برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

هادی غفوریان

Hadi,2547

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 میراث، چیزی که از مرده برای آیندگان میماند ١٣٩٨/٠٢/١٣
|

2 منسوب به پهله، پهلوانی، ظاهرا گویشی بوده که در خراسان و اطراف آن رایج بوده ١٣٩٨/٠٢/١٢
|

3 سیبری در زبان تاتاری به معنای سرزمین خفته است

مدیر محترم سایت برای بهتر شدن این لغت نامه تصحیح کنید معنی واژه رو میخوان مردم که در اینجا بیشتر ...
١٣٩٨/٠١/٠٩
|

4 (خَ، لَ، دْ) از خلیدن می‌آید بمعنای فرو رفتن
خلیدن=فرو رفتن
خلد=فرو رود

خلد گر به پا خاری، آسان بر آید
چه سازم به خاری که بر دل نشین ...
١٣٩٧/١٢/٠٦
|

5 اضطراب، بی تابی، ملالت ١٣٩٧/١٢/٠٥
|

6 1_نام پادشاه هیتال در زمان انوشیروان

2_نام شهری از ترکستان که در آن خوش رو و زیبا رو بسیار است
١٣٩٧/١٢/٠٥
|

7 افسانه، داستان ١٣٩٧/١٢/٠٥
|

8 وسیله ای که در گذشته منجمان برای اندازه گیری ارتفاع و.... ستارگان از آن استفاده میکردند ١٣٩٧/١٢/٠٥
|

9 1_شیشه ادرار بیمار که طبیبان برای گرفتن نمونه و تشخیص از آن استفاده میکردند
درواقع طرف حاوی نمونه ادرار که برای دیدن و تشخیص بیماری پیش طبیب میبرد ...
١٣٩٧/١٢/٠٥
|

10 در برخی گویش ها به زیلو یا همان زیرانداز نیز گفته می‌شود ١٣٩٧/١٢/٠٥
|

11 (بَ، طَ، رْ) به معنی :غرور، ناسپاسی، تکبر، و درجاهایی به معنی شادی زیاد و در شادی کردن از حد گذشتن آمده ١٣٩٧/١٢/٠٥
|