هادی سلیمی

هادی سلیمی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



prime the pump٢٣:١٩ - ١٤٠٠/٠٢/٢٤آماده سازی، رشد دادن چیزی ( خصوصا با پول ) ، موفق ساختن stimulate the growth or success of something by supplying it with money.گزارش
0 | 0
flashback١٢:٥٨ - ١٤٠٠/٠٢/٢٤بازگشت به گذشته، گذشته نگری، مرور خاطرهگزارش
5 | 0
gaslighting٠٢:٢٩ - ١٤٠٠/٠٢/٢٤احمق انگاری این واژه در اصطلاح اشاره به استفاده از فنون و ابزارهای روان شناختی دارد تا موجب شود مخاطب به سلامت عقلی خودش شک کند. این اصطلاح از فیلم ... گزارش
12 | 0
parentified child١٦:٢٦ - ١٤٠٠/٠٢/١٧کودکی که نقش پدر و مادر را ایفا کند ( چیزی کهدر خانواده بسیار شاهد او هستیم کودک والدشده، کودک با نقش والدگری when a child becomes parent to their s ... گزارش
0 | 0
single out١٦:٥٠ - ١٤٠٠/٠٢/١٦رفتار متمایز داشتن، تفاوت رفتاری و گفتاری، فرق گذاشتن رفتار کردن یا صحبت کردن در مورد ( کسی یا چیزی در یک گروه ) به روشی که از رفتار یا صحبت معمول با ... گزارش
0 | 0
lokahi١١:٤٢ - ١٤٠٠/٠٢/١٦لوکاهی کلمه هاوایی به معنای وحدت ، یگانگی ، هماهنگی و توافق است. Lōkahi is the Hawaiian word meaning unity, oneness, harmony, and agreement.گزارش
0 | 0
eyes on the prize٢٣:٠٣ - ١٤٠٠/٠٢/١٤تمرکز داشتن روی هدف، روی موضوع تمرکز داشتن، چشم به جایزه دوختن، چشم به هدف داشتن eyes on the prize used to say that someone keeps their attention on ... گزارش
2 | 0
lost child٢٠:٥٦ - ١٣٩٩/١٢/١٧کودک خاموش، گمشده، کودک ساکت کودکانی که توی خانواده خیلی ساکت و حتی گوشه گیر هستند The Lost Child is usually known as “the quiet one” or “the dreamer ... گزارش
0 | 0
parentification١٤:٤١ - ١٣٩٩/١٢/١٦والدگری فرزندان، فرزندان والدگر، فرزندانی که نقش پدر و مادری ایفا کنند Parentification is the process of role reversal whereby a child is obliged to ... گزارش
0 | 0
subsystem١١:٣٦ - ١٣٩٩/٠٩/٢٣خرده سیستم، زیر شاخهگزارش
5 | 1
brag book١٣:٤٦ - ١٣٩٩/٠٩/١٩آلبوم، آلبومی که فرد می تواند مجموعه ای از دستاوردها، عکس ها و . . . را در آن جمع آوری کند. a scrapbook or photo album intended to show its subject ... گزارش
0 | 0
speak for oneself١٧:١٩ - ١٣٩٩/٠٩/١٤بیان نظرات خود، عقاید خود را بگویید give one's own opinions.گزارش
0 | 1
detriangulation١٦:١٢ - ١٣٩٩/٠٩/٠٨خارج شدن، کنار کشیدن فرایندی که شخص سوم سعی می کند از رابطه یا سیستم بی ثبات دونفر دیگر خارج شود. detriangulation is the process in which the third ... گزارش
2 | 0
position fielding١٦:٠٧ - ١٣٩٩/٠٩/٠٨موقعیت دریافت کننده مثلا توی بازی یک سری افراد انتخاب می شوند تا توپ را بگیرند یا برای کارها و موقعیت های خاصی انتخاب می شوند. توی ورزشی مثل بیسبال ... گزارش
2 | 0
paycheck to paycheck٢١:٢٧ - ١٣٩٩/٠٩/٠٧هشتمون گرو نهمونه عدم تمکن مالی، تمام شدن حقوق قبل از رسیدن به حقوق بعدی، قبل از برج پول تمام شدن to spend all of the money from one paycheck before ... گزارش
21 | 0
put to rest١٧:٠٩ - ١٣٩٨/١٢/٢٧آرام کردن، تمام کردن، فرونشاندن ( خصوصا سوال یا مشکل را ) To settle or finish, especially a question or discussionگزارش
16 | 0
cotherapy٢٢:٤٠ - ١٣٩٨/١٢/٢٦چنددرمانگری، درمانگری چندنفری عموما در روان درمانی و خانواده درمانی استفاده می شود و اشاره به همکاری دو الی چند درمانگر برای درمان مراجع اشاره دارد C ... گزارش
9 | 0
self reflection١٨:٥٦ - ١٣٩٨/١٢/٢٦تأمل در خویشتنگزارش
9 | 1
intimidating١٨:٢٥ - ١٣٩٨/١٢/٢٦معنی کاهش اعتماد به نفس و شهامت هم میده؛ اینکه فردی باعث شود تا اعتماد به نفس و شهامتمون کم بشه causing a loss of courage or self - confidence گزارش
64 | 1
swellheaded١٧:٠٨ - ١٣٩٨/١٢/٢٦خودپسند، مغرور one becomes conceited.گزارش
2 | 0
sea legs١٧:٠٢ - ١٣٩٨/١٢/٢٦حفظ تعادل، تلو تلو نخوردن دیدید مثلا میخواهید سوار قایق بشید هی تلو تلو میخورید و تعادلتون رو حفظ می کنید که توی آب نیفتید، یا وقتی قایق حرکت میکنه ه ... گزارش
7 | 0
overidentification١٣:٤٠ - ١٣٩٨/١٢/٢٦همانندسازی افراطیگزارش
9 | 0
armchair analysis٢٢:١٠ - ١٣٩٨/١٢/٢٤تحلیلی یا بازخورد از یک فرد دارای منصب "Armchair Analysis" refers to an analysis coming from an onlooker observing from an armchair instead of someon ... گزارش
7 | 0
counterargument١١:٥٨ - ١٣٩٨/١٢/٢٤دلایل مخالفت، نقد، دلیل نقدگزارش
12 | 1
slow to warm١٥:٢٧ - ١٣٩٨/١٢/٢٣نجوشگزارش
5 | 1
venture forth١٤:٥٩ - ١٣٩٨/١٢/٢٣پیش رفتن با احتیاط ( مثلا کسی که خجالت می کشه و با احتیاط داره میره خونه فامیل ) To move forward, especially in a courageous but cautious or wary ma ... گزارش
9 | 1
slow to warm١٤:٠٧ - ١٣٩٨/١٢/٢٣به معنای خجالت یا ترس و عدم راحتی با موقعیت ها و افراد غریبه که عمدتا در کودکان شایع است، ترس از موقعیت های ناآشنا Slow to warm up" is just a phrase ... گزارش
9 | 0
talking back٠٢:١٤ - ١٣٩٨/١٢/٢٣با گستاخی جواب دادن، عمدتا در مورد کودکان به کار می رود در زمانی که والدین چیزی به آن ها می گویند و آن ها پررویی و گستاخی می کنند If a child talks ba ... گزارش
12 | 1
stay on top of٠٢:٠٩ - ١٣٩٨/١٢/٢٣در کنترل چیزی بودن، تحت کنترل بودن To remain completely in control of, aware about, or on schedule with something.گزارش
2 | 1
matter of factly٠٠:١٥ - ١٣٩٨/١٢/٢٣راست و بی پرده، بدون هیجان without showing emotionگزارش
9 | 0
slip through١٤:٢٩ - ١٣٩٨/١٢/٢٢به دردسر افتادن، مشکل پیدا کردن to fail to be noticed, resulting in problemsگزارش
18 | 0
adultlike١٣:٠٠ - ١٣٩٨/١٢/٢٢بزرگسال گونه، بالغ گونه، شبیه بزرگسال Resembling or characteristic of an adultگزارش
5 | 1
apple of eye١٢:١٩ - ١٣٩٨/١٢/٢٢دوست داشتنی، عزیز، محبوب، نورچشمی If someone is the apple of your eye, you love them very much and are very proud of them.گزارش
9 | 0
bounce off someone٢١:١٨ - ١٣٩٨/١٢/٢١به معنی نظرخواهی کردن، بازخورد گرفتن Of a person, to tell something to someone in order to solicit feedback about it. In this usage, a noun is used ... گزارش
9 | 1
jump right١٩:١٥ - ١٣٩٨/١٢/٢١انجام کاری بدون تاخیر و معطلی و به شکل درست “Jump right in” means to do something without delay.گزارش
9 | 0
enmeshment١١:٤١ - ١٣٩٨/١٢/٢١گرفتار، تحول نیافتگی مفهومی است در روان شناسی و خانواده درمانی که به معنای عدم وجود مرزهای شخصی است و عمدتا خودمختاری فرد از بین می رود و اعتقاد بر ا ... گزارش
37 | 1
in laws١٠:١٢ - ١٣٩٨/١٢/٢١خانواده همسرگزارش
44 | 1
trump٠٠:٣٨ - ١٣٩٨/١٢/١٩مغلوب ساختن، پیشی جستن، آدم خوب، نیروی ذخیره، در ورق بازی هم از این اصطلاح استفاده می شود ( خال حکم ) . a helpful or admirable person.گزارش
32 | 1
agitated depression٢١:٤٧ - ١٣٩٨/١٢/١٨افسردگی آشفته وار ؛ یک اصطلاح پزشکی نیست و عمدتا برای توصیف افرادی به کار می رود که ترکیبی از نشانگان اضطراب و افسردگی را دارندگزارش
12 | 0
why bother٢٠:٠١ - ١٣٩٨/١٢/١٨یک نوع نگرش است که چرا به خودم زحمت بدم، دلیلی نداره خودمو اذیت کنمگزارش
30 | 0
what makes tick١٩:٠٧ - ١٣٩٨/١٢/١٦با انگیزه کرده کسی یا چیزی برای رفتار کردن در یک روش خاص The things that motivate one or make one behave in a certain way.گزارش
5 | 0
one note١٨:٤٨ - ١٣٩٨/١٢/١٦جنبه تأکیدی دارد، سفت و سخت، مؤکدا unvarying in tone or emphasisگزارش
7 | 0
reel it in١٨:٤١ - ١٣٩٨/١٢/١٦بدتر شدن، از کنترل خارج شدن To get someone or something under control.گزارش
12 | 0
spending spree٠٠:٥٣ - ١٣٩٨/٠٩/١٢خرج کردن پول در زمانی کوتاه یه نوع ولخرجی و خوشگذرانی An expensive series of purchases made in a short timeگزارش
32 | 0
slip through the cracks١٨:٥٣ - ١٣٩٨/٠٩/٠٦مورد توجه سیستم نبودن، مورد حمایت قرار نگرفتن To fall through the cracks or to slip through the cracks means to remain unnoticed or unaddressed, to n ... گزارش
23 | 0
hold the fort١٧:١١ - ١٣٩٨/٠٩/٠٢پذیرش مسئولیت به خاطر نبود کسی، مسئولیت پذیری to have responsibility for something while someone is absentگزارش
12 | 0
private١٦:٥٧ - ١٣٩٨/٠٩/٠٢شیوه، سبکگزارش
23 | 1
courtship١٣:٠٢ - ١٣٩٨/٠٩/٠٢( دوره ) نامزدبازی a period during which a couple develop a romantic relationship, especially with a view to marriage.گزارش
39 | 1
catch someone off guard١٠:٥٣ - ١٣٩٨/٠٩/٠٢غافلگیر شدن، جا خوردن، انتظار نداشتن to surprise someone, esp. in a way that makes the person feel confused or uncertain گزارش
30 | 0
rebound relationship١٤:٤٠ - ١٣٩٨/٠٩/٠١رابطه جدید این نوع رابطه زمانی آغاز می شود که شما برای حواسپرتی و کم کردن فشار یک رابطه عاشقانه و نزدیک پایان یافته شده، با فرد دیگری رابطه جدیدی آغا ... گزارش
5 | 1