty mouthed١٨:٣٤ - ١٣٩٩/١٢/٢٦بدزبان ، بددهن ، بحاشگزارش
5 | 0
secretively٠١:١٦ - ١٣٩٩/١٢/٢٦در خفا، زیر جلدی، مخفیانه، پنهانی، دزدکیگزارش
5 | 0
god is blind٢٠:٣٩ - ١٣٩٩/١٢/٢١خدا چشماشو به روی ما بسته. خدا بهم پشت کرده. خدا منو نمی بینهگزارش
5 | 0
get a hold over١٤:١٨ - ١٣٩٩/١٢/٢١استفاده از آگاهی از رفتارها یا سورفتارهای گذشته خود به عنوان وسیله اهرم فشار یا دستکاریگزارش
5 | 0
defected١٥:٢٠ - ١٣٩٩/١٢/٢٠فرار کردن، پناهنده ( سیاسی ) شدنگزارش
9 | 0
feel looked down upon١٠:٣١ - ١٣٩٩/١٢/٢٠مورد تحقیر قرار گرفتنگزارش
5 | 0
osmanthus١٠:١٦ - ١٣٩٩/١٢/٢٠اسمانتوس ( نام علمی: Osmanthus ) نام یک سرده از تیره زیتون است.گزارش
5 | 0
pavilion٠١:٤٩ - ١٣٩٩/١٢/١٤اقامتگاهگزارش
9 | 0