برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

عموهادی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 Bumper to bumperترافیک شدید سپر به سپر ١٣٩٧/١٠/٠٧
|

2 On the brink of sth درآستانه چیزی بودن ١٣٩٧/١٠/٠٤
|

3 آکبند ١٣٩٧/١٠/٠٢
|

4 در جعبه گذاشتن/ بسته بندی کردن ١٣٩٧/١٠/٠٢
|

5 پررونق ١٣٩٧/١٠/٠١
|

6 دستمالی که به عنوان سوتین زنان به سینه میبندند ١٣٩٧/١٠/٠١
|

7 هارت و پورت الکی کردن ١٣٩٧/٠٩/٣٠
|

8 رژ گونه ١٣٩٧/٠٩/٣٠
|

9 آب از آسیاب افتادن ١٣٩٧/٠٩/٢٩
|

10 ۱) شدیدا متعجب شدن
۲) با تفنگ شلیک کردن به کسی و کشتن او
۳) شکست مقتدرانه دادن در یک مسابقه
١٣٩٧/٠٩/٢٩
|