برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.

سلیمانی

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده

واژه نوشتار

1 در یک سطح ١٣٩٩/٠٨/٠٩
|

2 چکیده، خلاصه ١٣٩٩/٠٨/٠٩
|

3 دنیوی ١٣٩٩/٠٨/٠٩
|

4 تلویحا ١٣٩٩/٠٨/٠٨
|

5 معضل ١٣٩٩/٠٨/٠٢
|

6 اصطلاحی فلسفی:
کون و فساد
١٣٩٩/٠٨/٠٢
|

7 در فلسفه به معنای: نظریه صدور
١٣٩٩/٠٧/٢٩
|

8 حکیم اشراقی ١٣٩٩/٠٧/٢٩
|

9 فیض، صدور، ابداع ١٣٩٩/٠٧/٢٩
|

10 فلوطین
فیلسوف نوافلاطونی
١٣٩٩/٠٧/٢٩
|

11 رساله منون
یکی از کتاب‌های افلاطون
١٣٩٩/٠٧/٢٨
|

12 نظریه تذکر
در معرفت‌شناسی افلاطون
١٣٩٩/٠٧/٢٨
|

13 نفس ناطقه
نفس عاقله
١٣٩٩/٠٧/٢٧
|

14 ناگسستنی ١٣٩٩/٠٧/٢٧
|

15 تصور، معنا، مفهوم ١٣٩٩/٠٧/٢٧
|

16 فهم ١٣٩٩/٠٧/٢٧
|

17 بخشی از ١٣٩٩/٠٧/٢٧
|

18 در فلسفه یونان به معنای
خیال
١٣٩٩/٠٧/٢٦
|

19 وهم ١٣٩٩/٠٧/٢٥
|

20 ظاهر، محسوس ١٣٩٩/٠٧/٢٥
|

فهرست جمله های ترجمه شده

واژه جمله های ترجمه شده

1 crucially
• The work of the intelligence services was crucially important to victory in the war.
• کار سرویس‌های اطلاعاتی برای پیروزی در جنگ به شکلی حیاتی‌ای مهم بود.
١٣٩٩/٠٧/٢٧
|