گلی گل گلی

گلی  گل گلی I wish nobody knew about the art< br> 🎈 🎉 I had a shell in secret 🎉 🎈

فهرست واژه ها و پیشنهادهای نوشته شده



began٢١:٠٧ - ١٣٩٨/١٢/١١زمان گذشته ی فعل: begin، اغازکرده، شروع کرده، دست گرفتهگزارش
34 | 2
location٢١:٠٥ - ١٣٩٨/١٢/١١محل مکان جا موقعیت جایگاه گزارش
9 | 1
refugee٢٠:٥١ - ١٣٩٨/١٢/١١در واقع پناهنده س معنیش که من جمعشو گفت ; ) ^ - ^گزارش
9 | 1
refugee٢٠:٥٠ - ١٣٩٨/١٢/١١پناهندگان اردوگاه پناهندگانگزارش
2 | 1
formal classes٢٠:٣٧ - ١٣٩٨/١٢/١١کلاس های قانون ( اموزش پرورش ) کلاس های رسمی کلاس های وابسته به مدرسهگزارش
0 | 0
across٢٠:٣٠ - ١٣٩٨/١٢/١١از میان از عرض از وسط یکسره ازاین طرف به آن طرف از این سو بان سو در میانگزارش
14 | 1
percent٢٠:١٨ - ١٣٩٨/١٢/١١در صد، فی صد، بقرار در صدگزارش
5 | 1
i'm so happy١٧:٥٥ - ١٣٩٨/١٢/٠٣من خیلی خوشحالم🌸♥️گزارش
16 | 1
doctor١٧:٥٢ - ١٣٩٨/١٢/٠٣دکتر پزشک طبیبگزارش
12 | 1
lunch١٧:٤٨ - ١٣٩٨/١٢/٠٣ناهار ظهرانهگزارش
16 | 1
brush١٧:٤٧ - ١٣٩٨/١٢/٠٣قلم مو علف هرزه بروس لوله لیف زدن نقاشی کردنگزارش
12 | 4
supper١٧:٤٥ - ١٣٩٨/١٢/٠٣عصرانه شام عشای ربانی یا شام خداوندگزارش
9 | 1
yesterday١٧:٤٣ - ١٣٩٨/١٢/٠٣دیروز روز پیش زمان گذشتهگزارش
9 | 1
mathematical١٧:٤١ - ١٣٩٨/١٢/٠٣وابسته به ریاضیاتگزارش
14 | 1
over١٧:٤٠ - ١٣٩٨/١٢/٠٣بر فراز روی بالای سرتاسر بیرونیگزارش
25 | 1
success١٧:٣٩ - ١٣٩٨/١٢/٠٣موفقیت پیروزی کامیابی نتیجه ترقی توفیقگزارش
12 | 1
illness١٧:٣٧ - ١٣٩٨/١٢/٠٣بیماری مرض ناخوشی کسالت بدی شرارت خستگیگزارش
5 | 3
ancient١٧:٣٦ - ١٣٩٨/١٢/٠٣باستانی کهن دیرینه قدیمی پیر دیرگزارش
14 | 1
enough١٧:٣٤ - ١٣٩٨/١٢/٠٣کافی بسنده به قدر کافی به اندازه ء کافی بس نسبتاگزارش
16 | 1
quadrature١٧:٢٤ - ١٣٩٨/١٢/٠٣درجه چهار یک چهارم ربع مربع سازیگزارش
12 | 1
corbyn١٧:٢٣ - ١٣٩٨/١٢/٠٣کوربینگزارش
2 | 1
spill١٧:٢١ - ١٣٩٨/١٢/٠٣ریختن خردهگزارش
9 | 1
bookcase١٧:١٩ - ١٣٩٨/١٢/٠٣قفسه ی کتاب ( جایی که کوچکتر از کتابخانه است و تفاوت آن با کتابخانه این است که:کتابخانه دور تا دورش را کتاب فرا گرفته است اما قفسه ی کتاب ، یک شیئ ا ... گزارش
14 | 2
ceris١٧:١١ - ١٣٩٨/١٢/٠٣سروگزارش
2 | 1
seperator١٧:٠٢ - ١٣٩٨/١٢/٠٣جدا کنندهگزارش
2 | 1
july١٧:١٣ - ١٣٩٨/١٢/٠٣جولای ماه ژوئیه هفتمین ماه میلادیگزارش
21 | 1
curable١٧:١١ - ١٣٩٨/١٢/٠٣قابل درمان علاج پذیرگزارش
7 | 1
info١٧:٠٩ - ١٣٩٨/١٢/٠٣اطلاعات موارد دانستنی ها سوابقگزارش
14 | 1
go on a diet١٧:٠٧ - ١٣٩٨/١٢/٠٣برو رژیم بگیر رژیم گرفتنگزارش
12 | 2
lift a finger to do something١٧:٠٦ - ١٣٩٨/١٢/٠٣بلند انگشت به انجام کاری ( برای انجام کاری انگشت خود را بلند کنید : Raise your finger to do something )گزارش
2 | 1
overlaminate١٧:٠٢ - ١٣٩٨/١٢/٠٣بیش از حد بیش از اندازهگزارش
2 | 1
put away١٧:٠٠ - ١٣٩٨/١٢/٠٣کنار بگذار کنار گذاردن تمام غذا یا مشروبی را خوردنگزارش
16 | 1
recruiter١٦:٥٩ - ١٣٩٨/١٢/٠٣استخدام کننده همکارانگزارش
9 | 1
go off the deep end١٦:٥٨ - ١٣٩٨/١٢/٠٣از انتهای عمیق خارج شوید رفتن به اعماقگزارش
5 | 9
no way around it١٦:٥٦ - ١٣٩٨/١٢/٠٣راهی به دور آن نیست هیچ راهی به دور آنگزارش
2 | 1
turmoil١٦:٥٥ - ١٣٩٨/١٢/٠٣آشفتگی پریشانی به هم خوردگی غوغا ناراحتیگزارش
18 | 1
go off١٦:٥٣ - ١٣٩٨/١٢/٠٣در رفتن آب شدن بیرون رفتن مردنگزارش
14 | 1
cheer up١٦:٥١ - ١٣٩٨/١٢/٠٣تشویق کردن تشجیع کردنگزارش
5 | 1
miss some one١٦:٤٩ - ١٣٩٨/١٢/٠٣دلتنگی از دست یکی دلتنگ بودنگزارش
7 | 1
owing١٦:٤٧ - ١٣٩٨/١٢/٠٣به خاطر داشتن مدیون بودن بدهماری دارا بودن به علتگزارش
9 | 1
deceptive١٦:٤٥ - ١٣٩٨/١٢/٠٣فریبنده گول زننده گمراه کننده فریب آمیزگزارش
14 | 1
continouns١٦:٤١ - ١٣٩٨/١٢/٠٣مداوم متوالی پیوسته ماندگارگزارش
2 | 1
capricious١٦:٤٠ - ١٣٩٨/١٢/٠٣دمدمی هوس باز لوسگزارش
12 | 1
congratulations١٦:٣٩ - ١٣٩٨/١٢/٠٣تبریک می گویم تبریکگزارش
7 | 1
supplies are running low١٦:٣٧ - ١٣٩٨/١٢/٠٣منابع کم مصرف هستندگزارش
2 | 1
compass١٨:٣٩ - ١٣٩٨/١٢/٠٢( اسم ها ) : قطب نما پرگار حوزه حیطه دایره گرد ( فعل ها ) : محدود کردن جهت کردن مدار چیزی را کامل نمودن نقشه کشیدن تدبیر کردن درک کردن اختراع کردنگزارش
37 | 1
blackpink١٨:٣٣ - ١٣٩٨/١٢/٠٢عکس سیاهگزارش
34 | 15
coal١٨:٣٢ - ١٣٩٨/١٢/٠٢زغال سنگ زغال زغال کردنگزارش
5 | 1
chelsea١٨:٣٠ - ١٣٩٨/١٢/٠٢چلسی ( باشگاه فوتبال چلسی ) . chelseaF. Cگزارش
12 | 40
electorate١٨:٠٤ - ١٣٩٨/١٢/٠٢رای دهندگان حوزه ی انتخابیه هیئت انتخاب کنندگانگزارش
9 | 1